ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

آقای احمدی مقدم در خواب بینند امنیت متجاوزان را


آقای احمدی مقدم در خواب بینند امنیت متجاوزان را

متجاوزان همیشه در طول تاریخ خواسته اند با سرنیزه و زور بر مستعمرات حکومت کنند اما همیشه در نقشه هایشان با شکست مواجه شدند و ستمدیدگان و مظلومان در برابر تجاوز و تعدی و ظلم و ستم و استعمار و استثمار قیام کرده اند و پای متجاوزان را از سرزمین خود قطع کرده و برای همیشه متجاوزان را به زباله دان تاریخ انداخته اند ،امروز ما در بلوچستان شاهد استعمار روافض خبیث هستیم که با استفاده از زر و زور می خواهند به استعمار و استثمار بلوچستان ادامه دهند و هر روز با رنگی جدید و چهره ای جدید بروز می کنند تا چهره کریه و خبیث و پلید خود را پشت مکر و فریب و دروغ مخفی نگه دارند اما دیگر چهره ننگین روافض متجاوز در بلوچستان عیان شده است و نمی توانند حقیقت شیطانی و جنایتکارانه و خون آشام خود را بیش از این مخفی کنند و به جنایت و تجاوز ادامه دهند.
امروز دیگر بلوچستان بیدار شده است و مردم بلوچ دیگر مردم گذشته نیستند که فریب لبخندهای شیطانی و مکارانه پاسداران و جنایتکاران صفوی را بخورند و در برابر جنایات و تجاوزها سکوت کنند ، نه دیگر چنین نیست بلکه ملت بلوچ خواستار خروج بیگانگان و متجاوزان از سرزمین خود هستند و می خواهند خود بر سرزمین خود حکومت کنند و نمی خواهند چند زابلی و تهرانی که هیچ حقی در بلوچستان ندارند برای ملت بلوچ تکلیف تعیین کنند ، جوانان بلوچ دیگر نمی خواهند برده بیگانگانی همچون خامنه ای جانی و احمدی مقدم خون آشام و شهریاری خونخوار باشند ، ملت بلوچ دیگر نمی خواهند قاتلانی چون جعفری و صفوی و رادان و احمدی مقدم برای این ملت تکلیف تعیین کنند.
امروز ملت بلوچ نیازی به نسخه پیچی های بیگانگان ندارد ، امروز صدای هر جوان بلوچ این است : اصلا بیگانگان چه کاره اند که در سرزمین ما بر ما حکم برانند و برای ما تکلیف تعیین کنند، چرا باید یک جوان بلوچ که صاحب و مالک بلوچستان است توسط یک سرباز بی سر و ته تهرانی و زابلی و .... مورد بازخواست قرار گیرد و چرا باید در بلوچستان قدرت در دست یک لر شیعه افراطی باشد و چرا باید مردم بلوچ از یک جنایتکار شیعه اتباع کنند.
امروز ملت بلوچ خواهان برچیده شدن قدرت زابلیها و متجاوزان است و می خواهد که فرزندان این دیار خود بر سرزمین خود حکومت کنن و هرگز دیگر راضی به استعمار بیگانگان نخواهند شد و آنگاه احمدی مقدم دم از امنیت آتی برای متجاوزان می زند که باید به ایشان بگویم شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لب لب خورد و گهی دانه دانه.
امنیت برای متجاوزان و زابلیهای جنایتکار تبدیل به یک رویا شده است که هرگز تعبیر نخواهد شد و هر روز بر حجم نا امنی برای متجاوزان افزوده خواهد شد و خانه های متجاوزان آتش زده خواهد شد و ثروتمندان متجاوز خلع ثروت خواهند شد و اموال بدست آمده از بلوچستان مصادره خواهد شد و بلوچستان تبدیل به جنهمی برای متجاوزان خواهد شد که همه را در شعله هایش خواهد سوخت.
آقای احمدی مقدم خوش باشد خوابی که دیده اید اما شما این خواب را پس از تاسوکی دیدید و اعلام کردید که ظرف چند ماه امنیت ایجاد خواهد شد و بلوچستان برای متجاوزان و زابلیهای جنایتکار به بهشت برین تبدیل خواهد شد اما این خواب تعبیر نشد که نشد و تا امروز جنازه های شما در بلوچستان تکه پاره می شود و به امید الله تا آزادی بلوچستان شما طعم امنیت را نخواهید چشید و باید هر روز تکه پاره های خود را جمع آوری کنید وبرایشان اشک بریزید که بسیار جنایت کردید و مردم صبر کردند اما دیگر صبری در کار نیست و آهنین پاسخ خواهید دید.
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

