ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۷, سه‌شنبه

معرکه پیرسوران و شکست رژیم ولایت فقیه

معرکه پیرسوران و شکست رژیم ولایت فقیه
درگیری و معرکه دومگ و پیرسوران از شدیدترین درگیریها در تاریخ بلوچستان بلوچستان می باشد که مبارزان بلوچ با تعداد اندک و سلاح قلیل پوزه پاسداران متجاوز را به خاک مالیده و شکستی رسوا آمیز به مزدوران خامنه ای دادند.
رژیم ولایت فقیه با اجرای این عملیات قصد داشت منطقه کوهستانی و نفوذ ناپذیر پیرسوران را به تصرف در آورد و مبارزین را مجبور به عقب نشینی از این منطقه نماید اما هجوم هزاران پاسدار به کوهستان چیزی جز نکبت و زیان و تلفات سنگین افرادی و به باد دادن یک بالگرد کبرا برای رژیم به بار نیاورد و رژیم حتی حاضر نشد نام پاسداران هلاک شده این معرکه را اعلام نماید تا رسوای عالم نشود.

پیرسوران و کوهستان متصل به آن منطقه ای است که بارها رژیم قصد به اصطلاح پاکسازی آن را داشته است و چندین بار نیروهای رژیم از زمین و هوا به این منطقه حمله نموده اند اما چیزی عایدشان نشد.
چندی پیش پاسدار رضائی در مورد این منطقه و یک مورد از عملیاتهای نیروهای رژیم در این منطقه به خبرنگار ایسنا گفت :دو تیپ هوا نیروز، سه تیپ سپاه، سه تیپ تکاور، هنگ مرزی، هوا ناجا، در عملیات انهدام پایگاه مذکور شرکت داشته اند. هیچ راه زمینی برای رسیدن به مقر این پایگاه که در میان مناطق صعب العبور بوده وجود نداشت.
بر اساس گزارش ایسنا تعداد چهار فروند بالگرد جنگی به همراه هواپیمای «فانتوم» هوا نیروز اقدام به انجام عملیات هوایی کرده و بدین ترتیب پایگاه مورد نظر در منطقه «شورو» از زمین و هوا مورد حمله نیروهای انتظامی قرار گرفت مقامات نظامی حاضر در محل بعد از این عملیات مدعی شدند یکی از مهم ترین پایگاه های
«دشمن» را منهدم کرده اند

این یکی از عملیاتهای رژیم جهت تصرف منطقه کوهستانی دومگ و پیرسوران تا کوههای بم بود که رژیم ادعا نمود پایگاه مبارزین را منهدم نموده است اما طولی نکشید که دروغ بودن این ادعا ثابت شد و مدتی پس از این عملیات مبارزین در همین منطقه 23 تن از پاسداران رژیم را به هلاکت رساندند و این منطقه کماکان در دست مبارزان بود و این امر برای رژیم غیر قابل قبول بود بدین جهت تدارک یک عملیات بزرگ دیگر را دیدند و بیستم مهر ماه به گفته پاسدار نوروزی : پرسنل اداره كل اطلاعات استان سيستان و بلوچستان با پشتيباني قرارگاه عملياتي فتح و يگان تك ‌آوري مستقر در منطقه «شور و كورين» از توابع شهرستان زاهدان با گروه عبدالمالك ريگي درگير شدند.
این درگیری زمانی آغاز گشت که صدها نیروی رژیم به منطقه وارد شدند و مبارزین به کاروان نیروهای رژیم حمله نموده و این درگیری از عصر روز شنبه بیستم مهر تا ساعت 11 شب ادامه داشت و در این درگیری طبق گزارشهای مردمی بیش از 50 پاسدار رژیم به هلاکت رسیده و دهها تن دیگر مجروح شدند پاسداران رژیم که فکر نمی کردند با چنین مقابله ای مواجه شوند عقب نشینی از درگیری را ترجیح داده و نیروی کمکی خواستند و بامداد روز دوشنبه از زمین و هوا به یکی از پایگاههای مبارزین حمله نمودند که با مقاومت سختی از سوی مبارزین مواجه شده و تا ساعت 2 بعد از ظهر این جنگ ادامه داشت که طبق آمار دقیق 43 تن از پاسداران به هلاکت رسیده و 18 تن دیگر مجروح شده و یک بالگرد کبرای رژیم توسط مبارزان سرنگون گردید و پاسداران رژیم با دادن سنگین ترین تلفات منطقه را ترک نمودند.
سقوط بالگرد برای رژیم خیلی سنگین تمام شد و روز چهارشنبه و پنج شنبه بالگردهای رژیم فقط جهت ایجاد وحشت بین مردم مناطق مختلفی را بمباران کردند و نیروهای زمینی با رسوائی به مقرشان بازگشتند و این دژ محکم همچنان بدست مبارزان باقی ماند و رژیم که شکست سختی خورده بود نیروهایش را به طور کامل از منطقه بیرون نمود و به برخی افراد فقیر و نادار منطقه متوسل شده و با وعده دادن ماهانه سیصدهزارتومان از آنها خواسته است تا به رژیم کمک نمایند و مبارزان را از منطقه بیرون نمایند.

از این رو معرکه دومگ و پیرسوران پیروزی بزرگی برای مبارزین بود و رژیم را در اهداف شومش ناکام نمود.
به امید روزی که پای رژیم از بلوچستان به طور کامل قطع گردد
دلاور بلوچ




ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۳, جمعه

وجود متجاوزان ریشه همه مشکلات است

از آنجائی که رژیم در جنگ علیه مردم بلوچ شکست خورده است در صدد است با القای نظرات نادرست چهره ای دیگر از مبارزه به نمایش بگذارد و مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی جامعه را نشات گرفته از مبارزه در بلوچستان معرفی نماید تا بدین صورت به اهداف شومش برسد.
بلندگوهای رژیم چنین به صدا در آمده اند : همین عملیاتها مانع رشد و ترقی بلوچستان می باشد!! و درگیریها مانع سرمایه گزاری غیر بومیان در بلوچستان می باشد!!
و جنگها مانع ورود نیروهای متخصص به بلوچستان می باشد !!
مبارزه موجب رکود اقتصادی بلوچستان می باشد !! و بازاریان و تاجران متحمل ضرر می شوند!
ماموران رژیم با طرح چنین سخنان پوچ و بی اساسی به زعم خود فکر می کنند می توانند بین مردم و مبارزین فاصله بیاندازند و به نفع خود بهره برداردی نمایند ،آنان چنین می اندیشند که مردم نادان و فاقد درک و شعور سیاسی می باشند و ترفندهای رژیم را نمی فهمند و چنین مسائل را وارونه جلوه دادن مردم را از مبارزین دور می نماید غافل از اینکه مردم بلوچستان دیگر آن مردم گذشته نیستند که با چنین دسیسه های جاهلانه و بی وقعتی حقائق را درنیابند.
امروز مردم بلوچ به شعور سیاسی دست یافته اند ومسائل را خیلی بهتر از آن که متجاوزان ارائه می دهند درک می نمایند و هرگز با دروغهای رژیم منحرف نمی شوند ولی وزارت اطلاعات به تلاشهایش در این زمینه ادامه میدهد و با ساخت دروغ در کارخانه دروغ سازی مزدوران خود در منطقه را آپدیت می کند تا بین مردم به اشاعه دروغ پردازند.
در برابر این دروغها بنده چند سوال مطرح می کنم که مشکلات در بلوچستان کجا سرچشمه می گیرد ؟

