۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

اهداف رژیم ولایت فقیه از ساخت دیوار حائل در بلوچستان اشغالی


طرح ساخت ديوار حائل از سال 85 بين مقامات ایران قوت گرفت و در سال 86 با افزايش و تشديد عملياتهااز سوي مبارزين جنبش مقاومت جندالله انسداد کامل مرزها در پارلمان رژیم تصویب شد و مبلغ صد ملیارد تومان برای دیوارکشی در بلوچستان تصویب شد که تاکنون 80 کیلومتر مرز بین دو بلوچستان شرقی و غربی با دیوار بتنی جدا از هم جدا شده است و این دیوارها، حدود دو متر ارتفاع دارند و بالای آنها دو ردیف سیم خاردار کشیده شده است و 460 کیلومتر از مرز کانال کشی شده است که آن هم به مثابه دیواری حائل و جدا کننده بین ملت بلوچ ساکن در دو سوی مرز می باشد و این جدا سازی همچنان ادامه دارد تا اینکه به طور کامل دو بلوچستان از هم جدا گردند.

هدف اصلی که رژیم از این کار دنبال می کند جلوگیری از عبور و مرور مبارزین از مناطق مرزی می باشد اگر چه رژیم در محافل خبری بیشتر به موضوع مواد مخدر می پردازد تا از کشورهای جهان و سازمان های بین المللی کمک دریافت کند اما حقیقت این است که حمل و نقل مواد مخدر از اول انقلاب وجود داشته است و هیچ وقت رژیم برای مقابله با آن به دیوار کشی نپرداخته بود و این دیوار کشی دقیقا پس از آغاز مبارزات در بلوچستان و رشد روز افزون مبارزات و مقاومتها بود که رژیم را وادار کرد به ساخت دیوار حائل پرداخته تا شاید مبارزات در بلوچستان را متوقف نماید همانگونه که اسرائیلیها به همین دلیل به ساخت دیوار حائل در فلسطین اقدام نمودند.

اما در اینجا هدفهای نهان دیگری هم دنبال می شود که رژیم به طور کامل دنبال نابودی ملت بلوچ در سرزمینشان می باشد زیرا که روابط مردم بلوچ در دو سوی مرز موجب حفظ فرهنگ این ملت و همچنین موجب رشد بینش سیاسی ملت بلوچ می شد که این رژیم را به وحشت انداخته است و رژیم با ساختن دیوار می خواهد که ملت بلوچ را از نظر فرهنگی بیش از پیش ذوب در فرهنگ فارسی و مجوسی نماید وبدین صورت فرهنگ اصیل این ملت را از بین ببرد همانگونه که ما شاهد هستیم که فرهنگ بلوچی در بسیاری از نقاط بلوچستان اشغالی از بین رفته است و حتی تحصیل کردگان بلوچ توان نوشتن و خواندن به زبان خود را ندارند و اگر روابط بین ملت بلوچ در سوی مرز تقویت شود این خود بر حفظ فرهنگ تاثیر گذاشته و آنان را از ذوب شدن در فرهنگ فارسی محفوظ نگه می دارد.

این در حالی است که این دیوار بسیاری از مناطق ملت بلوچ را که مردم یک طایفه در آن زندگی می کنند به طور کلی از همدیگر جدا می کند به طور مثال منطقه ماشکیل که با ساختن دیوار حائل حتی بسیاری از خانواده ها هم از همدیگر جدا می شوند زیرا که بسیار هستند خانواده هائی که یک برادر آن سوی مرز و یک برادر این سوی مرز زندگی می کند و این دیوار بین دو برادر جدائی می اندازد و وحدت و یکپارچگی ملت بلوچ را از بین می برد که این خود مخالف با اصول انسانی و بین المللی است.

یکی دیگر از اهداف رژیم از ساخت دیوار حائل وابسته کردن ملت بلوچ به رژیم از نظر اقتصادی می باشد زیرا که ملت بلوچ همیشه از مرز به عنوان منبعی اقتصادی استفاده کرده اند زیرا که رژیم ایران که بلوچستان را در تصرف دارد هیچ گونه تلاشی برای ایجاد منابع اقتصادی در بلوچستان نکرده است و مجبورا مردم به مرز وابسته شده اند و از مرز برای رفع نیازهای اقتصادی خود استفاده می کنند و الان با مسدود شدن مرز و ساخته شدن دیوار حائل مردم از یک منبع اقتصادی محروم می شوند و نیاز و وابستگیشان به متجاوزان بیشتر می شود و باید هر طور شده در راستای اهداف متجاوزان حرکت کنند ورنه از گرسنگی می میرند.