ایران مقدس نیست


ایران مقدس نیست
هنگامیکه با برخی از دوستان از آزاد سازی سرزمین از اشغال رافضیان صفوی سخن می گویم آشفته می شوند و چنان خشمگین می شوند که گویا ایران با خلقت زمین و آسمان با نقشه فعلی بوده است و انگار ایران از مقدسات دینی و حفظ آن وحی منزل از آسمان است ، در صورتیکه چنین نیست و نه ایران طول تاریخ با نقشه فعلی بوده است و نه از مقدسات می باشد و نه حفظ آن وحی منزل از آسمان می باشد بالعکس مللی که امروزه در جغرافیای ایران جای دارند همیشه مورد تاخت و تاز متجاوزان و بیگانگان بوده اند و گاهی با تجاوز مرکزیها ضمیمه ایران می شده اند و گاهی هم به استقلال خود دست می یافته اند و خود حکومتهای خود را داشته اند چنانچه حکومت بلوچستان 80 سال پیش با قشون کشی رضاخان از بین رفت و باری دیگر بلوچستان ضمیمه ایران شد ، بنابر این نقشه فعلی ابدی و ازلی و از بدو خلقت و آفریده پروردگار نمی باشد بلکه نتیجه تجاوز و تعدی و استکبار و ظلم و ستم عده ای جنایتکار بوده است و از نظر شرعی و اسلامی حفظ ایران از واجبات نیست بلکه بالعکس پیامبر اسلام دعا فرمود که بارالها ایران را تکه پاره کن و با این جای تعجب است که برخی از علمای ما چگونه برای حفظ چنین ایرانی دعاء می کنند و استقلال ملل را را کفر و الحاد می نامند.
آیا این افراد دلیلی شرعی برای این امر دارند و یا فقط فکر و نظر و اندیشه خود را بیان می کنند ؟
من از این دوستان فاضل چند سوال دارم که می خواهم با دقت به آن بیاندیشند و به وجدان خود پاسخ دهند:
آیا حفظ ایران مهم تر است یا حفظ انسان که همه روزه فرزندان آدم در بلوچستان به بهانه های واهی و فقط به اتهام سنی بودن و بلوچ بودن اعدام و ترور و تیرباران می شوند؟
آیا حفظ ایران مهم تر است یا حفظ ناموس که ناموس ملت توسط ایرانیهای جنایتکار دریده شد و جنایتکاران وحشی به ناموس ما تجاوز کردند ؟
آیا حفظ ایران از دین ما ارزشی بالاتر دارد که دین ما را به استهزاء گرفته و هر روز با سرمایه بدست آمده از دریای ما علیه دین و مذهب ما فیلم وسریال می سازند؟
آیا حفظ ایران از قران عظیم الشان که در چاههای فاضلاب انداخته شد ارزشی بالاتر دارد و باید هر طور شده و لو به قیمت انداختن قران کریم در چاه فاضلاب از ایران حفاظت کنیم؟
آیا ارزش ایران از مقام عظیم اصحاب پیامبر هم بالاتر است که حرمت شکنی اصحاب پیامبر را بپذیریم و همچنان به ایران بچسبیم و تکه پاره شده آن را کفر والحاد بنامیم؟
آیا باید تکه پاره شدن نوجوانان و مردان و کتاب آسمانی را بپذیریم فقط به خاطر ایرانی که پیامبر اسلام دعای تکه پاره شدنش را کرد؟
والله من نمی دانم کجای این ایران مقدس است و چرا باید این همه به این ایران بچسبیم و چرا باید این همه بها بپردازیم؟!!!!
چرا باید صفویان کافر و رافضیان مرتد بر ما ملت مسلمان بلوچ حکم برانند و ما بردگان بدون چون و چرای آنان باشیم؟
چرا باید سرنوشت ما ملت مسلمان که خدواند گفته است باید خود در دست داشته باشیم بدست متجاوزان ظالم و ستمگری باشد که همه چیز ما را هدف و نشان گرفته اند و برای ما هیچ چیز نگذاشته اند؟
چرا باید از منبر مسجد برای حفظ ایرانی دعا کنیم که جز نکبت و ذلت و خواری ما چیزی از آن ندیده ایم چه زمانی که شاه حاکمش بود و چه الان که جنایتکاران حرفه ای خمینی حاکمش هستند؟
چرا نباید ما خودمان کشور خود را نداشته باشیم که خود بر آن حاکم باشیم؟
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