آیا مشکلات اقتصادی و فرهنگی بلوچستان بعد از قیام مبارزین پدید آمدند یا پیشینه تاریخی دارند دارند؟ و حاکمان تهران هیچگاه نخواسته اند این خطه به رشد اقتصادی و فرهنگی و علمی نائل گردد؟
با نگاهی کوتاه به موقعیت اقتصادی بلوچستان در می یابیم که این سرزمین بنابر داشتن صدها کیلومتر مرز دریائی و صدها کیلومتر مرز خاکی و داشتن معادن بیشمار زیر زمینی دارای نیروی عظیم اقتصادی است که هرگز از بالقوه بودن به سوی بالفعل شدن حرکت نکرده است.
و از آغاز تاکنون سهم مردم بلوچ از این سرمایه ها فقط و فقط منحصر در قاچاق کالا بوده است که به هیچ وجه نمی تواند منبع اقتصادی به شمار بیاید بلکه شغل کاذبی است و این فعالیتها نه اراده مردم بلوچ بوده بلکه در پشت سر آن قدرت رژیم بوده است که مردم بلوچ را با شغلهائی مشغول ساخته که فقط با مسدود نمودن مرز هزاران نفر از گرسنگی می میرند! آیا واقعا سهم مردم بلوچ مالکان اصلی سرزمین از مرز آبی و خاکی فقط همین است ؟؟؟
اما سهم مردم بلوچ در سرمایه گذاریهای کلان و اقتصاد نافع و پایدار ناچیز است و همه شرکتهای اقتصادی به بیگانگانی که هیچ حقی در این سرزمین ندارند واگذار می گردد و این کار در راستای تثبیت پای متجاوزان در بلوچستان می باشد که هیچ سودی برای مردم ندارد و این نیروهای خارجی حتی در استخدام نیروی کار به جای استخدام جوانان بیکار بلوچ از نیروهای غیر بومی و خودی استفاده می نمایند. به طوری که آمار بیکاری در بلوچستان بیداد می نماید.

آیا باید غیر بومیان در این سرزمین سرمایه گزاری کنند و سرمایه داران بلوچ مجبور باشند برای حفظ ثروت خود درکشورهای عربی و پاکستان سرمایه گزاری کنند ؟
علت سرمایه گزاری سرمایه داران بلوچ در کشورهای عربی و خارجی چیست و چرا در بلوچستان خودشان سرمایه گزاری نمی کنند تا چند جوان بلوچ در کارخانه هایشان مشغول باشند شاید برخی از حقیقت مطلع نیستند و آنها را مقصر بدانند اما حقیقت این است که سرمایه داران بلوچ وقتی پا به این سرزمین نهند جایشان مراکز تجاری نیست بلکه دفاتر وزارت اطلاعات می باشد چرا؟ اولا رژیم توان دیدن رشد اقتصادی این مردم را ندارد و نمی خواهد کسی دارای سرمایه شود و چنانچه کسی موفق به جمع سرمایه شود جایش بلوچستان نیست! چرا؟
اینها همه نشانگر سیاستهای تبعیض آمیز رژیم ولایت فقیه است تا مردم بلوچ دارای منبع اقتصادی سالم نباشند و بدین صورت هر وقت دست از پا خطا کنند و خواهان حقوق خود شوند منابع لرزان اقتصادی آنان را مسدود نمایند و آنگاه هیچ کس را یارای حق طلبی نباشد.
اما در زمینه علمی و فرهنگی فقط کافیست دانشگاه بلوچستان به عنوان مثال ذکر گردد ؛ این دانشگاه با اینکه دومین دانشگاه بزرگ کشور می باشد تعداد دانشجویان بلوچ در این دانشگاه انگشت شمار هستند و این نشانه عمق تبعیض رژیم بر مردم بلوچ می باشد.
نوجوانان و جوانان بلوچ ابتدائا از فقر اقتصادی رنج برده و نمی توانند به دانشگاه راه یابند و کسانیکه با هزاران مشکل تحصیلات ابتدائی و ثانوی خود را به پایان می رسانند در برابر دانشگاه با دیو گزینش مواجه شده که هزاران سوال را باید در مورد دین و مذهب و ملیت و افکار و اندیشه های خود پاسخ دهند و به مشکل جوان بلوچی از این معرکه جان سالم بدر برده و به دانشگاه راه می یابد.
اما چرا با این تبعیض مواجه می شوند؟
چون بلوچ هستند و اگر علم و دانش را فراگیرند با حقوق خود آشنا می شوند و آنگاه برای ظالمان و متجاوزان مشکل ساز می شوند.
متجاوزان در سرزمین بلوچستان به هیچ عنوان خواهان رشد علمی جوانان بلوچ نیستند!!
اما صحنه سیاسی بلوچستان چنان تاریک است که گویا ملت بلوچ مهاجرانی هستند که از کشوری دیگر به این نقطه کوچ کرده اند و هیچ قدرتی در تعیین سرنوشت خود ندارند و این از یک دو سال نیست بلکه از سی سال پیش تاکنون مردم بلوچ مانند آوارگانی هستند که در سرزمینی دیگر به سر می برند
این سرزمین از آن مردم بلوچ است و مردم بلوچ باید در آن حکومت کنند و برای پیشرفت و رشد همه جانبه آن تلاش نمایند و هر تلاشی که از سوی بیگانگان می شود هدف شومی در آن نهفته است و آن چیزی جز تثبیت پایه های استعمار نمی باشد.
مردم بلوچ این حقیقت را دریافته اند و می دانند که نیازی به کمک متجاوزان ندارند و خود می توانند بر خود حکومت کنند و خود می توانند عنان سرزمین خود را در دست داشته باشند.
برخی تبلیغ می کنند که پس از تاسوکی سرمایه گذاران غیر بلوچ منطقه را ترک کردند که این امر مایه خوشحالیست و مردم بلوچ همین چیز را می خواهند که متجاوزان منطقه را ترک نمایند.
فقر و بیکاری و بی سوادی سوغات همین متجاوزان برای مردم بلوچ می باشد و به امید حق پای متجاوزان از این سرزمین برای همیشه قطع خواهد شد.
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲۷, شنبه