از نظر بین المللی هم دیوار حائل ارزشی ندارد و کاری منافی با اصول بین المللی است زیرا این دیوار یک ملت و یک خانواده و دو برادر و یک سرزمین را به صورتی ناعادلانه از هم جدا می کند و اصلا قابل قبول نیست زیرا مرز در قوانین بین المللی عبارت است ازخطي كه يك سرزمين و يا يك محيط اجتماعي را از سرزمين و یا محيط اجتماعي ديگر، از لحاظ خصوصيات فعاليت هاي اجتماعي، اقتصادي ، سياسي ، نژادي ، مذهبي وبعضی‌ مشخصات ديگر جدا مي سازد و اینجا ما در دو سوی این مرز یک ملت با یک مذهب و با یک نژاد زندگی می کنیم و این دیوار ما را از همدیگر جدا می کند لذا باید در دادگاههای بین المللی پی گیری شود و دروغهای رژیم ایران در این باره افشاء شود.


همچنین این دیوار سبب می شود که آزادي‌هاي شخصي مردم بلوچ در دو سوی مرز از جمله حقوق رفت و آمد، حق كاركردن، حق تعيين سرنوشت، دسترسي به امكانات آموزشي، بهداشتي، درماني و ساير حقوق اوليه و بنيادين مردم بلوچ نقض شود و این خود منافی قوانین بین المللی است و باید مورد بررسی قرار گیرد.

دلاور بلوچ

رژیم تهران و تغییر بافت جمعیت بلوچستان


رژیم تهران و تغییر بافت جمعیت بلوچستان رژیم تهران چه قبل از انقلاب و چه پس از انقلاب اهدافی همچون یکپارچه کردن ایران با حذف اقوام غیر فارس را دنبال نموده است و رژیم سابق در همین راستا نام شهرهای مناطق قوم نشین را تغییر داده و نامهای فارسی بر آنها نهاده تا بدین صورت فرهنگ و زبان آن اقوام را از اذهان پاک نموده و راه را برای ایرانی یکپارچه فقط برای قوم فارس هموار نمود.به طور مثال ما در بلوچستان می بینیم که نامهای شهرهائی مانند پهره و گه شستون و....تغییر داده شده اند که شاید به ظاهر مشکلی ندارد اما در حقیقت تغییر نام شهرها در نهان اهداف بزرگتری را مخفی نموده است و با گذشت زمان آن اهداف عیان می شوند.


یکی از کارهائی که رژیم تهران در سابق و الان بدان متوسل شده اند تا به زعم و خیالشان ایران را یکپارچه برای فارس و یا شیعه کنند اسکان دادن غیر بومیان مهاجر در این سرزمین بوده است که از زمان رژیم سابق با ایجاد پادگان نظامی و آوردن نظامیان شیعه از دیگر استانها به بلوچستان و بویژه قسمت شمالی بلوچستان و منطقه نصرت آباد سنجرانی (زابل) آغاز گردید و حتی بسیاری از افغانیهای شیعه مانند شهریاریها به این سوی مرز آورده شدند تا آله ای برای تهران جهت سرکوب ملت بلوچ باشند و و این اسکان دادن ها به سوی جنوب در حرکت بود و پس از نصرت آباد سنجرانی نوبت زاهدان یا همان دزآپ رسید و این روند تا انقلاب خمینی ادامه داشت.


قبل از انقلاب این امر خیلی ملموس نبود اما بعد از انقلاب خمینی و افزوده شدن فاشیسم مذهبی بر فاشیسم ملی و وجود هر دوی آن در مهاجران و حکومت مرکزی ، آنان را واداشت تا برنامه ای گسترده در این راستا تدوین کرده و به اجرا بگذارند و این برنامه با تبلیغات گسترده مذهبی و گسیل داشتن شیعیان از نقاط مختلف ایران به بلوچستان و دادن امتیازهای مهم به آنان و محول کردن تمامی ادارات دولتی و مسئولیتها نظامی و بهداشتی و علمی به آنان ، بویژه زابلیها بلوچستان را برایشان تبدیل به بهشتی کرد که شیعیان از نقاط مختلف ایران عزم اینجا را می کردند و حتی کسانی که در مناطق خود به خاطر عدم لیاقت از دست آوردن شغل محروم بودند به بلوچستان می آمدند و اینجا نه تنها به آنها شغلهای مهمی داده می شد که از مزیتهای فراوانی برخوردار می شدند و این همه جزئی از برنامه ریزی بود تا مردم اصلی این سرزمین و مالکان واقعی آن در اقلیت قرار گیرند و مهاجران همه کاره این سرزمین شوند و امروز ما شاهد این امرو هستیم و حتی اخیرا زابلیهای مقیم زاهدان در پیام های تلفنی خود به یکدیگر توصیه می کنند به بلوچها زمین ندهید!!!


یعنی گویا الان بلوچها مهاجر شدند و زابلیها صاحب اصلی !!!!