یادی از عالم شهید ،مبارز انقلابی حافظ صلاح الدین سیدی سربازی







یادی از عالم شهید ،مبارز انقلابی حافظ صلاح الدین سیدی سربازی
تولد و تحصیل
حافظ صلاح الدین در خانواده ای انقلابی در منطقه سرباز بلوچستان به دنیا آمد ، پدر بزرگوارش قاری و حافظ قرآن و از مخالفان سرسخت نظام خمینی بود و در حقیقت حافظ صلاح الدین روحیه انقلابی و جهادی را از پدر بزرگوارش به ارث برده بود و تدین از ویژگیهای بارز این خانواده بود و به همین جهت حافظ صلاح الدین برای فراگیری علوم دینی پا به حوزه علمیه انزاء گذاشت و بعد از پشت سرگذاشتن دروس ابتدائی به ایرانشهر رفت و مدتی را در محضر مجاهد اسلام ،شیرمرد سرزمین بلوچستان ، مناظر بزرگ مولانا ابراهیم دامنی به فراگیری علوم دینی پرداخت و تلمذ نزد مولانا دامنی رحمه الله تاثیرات عمیقی بر روح و روان حافظ صلاح الدین گذاشت و قلبش را مملوء از عشق و محبت اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم نمود.
حفظ قرآن کریم
از آنجائیکه حافظ صلاح الدین شوق وافر برای حفظ قرآن کریم داشت دروس حوزوی را متوقف کرده و به حفظ قرآن کریم روی آورد و به همین جهت راهی پاکستان شد و در شهر کراچی در مدرسه دارالعلوم رحمانیه ثبت نام نمود و در همین مدرسه حفظ کلام الهی را به پایان رساند و بعد از حفظ قرآن کریم برای ادامه دروس دینی به مدرسه عربیه دارالفیوض لیاری رفت و دروس ابتدائی و ثانونی و عالیه را در همین حوزه خواند و برای دوره حدیث و عالمیه به جامعه طیبه رفت و از محضر علمای بزرگ و مجاهدان نامداری همچون شهید مفتی نظام الدین شامزئی و مولانا فضل محمدی یوسف زهی کسب فیض نمود و مصاحبت با چنین اساتذه بزرگی در وی روحیه انقلابی و جهادی آفرید.
عشق و محبت به اصحاب پیامبر
شهید حافظ صلاح الدین بالحق یکی از عاشقان اصحاب پیامبر اسلام و جان باختگان در این راه بود و به همین جهت پس از فراغت به دفاع از اصحاب پیامبر پرداخت و به سازمان اهلسنت که در برابر اهانتها و بی حرمتیهای شیعیان تشکیل شده بود پیوست تا از یاران و جان نثاران پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم دفاع کند و مدتها به فعالیت در این زمینه پرداخت و در آگاهی دهی به مردم تلاشهای فراوانی کرد ، او چنان عاشق اصحاب پیامبر بود که حتی سلام دادن و دست دادن با دشمنان اصحاب پیامبر را ناجائز می دانست و هرگز به دشمنان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم دست نمی داد.
جهاد و مبارزه
حافظ صلاح الدین سیدی دارای روحیه انقلابی و جهادی بود و چهره اش نشانگر روحیه جهادیش بود و هر کس چهره اش را می دید به عظمت و بزرگی و روحیه بزرگ و انقلابی وی پی می برد چنانچه دوست شهیدش مولوی خلیل الرحمان می گفت روز اول در چهره حافظ صلاح الدین مجاهد بزرگی را دیدم و به یقین دانستم که او مجاهدی مخلص و مبارزی بزرگ است.
همین روحیه انقلابی و جهادی اش بود که وی را برای فعالیت نظامی علیه نظام پلید و جنایتکار ولایت فقیه واداشت و به همین خاطر وی برای آموزشهای نظامی به نقاط مختلفی سفر نمود و با گروههای مختلف مبارز در بلوچستان ارتباط برقرار نمود و در سال 1380 هجری شمسی به سرباز بازگشت و فعالیتهای تبلیغاتی اش را آغاز نمود و جوانان را به مبارزه و جهاد علیه ظلم و بی عدالتی نظام حاکم دعوت می داد و جوانان زیادی را آماده مبارزه نمود و در سال 1383 سازمان فاروق اعظم را تشکیل داد و چندین عملیات علیه پاسداران رژیم را به اجرا گذاشت.
سال 86 با اوج گرفتن مبارزات جنبش مقاومت جندالله و پیوستن تمامی گروههای مبارز در بلوچستان به جنبش ، حافظ صلاح الدین با رهبر جنبش مقاومت امیر عبدالمالک بلوچ حفظه الله دیدار نمود و اعلام همکاری نمود و این خود نشانگر اخلاص و تواضع و فروتنی این شخصیت انقلابی و مجاهد و عالم دین بود و رهبر جنبش هم آمادگی کامل جنبش برای همکاری در تمامی زمینه ها را اعلام نمود و در زمینه آموزش و همچین فراهم نمودن تسلیحات همکاریهائی صورت گرفت و بعد از این همکاریها بود که سازمان فاروق اعظم عملیات انفجار کنار جاده ای را در منطقه سرباز به اجرا گذاشت.
دستگیری
با اوج فعالیتهای حافظ صلاح الدین رژیم متوجه فعالیتهای وی در منطقه شد و مزدوران و مخبران محلی رژیم گزارشهای منطقه را به وزارت اطلاعات منتقل نمودند و حافظ صلاح الدین در تاریخ 27 / 3/ 87 در حالیکه به ملاقات دوست و یار همراهش مولوی خلیل الرحمان به ایرانشهر رفته بود در خانه مولوی خلیل الرحمان محاصره و دستگیر شد.