تصاویر شهدای جنبش











نگاهی به مطلبی تحت عنوان نقدی بر مصاحبه اخیر عبدالمالک ریگی

نگاهی به مطلبی تحت عنوان نقدی بر مصاحبه اخیر عبدالمالک ریگی
فرد مجهول الحالی با ساختن وبسایتی پس از درگیریهای اخیر اطراف زاهدان که غالبا هدفش دفاع از رژیم است و از نوع نگارشش چنین به مشام می رسد و به اخبار رژیم صد در صد اعتماد و یقین دارد مطلبی پیرامون مصاحبه اخیر رهبر انقلابی بلوچستان با تلوزیون پارس نوشته که چون در برخی وبلاگها انتشار یافته لازم دیدم نظرات خود را در مورد این مطلب و اهداف پشت پرده نویسنده ارائه دهم.
نویسنده که گویا برای بار اول نام بلوچ و مسئله بلوچستان را از رسانه های خارجی شنیده به ظاهر ابراز خرسندی نموده اما این اظهار خرسندی با سخنان بعدی نویسنده کاملا در تضاد می باشد و نوشتارش ثابت می کند که وی جزئی از پروژه رژیم می باشد.
جالب است که دو روز پیش بنده ایمیلی با همین عنوان البته با فحاشی کامل به مردم بلوچ دریافت نمودم که نویسنده عینا همین نقاط را با فحش و دشنام نگاشته بود.
این فرد مدعی شده که رهبر جنبش در مصاحبه اش اخبار نادرستی از درگیری ارائه نموده است که به استحضار این فرد می رسانم که در درگیری منطقه کوهستانی که ساکنان بسیار اندکی دارد منبع اخبار دو طرف درگیر می باشند که یک طرف درگیر رژیم ولایت سفیه می باشد و طرف دیگر جنبش مقاومت بلوچستان که رژیم در تمام دوران درگیری اشاره ای به این درگیری ننمود و تنها گزارش رژیم در مورد شهادت 4 تن از مبارزان بود که تبعا درگیری بین اعضای جنبش را ثابت می کرد که جنبش قبلا اعلام کرده بود و رژیم حاضر نبود بپذیرد تا که 4 مبارز به شهادت رسیدند و بعد از شهادت 4 مبارز رژیم فقط در همین یک مورد اطلاعرسانی نمود.
و در همین مورد مسئولان امنیتی رژیم دچار تناقض شده و روز اول پاسدار نوروزی از کشته شدن 10 تن اطلاع داد و یک روز پس از آن شورای تامین استان 10 نفر را به 4 تن تقلیل داد که این خود دروغ پردازی رژیمی که شما به رسانه هایش اعتماد دارید می باشد در صورتی که بسیاری از فعالان حقوق بشر ایرانی از رژیم خواستند اجازه دهد تا به منطقه بروند و ادعای جنبش مبنی بر بمباران منطقه را بررسی نمایند که به سختی بازداشته شدند و این امر چه چیزی را ثابت می کند.
شما که واقعا به مسائل حساس هستید لطف کنید و به پیر سوران رفته که زیاد دور هم نیست و از روستائیان اطراف بپرسید تا حقیقت را دریابید اما مثل اینکه شما هدفی دیگر را دنبال می کنید.
اما انتقال مجروحین و هلاک شدگان با هلی کوپتر به کرمان و همچنین به بیمارستان نبی اکرم زاهدان امری مسلم است ، شما اگر اندکی بر ذهن خود فشار می آوردید رژیمی که به درگیری که واقعا مسلم است و شهادت مبارزان دلیل آن می باشد اشاره نمی نماید چگونه اجازه می دهد که که اخبار هلاکت پاسداران به افراد عادی برسد و از سوئی چندی پیش طرحی در دولت تصویب شد که در آن تاکید شده بود که رسانه ها از درج اخبار بلوچستان ممنوع شده بودند هنگامیکه دولت چنین لایحه ای را تصویب می نماید به مردم اجازه مطلع شدن از هلاکت و مجروحیت پاسداران می دهد.
باز بر می گردیم که در این میان منبع خبری جنبش و رژیم می باشد و حال رژیم روشن شد و تنها ما می مانیم و اخبار جنبش که خود در درگیری حضور داشته اند.
شما مدعی هستید که در آمار مطروحه توسط جنبش اغراق شده لذا شما لطف کنید و با سند و مدرک این اغراق را ثابت نمائید.
اما در مورد جنازه ها اگر شما زحمت بکشید و نگاهی بر تصاویر شهدا بیاندازید آثار کشیده شدن جنازه ها بر روی زمین کاملا قابل مشاهده است ولی شاید شما این زحمت را به خود نداده اید.اما این حرف شما که تاکنون چنین چیزی سابقه نداشته است واقعا وابستگی شما را با رژیم ثابت می کند زیرا مردم بلوچستان به مراتب بدتر از این مشاهده نمودند مثل اینکه شما فراموش کرده اید که گشت های ویژه (کج کلاه ها )با مردم چه می کردند یادتان رفته که در وسط بازار روز یک فرد مسن را چگونه مورد ضرب و شتم و تحقیر و تذلیل قرار دادند ، شما به یاد ندارید که گشت های ویژه (الگانسها ) با مردم چگونه برخورد می کردند ، شما فراموش کرده اید یا خود را به تجاهل عارفانه می زنید که آگاهی با جوانان چه می کرد ، سرهنگ کاوه و جنایتهایش را که سیگار در گوش و بینی جوانان خاموش می کرد را از یاد برده اید و یا همین چند وقت پیش که ماموران در جاده زاهدان _ بم با دوجوان بلوچ چگونه برخورد می کردند که فیلمش هم در یوتیوب منشر شد و هزاران مثال دیگر ......