مهم ترین اقدامات رژیم تهران برای تغییر بافت جمعیت بلوچستان عبارتند از :


1 : گسیل داشتن مهاجران به بلوچستان


2 : دادن مزیتهای زیاد به افرادی که از خارج بلوچستان برای کار به این استان بیایند


3 :وادار کردن مردم بلوچ به مهاجرت به خارج از کشور


4 :دادن تمامی امتیازها شهرکهای صنعتی و .. به غیر بومیان و محروم بودن ملت بلوچ از هر گونه سرمایه گذاری تا اندازه ای که 70 در صد جمعیت بلوچ زیر خط فقر زندگی می کنند.


5 :همجه شدید متجاوزان به زبان و فرهنگ و مذهب و عقیده مردم تا راه مهاجرت را در پیش گیرند یا در فرهنگ متجاوزان ذوب شوند


6 :تغییرات شهری و روستائی بر اساس منافع متجاوزان تا مردم بلوچ در این تغییرات بهره ای نبرند و بر قدرت متجاوزان افزوده شود به طور مثال با اینکه میرجاوه و نصرت آبادجمعیت قابل ملاحظه ای دارند اما در تقسیمات سیاسی جزو خاش محسوب می شوند و یا نیکشهر جزو چابهار محسوب می شوند و در انتخابات یک نماینده از این دو شهر به مجلس راه می یابد اما از زابل که اکثر جمعیت آن را غیر بومیان تشکیل می دهند دو نماینده به مجلس می رود.


7 :ایجاد بندر آزاد چابهار و دعوت کردن از سرمایه داران غیر بومی برای سرمایه گذاری در بندر آزاد و حتی اخیرا خبر فروخته شدن بندر به طور خصوصی منتشر شده است که دست سرمایه داران غیر بومی را در منطقه به طور کامل آزاد گذاشته است.


8 : غصب زمینهای مردم بلوچ و ثبت آنها به نام شهرداری و واگذار کردن آنها با نرخهای پائین به غیر بومیان تا بیشتر تشویق شوند و دیگران را تشویق به آمدن به بلوچستان کنند.


9 : ایجاد دانشگاه بزرگ برای غیر بومیان و آوردن هزاران دانشجوی غیر بومی به بلوچستان که به بلوچستان رنگ و بوی فارسی داده شود


10 : برگزاری مراسم عزاداری و ماتم و نوحه و سینه زنی در خیابانهای بلوچستان و آویزان کرده تابلو های مخصوص شیعی تا به بلوچستان رنگ و بوی شیعی داده شود.


11 : نام گذاری خیابانهای شهرهای بلوچستان با نامهای فارسی و شیعی که هر کس از خارج بیاید این شهرها را فارسی و شیعی بداند.و.....رژیم تهران برنامه تغییر بافت جمعیت بلوچستان را بر خلاف موازین بین المللی ادامه می دهد ، زیرا قوانین بین المللی می گوید که اشغالگران حق ندارند املاك منقول يا غيرمنقول متعلق به افراد يا گروهها و سازمان‌ها را تصرف کرده و یا از بین برده و تخریب نموده و منهدم نمایند اما رژیم ایران مرتکب همه این جرائم شده و به جنایت علیه ملت بلوچ ادامه می دهد.


ملت بلوچ با هیچ قوم و مذهبی سر دشمنی و عداوت ندارد و فقط خواهان حفظ هویت و فرهنگ و مذهب خود هست اما اگر بنا باشد دیگران با تعدی و تجاوز این سرزمین را از ملت بلوچ بگیرند ،ملت بلوچ چنین اجازه ای نخواهد داد و در برابر متجاوزان و متعدیان خواهند ایستاد ، چرا که این سرزمین در طول تاریخ از آن ملت بلوچ بوده است و ملت بلوچ با خون خود این سرزمین را آبیاری کرده و براحتی آن را تحویل متجاوزان نخواهد داد.در آخر چند توصیه به نخبگان و پژوهشگران بلوچ می کنم :


1 : به این موضوع مهم یعنی تلاش رژیم ایران برای تغییر بافت جمعیت بلوچستان بپردازند و چند و چون این موضوع را مورد کنکاش قرار دهند تا مردم بلوچ از این دسیسته بیگانگان متجاوز مطلع شوند.


2 :به وضعيت جغرافيايی و جمعيتی کليه مناطق مسکونی بلوچستان پرداخته و آمار حقيقی جمعیت بلوچستان و جمعیت مهاجران را مورد بررسی قرار دهند.


3ـ دعوت از کليه سازمانهای بین المللی برای بررسی این موضوع و جنایات رژیم ایران در تصاحب زمینهای مردم بلوچ و واگذاری آن به غیر بومیان و قلع و قمع ملت بلوچ و جذب شیعیان ایران به این سرزمین جهت سرکوب ملت بلوچ برای جهانیان شرح گردد .




دلاور بلوچ