استقامت و ایستادگی در برابر شکنجه های غیر انسانی و وحشیانه
حافظ صلاح الدین در برابر شکنجه های وحشیانه و ضد بشری ماموران ولایت فقیه هرگز کوتاه نیامد و مردانه در برابر ماموران ایستاد و تا آخرین لحظه با شجاعت و غیرت به ماموران وزارت اطلاعات پاسخ می داد و هرگز از موضع جهادی و انقلابیش عقب نشینی ننمود بلکه او نمونه ستودنی از استقامت و پایمردی و ایستادگی بود.
این عاشق اصحاب پیامبر ،مجاهد مخلص ، انقلابی بزرگ با قلبی مستحکم و ایمانی راسخ به رویاروئی با دژخیمان فرومایه مشرک و جنایتکار پرداخت و استقامت و پایمردی اش خشم دشمنان فرومایه اش را می افزود که توان خاموش کردن وی را نداشتند و از غصه می مردند.
شهید حافظ با تحمل کینه و بغض و شکنجه و وحشی گری و اهانت و تحقیر متجاوزان کافر ، مایه ماندگاری مبارزه و مقاومت شد و وی را تبدیل به چهره ای ماندگار و الگوئی زیبا نمود که باید علمای بلوچستان از وی تقلید نموده و در برابر متجاوزان کافر بپاخیزند.
صبر و استقامت حافظ صلاح الدین و دیگر اسیران گواه شکوه و صلابت انقلاب نوپای بلوچستان است که برای دفاع از سرزمین و دین و مظلومان آغاز شده است.
زندان و شکنجه و غم ودرد نتوانست روحیه انقلابی و جهادی حافظ صلاح الدین را از بین ببرد بلکه ایمانش را به هدف و آرمانش افزود و پايمردي حافظ صلاح الدین در اسارت، بار ديگر نشانه پيروزي ايمان بر فکر و خون و اسارت بر شمشير و قدرت بود.
چنانچه حافظ صلاح الدین در آخرین دیدار با خانواده اش که یک روز قبل از اعدام داشته است آنان را به مبارزه و جهاد دعوت داده است و گفته است که هرگز نگران وی نشوند و او آماده مرگ و شهادت در راه حق است و برای شهادت در این راه افتخار می کند.
او به خانواده اش توصیه می کند که پس از شهادتش هرگز ناراحت نشوند و توصیه کرده است که بعد از شهادتش به کسانی که برای تسلیت می آیند شیرینی بدهند و طبق وصیتش بازماندگانش شیرینی تقسیم کردند.
او به خانواده اش توصیه می کند که فرزندانش را تربیت کنند و آنان را به میدان جهاد و مبارزه اعزام کنند و می گفت فرزندانش باید همین راه را ادامه دهند و این نشانگر اوج ایمان و غیرت و شجاعت رادمرد انقلابی و مجاهد بزرگ و عالم مجاهد شهید حافظ صلاح الدین می باشد.

شهادت با اعدام
سحرگاه روز سه شنبه 13 /12/ 87 پس از 9 ماه زجر و شکنجه حافظ صلاح الدین همراه با یار با وفایش مولوی خلیل الرحمان در شهر زاهدان توسط متجاوزان پست فطرت و جنایتکار و اشغالگران پلید و خونخوار اعدام شد و جانش را فدای خالقش نمود و به دیدار حق شتافت.

یادش به خیر و راهش پر رهرو باد

دلاور بلوچ