اما آنچه رهبر جنبش گفت بر جنازه های شهدا کاملا مشهود بود و هر که را چشم حقیقت بین است به خوبی می بیند که با جنازه ها چه کرده اند کمی نگاه کن چهره مبارزین زخمی نشده است اما چرا خونین است این هم شگرد رزیلانه پاسداران انقلاب است تا چهره شهید را خراب به تصویر کشند.
مثل اینکه جنابعالی هرگز به وزارت اطلاعات یا آگاهی و دیگر بازداشتگاههای رژیم برده نشده ای که چنین از رژیم دفاع می کنی و می گوئی که چنین چیزی سابقه نداشته است ولی من در این بازداشتگاهها انداخته شده ام و سوگند به وحدانیت الله که هیچ قومی مانند پاسداران رژیم رزیل و پست نیستند والله که یهودیان شرف دارند و آنگونه که پاسداران رژیم انسانیت را تحقیر می کنند هرگز نمی کنند.

و برای مردم بلوچ این یک واقعیت مسلم است و همه می دانند که پاسداران رژیم با دستگیر شدگان و حتی با اجساد شهداء چه می کنند.

اما قسمت اخیر مطلب این فرد مجهول واقعا که نیت خیری که از آن دم می زند را مشکوک می نماید و حقیقت را آشکار می نماید این فرد در قسمت آخر مطلبش به ادبیات فارسی رهبر جنبش گیر داده است البته فراموش کرده که خمینی که فارس زبان بود سخنرانیهایش مملو از اشتباهات ادبی بود در صورتیکه رهبر جنبش با اینکه مدت 6 سال است که در کوههای بلوچستان به سر می برد و تمام دوستانش بلوچ هستند و به ندرت فارسی صحبت می کند باز هم از خمینی بهتر صحبت می کند.
البته اگر فرض کنیم که آقای ریگی ادبیات فارسی خوبی ندارد باید بگویم رهبر جنبش بلوچ است و زبان مادریش بلوچی است و باید طوری صحبت کند که برای جهانیان آشکار شود که این فرد فارس نیست بلکه بلوچ است.
اشکال ادبی که این فرد هم به رهبر جنبش کرده جالب است و نشان می دهد که این فرد با توسل به تلفظ برخی کلمات می خواد به رهبر جنبش انتقاد نماید و آن این که رهبر جنبش به جای شورای تامین شرق کشور یا شورای تامین استان بلوچستان لفظ وزارت تامین شرق کشور را به کار برده است.
آقای هر که هستی برای ما شورا و وزارت یکی است چه این باشد چه آن جنایتکارند و دروغگو و مکار و همه همراه با مزدورانشان باید به سزای اعمال ننگین خود برسند.
و اگر شما بلوچ هستید بهتر بود وقت خود را صرف تحلیل دروغهای شاخدار نظام می کردید که همه روزه مردم می کشند و نام مواد مخدر بر آن می زنند.
اگر شما بلوچ هستید اتهامی دروغینی که رژیم به مبارز بزرگ احمد وفائی زده است را مورد تحلیل و بررسی قرار بده و برو از خانواده و نزدیکان و دوستان وی در موردش تحقیق کن البته شاید شما مامور هستید و المامور المعذور.
با سپاس دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

عزیزم احمد جان شهادتت مبارک


عزیزم احمد جان شهادتت مبارک

شهید غیور و دلیرمردی از دیار سرباز بلوچستان ، مبارزی خستگی ناپذیر ، مجاهدی مخلص ، فرماندهی شجاع و شخصیتی متین و با وقار احمد وفائی که در اوج جوانی به خاطر دفاع از مردم و دین و مذهبش به دنیا پشت پا زد و راهی کوههای بلوچستان شد و در مدتی کوتاه در همراهی رهبر جوانتر از خودش تبدیل به فرماندهی چیره دست و رهبری توانا شد.

احمد وفائی دارای شخصیتی محکم ، اخلاقی زیبا و طبعی نرم بود که با اخلاق و شخصیتش همه را مجذوب خود کرده بود و در هر مجلسی از زیبائیهای اخلاق وی ذکری به میان می آمد با این همه او در مسائل سازمانی فردی محکم بود که تک تک قوانین سازمانی را نه تنها خود اجرا می نمود که الگوی دیگران در قانونمداری و سازماندهی بود.

احمد وفائی مجاهدی مخلص و فروتن بود که همه را برتر از خود می پنداشت و با اینکه از مسولان جنبش بود هیچگاه و هرگز دچار احساس خود برتری نشد و گاها تحت فرماندهی افراد تازه (که به خاطر تربیت فرمانده می شدند )به پایگاه آموزشی فرستاده می شد که با تمام وجود از فرمانده خود اطاعت می کرد و فروتنی و اخلاصش برای همه مبارزان آموزنده بود.

احمد وفائی مبارزی خستگی ناپذیر بود که در خدمت و کار پیشاپیش همه حرکت می کرد و خودش غذا می پخت و هیزم جمع می کرد و هیچگاه از خدمت کردن به مبارزین طفره نمی رفت.

احمد وفائی بی شک از شجاع ترین و غیورمرد ترین فرزندان بلوچستان بود که از مرگ هیچ هراسی نداشت و خطرناک ترین مسئولیتها را بر عهده می گرفت و با شجاعت تمام مسئولیتهایش را انجام می داد ، او همیشه آرزوی شهادت در راه حق داشت و این آرزویش را برای دیگران اظهار می کرد و می گفت دعا کنید تا در این راه شهید شوم.

احمد وفائی از وفادارترین یاران امیر عبدالمالک بود که دوستیشان به سالها قبل از بنای جنبش باز می گردد زمانیکه در زاهدان پای پیاده به مناطق مختلف شهر می رفتند و جوانان را دعوت جهاد می دادند و تا آخرین قطره خون پاکش به عهد و پیمان خود وفادار ماند.

احمد وفائی دارای خوئی پاکیزه بود و بر پاکیزگی و نظافت خیلی سخت بود و همه وقت مبارزان را توصیه به نظم و نظافت و پاکیزگی می کرد، او همیشه کیف دستی با تمام وسائل بهداشتی همراه خود داشت و بدون آن کیف هیچ جا نمی رفت.

احمد بیشتر وقت خالی خودش را در مطالعه کتاب و تلاوت قران و مطالعه تفسیر و بررسی اخبار می گذراند و برای تحقیق مسائل با دوستان کارشناس تماس می گرفت و جزئیات مسائل را دریافت می نمود.

احمد انسانی متقی و پرهیزگار و مومن بود، او از همه کارهای لایعنی پرهیز می کرد و در تنهائی ها مشغول عبادت و راز و نیاز با خدا می شد، او پابند نماز شب و اذکار مسنون بود.
بی شک احمد وفائی ستاره ای درخشان در تاریخ بلوچستان است و نامش برای همیشه در تاریخ مبارزات این دیار ثبت شد.
زندگی احمد وفائی مملو از درس و آموزه برای مبارزان بود و شهادتش چنان روحیه ای به مبارزان داده که قابل تصور نیست .
روحش شاد و رهش پر رهرو باد



دلاور بلوچ

با ما تبار فدایی ، با ما غرور رهایی

با ما تبار فدایی ، با ما غرور رهایی
این است حماسه قهرمانانی که به دادخواهی از مردم تحت ستمشان به مبارزه با این طاغوتیان تنها با سلاح غیرت و ایمانشان برخاسته اند و پرچم شرافت وعزت را در بلوچستان به اهتزاز درآوردند و به فرعون زمان ، خامنه ای نشان دادند ، هستند مردانی که بندگی غیر خدا را نمی پذیرند و برای سرزمین ، دین و ناموسشان آسان جان می سپارند ، آنانی که بی باکانه به صف ضحاکان زمان تاختند و دلاورانه انبوه بیشمار آنان را به جهنم ابدی رهسپار کردند تا همگان بدانند که جوانان بلوچ بپا خاسته اند که تا آخرین قطره خونشان از غریب مردمانشان دفاع کننداینک طلسم این شب شکسته شد و در بلوچستان هر صدا شعر طوفان است و هر مشت گره شده ، جوانه آزادی
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است
و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و خمپاره
با ما تبار فدایی با ما غرور رهایی
آری ما دل در گرو دادگان وادی عشاقیم
ما به رهایی ملتمان دست از جان شستگانیم
لشکر خداییم که برای دین و ناموسمان می نبردیم
فرزندان بلوچستانیم که با طنین الله اکبر ستونهای لرزان استبداد سیاهتان را در هم خواهیم شکست
به خدا سوگند که فرزندان بلوچستان دیگر به شما اجازه نخواهند داد که به تاخت وتاز در این مرز و بوم ادامه داده و این گونه مفتضحانه به خاک و خون می کشانندتان
به خدا سوگند که این طغیان و خروش فرزندان بلوچستان را هیچ سدی جلودار نخواهد بود و قطار بی ترمز جور و جنایتتان در بلوچستان واژگون خواهد شد و تن ناپاکتان در آتش خشم بلوچستان خواهد سوخت
نصر من الله و فتح قریب
یار محمدزهی- خاش

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

پیام دوست عزیز دکتر سعید شه بخش در مورد شهادت اعضای جنبش

پیام دوست عزیز دکتر سعید شه بخش در مورد شهادت اعضای جنبش
شهادت یاران عزیزم فرمانده احمد وفائی ، الله نظر کبدانی ، نادر ریگی و ناصر شه بخش را به خانواده ، ملت بلوچ و رهبری جنبش مقاومت امیر عبدالمالک بلوچ تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
از این افتخار چه مقامی برتر که این عزیزانم در این دنیای فانی خوشنام ، سرمچار و سردار وار زیستند و اکنون مهمان پرودگارشان رب العزت هستند.
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
(و گمان مبرید کسانیکه در راه الله کشته شدند مرده اند بلکه آنان زنده هستند و نزد پرودگارشان رزق داده می شوند.)
و رژیم بداند که بیشک خون شهداء عزم مبارزه و قیام را در هر ملتی حیاتی دیگر بخشیده و رسیدن به سرمنزل عزت و آزادی را هموارتر می سازد.
سعید شه بخش

تلفات نیروهای رژیم در سه روز درگیری در دومگ بیش از 100 نفر می باشد

به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان تعداد تلفات نیروهای رژیم در درگیری که ساعت 4 بعد از ظهر روز شنبه آغاز گردید و تا روز دوشنبه ادامه داشت به صد تن رسیده است.خبرنگار تفتان می گوید مردم منطقه شاهد شدیدترین درگیری در این منطقه بودند که روز شنبه با حمله مبارزان بر نیروهای رژیم آغاز گردید و در درگیری روز شنبه بیش از 50 پاسدار رژیم به هلاکت رسیده و چندین خودروی رژیم منهدم گردید و پس از یک روز توقف درگیری باز بامداد روز دوشنبه آغاز گردید و تا ساعت 3 بعد از ظهر ادامه داشت که در این درگیری تعداد 60 پاسدار رژیم به هلاکت رسیدند.
مردم منطقه که شاهد درگیری بودند تلفات نیروهای رژیم را که با بالگرد به زاهدان منتقل شده اند بیش از صد پاسدار می دانند.
خبرنگار تفتان می گوید مبارزین پس از درگیری روز دوشنبه منطقه را کاملا ترک داده اند.

دروغگوئی مذهبشان است!!!


دروغگوئی مذهبشان است!!!
شورای تامین بلوچستان با صدور اطلاعیه ای سرتا پا دروغ با تمام وجود بر روایت ساختگی ملا باقر مجلسی به نقل از جعفر صادق عمل نمود که می گوید تا می توانید علیه مخالفان خود دروغ سازی نمائید ، به آنان تهمت ناروا بزنید، آبرویشان را هدف حمله قرار دهید ، به هر روشی متوسل شوید تا آنان را رسوا کنید و......
آری !!!دروغ مذهب خمینی و خامنه ای و نظام و شورای تامین بلوچستان و همه پیروان باقر مجلسی ملعون و اسماعیل صفوی می باشد اما بیچارگان نمی دانند که الکذب یهلک (دروغ انسان را تباه و برباد می کند)دروغی که همه مردم از حقیقت آن با خبرند جز ضرر چیزی دیگر عائد دروغگویان نمی نماید.
این اطلاعیه که از دبیرخانه شورای تامین بلوچستان صادر شده قبل از همه سعی شده نامی از جنبش مقاومت مردمی (جندالله) به میان نیاورد تا گند دروغهای گذشته نظام و وزارت اطلاعات و شبکه زابلیها و آخوند نکونام و پاسدار غفاری و دهمرده و... که گفته بودند جندالله را از بیخ و ریشه کندند و جندالله توان عملیاتی ندارد در نیاید.
اما از آنجا که دروغگو را حافظه نباشد باز سعی کردند یک تیر دیگر هم با این اطلاعیه پر از دروغ بزنند تا شاید دل بازماندگان پاسداران جنایتکار قرارگاه شمسر سراوان را بدست بیاورند و با این کار ناخواسته ثابت کردند که درگیری بین جنبش مقاومت (جندالله) و پاسداران بوده است زیرا قرارگاه شمسر سراوان توسط جنبش مقاومت خلع سلاح شد البته باز فل کردند و گفتند مسئول عملیات شمسر سراوان کشته شده است در صورتیکه فرماندهی عملیات سراوان را رهبر جنبش امیر عبدالمالک بر عهده داشتند و یک دروغ دیگر بر دروغهائی که در حقیقت دستور رهبران مذهبی شیعه است اضافه گردید.
اما تناقض و دروغ بزرگتر در این اطلاعیه پر از دروغ منسوب نمودن درگیری به قاچاقچیان مواد مخدر بود که نشان از سیاست جدید دولتمردان منطقه دارد تا مسئله ملی و مذهبی بلوچستان را از صحنه اخبار جهان پائین آورده و درگیریها را به قاچاقچیان منسوب نمایند اما چون رسم دروغ گفتن را بلد نیستند یک اطلاعیه پر از دروغ و تناقض تحویل مردم دادند تا شاید با یک تیر صد نشان زنند ولی ...........
یک دروغ بزرگ دیگر که واقعا چهره شیطانی خمینی زادگان را عیان می کند نسبت دادن قاچاق مواد مخدر به یک مبارز نامی و پر از افتخار سرزمین بلوچستان شهید احمد وفائی می باشد.شهید احمد وفائی از منطقه دپکور سرباز بلوچستان با نامهای مستعار محمود ، ایوب وعبدالواحد را بیشتر مردم بلوچستان می شناسند ومی دانند که وی یکی از چهره های مبارز و مومن و سلحشور و از اعضای اولیه جنبش مقاومت مردمی (جندالله) بوده است .
احمد وفائی از سال 82 که بنیاد جندالله نهاده شد به عضویت جنبش در آمد و تا شهادت عضو کمیته مرکزی شیش نفری جنبش بود و تمامی اتهامات وارده در اطلاعیه دبیرخانه شورای تامین بلوچستان کذب و افترا و دروغ محض می باشد.
البته دروغهای این اطلاعیه را حدی نیست چون باید کاملا بر گفته منسوب به جعفر صادق عمل نمایند و برای بزرگ نمائی شهادت احمد وفائی وی را مسئول عملیات تاسوکی و دهها گروگان گیری و عملیات قرارگاه شمسر سراوان معرفی نموده اند البته عادت دولتمردان است و مردم هم به شنیدن اینگونه دروغها عادت کرده اند چون وقتی نصر الله شنبه زهی بیگناه را گرفتند بار همه عملیاتهای جنبش را بر گردن وی نهادند تا با اعدام کردنش بگویند دیگر جندالله هم به پایان رسیده است وقتی شهید یاسر به شهادت رسید همه را بر گردن وی نهادند وقتی قرار بود عبدالحمید ریگی را تحویل دهند همه عملیاتها را بر گردن وی نهادند و .....الان هم همه عملیاتهای جنبش را بر عهده شهید احمد وفائی نهادند اما حقیقت این است که شهید احمد وفائی نه در عملیات پر افتخار تاسوکی حضور داشت و نه در عملیات شمسر سراوان وی همچنین در عملیاتهای بازداشت پاسداران و بسیجیان از داخل شهرها حضور نداشت.
البته یک تناقض دیگر هم وجود دارد و ان اینکه آقای نوروزی شب گذشته ادعا کرد 10 نفر کشته شدند و شورای تامین بلوچستان کشور ده نفر را به 4 نفر تقلیل داد!!!
رژیم می خواهد با دروغ بر بیچارگی و زبونی خویش پرده نهد اما دروغ و رنگ آمیزی سودی ندارد و جنبش مقتدر بوده و مقتدرتر خواهد شد و خون هر شهیدی بر اقتدار جنبش می افزاید و به امید حق جهان شاهد عزت و آزادی ملت بلوچ خواهد بود.

دلاور بلوچ

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران


بسم الله الرحمن الرحیم
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر......
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند در درگیری روز دوشنبه چهار تن از دلیر مردان مبارز و سرمچاران غیور و سلحشوران مومن با نامهای احمد وفائی ، الله نظر کبدانی ، نادر ریگی ،ناصر شه بخش (برادر حاجی درا شه بخش )پس از پیکاری شدید و نبردی سخت با خفاشان خون آشام ولایت فقیه جام شهادت نوشیده و برای همیشه این دیار فانی را وداع گفته و به لقاء الله شتافتند.
این نبرد خونین از بامداد روز دوشنبه آغاز و تا ساعت 2:00 بعد از ظهر ادامه داشت که نیروهای رژیم از یک سو با استفاده از نیروی هوائی منطقه را بمباران کردند و از سوئی با 6 بالگرد صدها پاسدار در منطقه پیاده کردند اما مبارزان به مقاومت در برابر پاسداران بزدل پرداخته و مردانه به میدان نبرد فرود آمدند و بیش از 40 پاسدار پلید را به درک واصل کرده و نیروی زمینی رژیم را مجبور به عقب نشینی کردند و چهار تن از مبارزان در این نبرد خونین جام شهادت نوشیدند.
جنبش مقاومت شهادت این عزیزان سرمچار ، غیور و مومن را به مردم بلوچستان و جامعه اهلسنت ایران و بویژه محضر خانواده و همرزمان شهداء تسلیت گفته و از بارگاه ایزد منان می خواهد که شهادت این غیورمردان دلاور را پذیرفته و آنان را در زمره شهداء قرار دهد.
روابط عمومی جنبش شهادت غیورمردان احمد وفائی ، الله نظر کبدانی ، نادر ریگی ، ناصر شه بخش یاران با وفای رهبر جنبش را محضر رهبر انقلابی بلوچستان امیر عبدالمالک تسلیت می گوید.
شهادت در راه هدف آرزوی هر مبارزی است که گام در مسیر مبارزه نهاده و دعای مبارزان و مجاهدان است که خونشان در راه حق ریخته شود.
هیچ ملتی بدون دادن خون نمی تواند به عزت و پیروزی دست یابد و این خون بوده و هست که درخت آزادی را آبیاری نموده و خواب آزادی را واقعیت عینی می بخشد.
خون تزلزل ایجاد نمی نماید بلکه قدرت و قوت قلب می دهد و مبارزان را مصمم می نماید تا با خون شهیدان همرزم خود عهد و پیمان ببندند که آرمان آنها را تا آخرین قطره خون خود دنبال خواهند کرد.
خون شهداء به مبارزه خاتمه نمی دهد بلکه خون شهداء مانند دانه گندمی است که وقتی دفن در زمین می گردد صدها و هزاران دانه تولید می نماید و حقیقت همین است که هر شهیدی با خونش ، خون هزاران جوان دیگر را به جوش می آورد و خون شهید امواج کوبنده بیداری در مردم پدید می آورد.
دلاور مردان سرزمین بلوچستان با خدای خود عهد می کنند تا تحقق بخشیدن به آرمان شهدا لحظه ای آرام ننشینند و تمام زندگی خود را وقف راه جهاد و مبارزه نمایند.
طی این اطلاعیه جنبش مقاومت به اطلاع عموم مردم می رساند که دیگر مبارزان جنبش منطقه جنگی را ترک کرده و با صحت و سلامت به منطقه امن رسیدند.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

دروغپراکنی دولتمردان ایران

بعد از گذشت چند روز سکوت کامل رسانه ها و مقامات نظامی رژیم در مورد درگیری های اخیر که از روز شنبه در دومگ آغاز شده بود و طبق اطلاعیه جنبش مقاومت روز دوشنبه نیز با بمباران مناطق کوهستانی هوائی منطقه رودماهی ادامه داشت بالاخره پاسداران رژیم این سکوت که رسوائی آنان را به نمایش گذاشته بود را با دروغهای بس کلان خاتمه دادند.
پاسدار نوروزی در مصاحبه با خبرگزاریها اعلام کرد مسئول عملیات پاسگاه شمسر سراوان کشته شده است؟!! الان کسی نیست که از این آقا بپرسد فرمانده عملیات شمسر سراوان خود رهبر جنبش عبدالمالک بلوچ بود و شاید این پاسدار خیلی احمق تشریف دارند و یا طبق مقوله دروغگو را حافظه نباشد چنین دروغ تحویل رسانه ها داد.
جالب است که درگیری روز شنبه در دومگ آغاز شد و طبق گزارشات مردمی و همچنین اطلاعیه جنبش بیش از 50 پاسدار در درگیری روز شنبه به هلاکت رسیدند وروز یکشنبه مبارزان منطقه دومگ را ترک کرده و به کوههای مجاور رفتند و روز دوشنبه رژیم با استفاده نیروی هوائی منطقه رودماهی را بمباران کردند که تاکنون هیچ گونه خبری از تلفات در این منطقه گزارش نشده است اما پاسدار نوروزی هیچ اشاره ای به درگیری شدید روز شنبه در دومگ نمی کند و فقط به بمباران هوائی روز دوشنبه البته بدون ذکر بمباران اشاره می کند و از آن به عنوان عملیات هماهنگ و اقدامهای اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج ) و نيروهاي قرارگاه عملياتي فتح در 24 ساعت گذشته تعبیر می کند و نمی خواهد بگوید پاسداران جرات رفتن به منطقه را ندارند و فقط با تکیه بر نیروی هوائی در منطقه عملیات می کنند.
در هر حال باید برای مبارزان در حال نبرد که تحت شدیدترین حملات هوائی رژیم قرار دارند دعا کنیم تا در این معرکه پیروز و سربلند شوند.
دلاور بلوچ

اطلاعیه جدید جنبش

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله )به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که نیروی هوائی رژیم از بامداد روز دوشنبه بمباران مناطق کوهستانی " رود ماهی "را آغاز کرده و تاکنون بمباران ادامه دارد.
نیروهای رژیم که دردرگیری دو روز پیش " دومگ " شکست سختی خورده اند برای تلافی شکست به بمباران منطقه پرداخته اند تا شاید بر شکست و رسوائی خویش پرده نهند.
بمباران کوهستانهای بلوچستان که محل سکونت مردم و چراگاه حیوانات می باشند در سکوت کامل رسانه های رژیم انجام می گیرد و سازمانهای حقوق بشری و بین المللی با اینکه از طریق جنبش در جریان بمباران قرار گرفته اند مهر سکوت بر لب نهاده و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
جنبش مقاومت از سازمانهای بین المللی و اتحادیه اروپا و سازمان عفو بین الملل و سازمانهای حقوق بشری و تمامی انسانهای آزاده می خواهد تا با محکوم نمودن بمباران مناطق مسکونی مردم توسط رژیم ولایت فقیه از فاجعه انسانی و بشری در این مناطق جلوگیری نمایند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

اطلاعیه جدید جنبش

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران جندالله پیروزی دلیرمردان بلوچستان بر خفاشان خون آشام ولایت فقیه در عملیات دومگ را به مردم بلوچستان و بویژه محضر خانواده شهدای سرزمین خونین بلوچستان تبریک عرض می نماید.
این پیروزی در حقیقت ناتوانی و عجز کامل رژیم را در مناطق کوهستانی بلوچستان به تصویر کشید که چگونه پاسداران رژیم با دارا بودن امکانات کامل نظامی( زمینی و هوائی) توان ایستادگی و مقاومت در برابر مبارزین را ندارند.
از سوئی این عملیات بزرگ که منجر به هلاکت بیش از 50 پاسدار رژیم شد با سانسور کامل خبری مواجه شده و هیچ رسانه و مقام دولتی حاضر به افشای شکست نیروهای رژیم در برابر سرمچاران بلوچستان نشدند در صورتی که این عملیات ساعتها ادامه داشت و همه مردم منطقه شاهد شجاعت و دلیری فرزندان مبارزشان در برابر مزدوران بزدل خامنه ای بودند.
این عملیات ؛ اقتدار ایمان و اعتقاد در برابر کفر و ظلم را برای مردم بلوچستان آشکار نمود و جوانان بدانند که هیچ قدرتی در برابر ایمان و اراده و عزم آهنین آنان توان ایستادگی ندارد و باید برای رسیدن به عزت و آزادگی از چنگال دژخیمان پست ولایت فقیه که سرزمین و دین و ناموس ما را هدف قرار داده اند کفن پوشیده وراهی میدان نبرد شوند.
طی این اطلاعیه متذکر می شویم که فیلم و تصاویر این عملیات بزرگ به زودی از شبکه های بین المللی منتشر خواهد شد تا مردم جهان فرار و شکست و رسوائی نیروهای بزدل رژیم را مشاهده نمایند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

نبرد سرمچاران دلاور

تقدیم به سرمچاران سرزمینم که تنها با سلاح غیرت و ایمانشان به مبارزه با این طاغوتیان برخاستند و پرچم شرافت و عزت را در بلوچستان به اهتزاز درآوردند.

درون یک شب تار
سکوتی مبهم و اندوه فریاد
میان خوف و ترس این زمانه
نبردی گشت آغاز
نبردی نا برابر
نبردی پر دلاور
نبرد آهن و خون
نبرد گوله و جون
نبرد دیو و ایمان
نبرد مرد و شیطان
نبرد قلب عاشق با هزاران دشنه سرخ
نبرد شیشه و سنگ
نبرد عشق و نیرنگ
نبردی پاک با یاران بی باک
میان خوف و اندوه و تباهی
نبردی سرخ همچون اشک مادر
به روی گونه های این زمانه
نبردی همچو پرهای چکاوک
به سوی نور ایمان و شهادت
نبرد سرمچاران دلاور
از برای اهتزاز بیرق حق و سعادت

یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

درگیری دومگ و سکوت مقامات نظامی و رسانه های رژیم


درگیری دومگ و سکوت مقامات نظامی و رسانه های رژیم


در حالیکه مبارزان بلوچستان سخت ترین ضربه ها را بر پیکره نظام ولایت فقیه وارد کرده و بیش از 50 پاسدار رژیم را به درک واصل کردند و جنگ از زمین و هوا ادامه دارد و مردم منطقه شاهد یکی از شدیدترین درگیریها در تاریخ بلوچستان هستند مقامات نظامی مهر سکوت بر لب نهاده و رسانه های وابسته که خود دارای نماینده در منطقه هستند کاملا سکوت کرده اند تا صدای این درگیری به خارج درز ننماید و تلفات عظیم رژیم در این درگیری به گوش جهانیان نرسد و بزدلی و بدبختی پاسداران برای مردم جهان عیان نشود و احمدی نژاد همچنان ها و هو کند.


آری عصر روز شنبه دومگ ( روستائی نزدیک شهر زاهدان) شاهد دلاوریهای فرزندانش بود که به متجاوزان درسی فراموش نشدنی دادند و در حالی که پاسداران رژیم تعدادشان از یک هزار می گذشت مبارزان با کشیدن نقشه ای چریکی پاسداران رژیم را در تله انداخته و دهها پاسدار در لحظاتی چند به هلاکت رسیده و دهها تن دیگر مجروح شدند فرار را بر قرار ترجیح دادند و پس از آن با رسیدن نیروی کمکی از زاهدان و پشتیبانی هوائی باز درگیری شروع شد و مبارزان بلوچستان مقاومت سختی از خود در برابر پاسداران رژیم نشان داده و باز نیروهای رژیم را مجبور به عقب نشینی نمودند و جالب این که در این جنگ نابرابر مبارزین هیچ گونه تلفاتی ندادند.


و به همین خاطر است که مقامات نظامی از ترس رسوائی حاضر نشده اند شکست خود را با رسانه ها در میان بگذارد و به رسانه ها حتی اجازه اشاره به این درگیری نداده اند ورنه فرمانده قرارگاه فتح اگر گوسفندی را در منطقه بکشد به رسانه ها می گوید : گوسفند اشرار هدف نیروهای دلیر انتظامی قرار گرفت و اما الان که دهها نیروی خود را از دست داده است چگونه می تواند آن را بیان نماید؟!! شرمنده است و رسوا و نمی خواهد رسوائی خود را عیان نماید.


دلاور بلوچ

معارك عنيفة بين جند الله و القوات الإيرانية في بلوشستان


معارك عنيفة بين جند الله و القوات الإيرانية في بلوشستان

قال بيان لحركة المقاومة الشعبية " جندالله"‘ أن اشتباكات دامية تجري بينها وبين القوات الحكومية في منطقة " دومگ " في إقليم بلوشستان شرقي إيران .
و أعلنت الحركة - في بيان أرسلت نسخة منه لمكتبنا- إن الاشتباكات ابتدأت مساء يوم الاثنين الأسبوع الماضي وما تزال مستمرة لغاية هذا اليوم السبت ‘وان السلطات قامت بمحاصرة المنطقة بآلاف من عناصر الحرس الثوري وان طائرات مروحية تقوم بقصف مواقع المقاومة الشعبية التي استطاعت تكبيد القوات الحكومية خسائر فادحة في الأفراد والمعدات حيث تم التمكن لحد الآن من إحصاء أكثر من 50 قتيلا في صفوف القوات الحكومية.
هذا وقد طالبت الحركة من الشعب البلوشي وعموم المسلمين الدعاء للمقاومة بالنصر على القوات الإيرانية في هذه المواجهة الشديدة .
من جانب آخر و في بيان منفصل أكدت حركة جندالله اغتيال احد خبراءها المتخصصين في صنع الأسلحة على يد المخابرات الإيرانية . وقالت إنها شكلت لجنة أمنية لمعرفة ملابسات العملية والتوصل للعملاء الذين نفذوا عملية اغتيال الخبير الذي قالت إن اسمه " الأستاذ عثمان " وكان خبيرا في صنع تكنولوجيا القنابل والصواريخ والرادار وأنواع مختلفة من الأسلحة الخفيفة و الثقيلة .
وقالت جندالله ان الأستاذ " عثمان " كان قد تمكن قبل اغتياله من صنع صاروخ قصير المدى و كانت التجربة التي أجرها على الصاروخ ناجحة .وتوعدت الحركة بالانتقام لمقتله .
حزب النهضة العربي الأحوازي
مكتب الإعلام الخارجي
11 تشرين الاول 2008م
المحمرة

اطلاعیه شماره 2 جنبش در مورد درگیری دومگ


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که درگیری بین پاسداران رژیم ولایت فقیه و مبارزان جنبش همچنان ادامه دارد و رژیم ولایت فقیه با گسیل داشتن هزاران پاسدار منطقه را کاملا به محاصره در آورده است و از سوی دیگر با استفاده از بالگرد به بمباران هوائی پرداخته است ولی مبارزان با تکیه بر الله هنوز در حال مقاومت هستند و نیروهای زمینی رژیم در حال شکست هستند.
طی تماسی که روابط عمومی جنبش مقاومت با مبارزان در حال پیکار داشته است مبارزان توانسته اند ضربه بسیار سختی به نیروهای رژیم وارد نمایند و بیش از 50 پاسدار را به هلاکت رسانده اند و الحمدلله تاکنون مبارزان هیچ گونه تلفاتی نداده اند.
طی این اطلاعیه جنبش مقاومت از مردم مومن و غیور بلوچستان می خواهد تا برای پیروزی فرزندان مبارزشان در این نبرد سنگین دعاء نمایند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

اطلاعیه جنبش(درگیری دومگ)


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردمی بلوچستان و ایران می رساند که شامگاه روز شنبه 20 مهر 1387 دلیرمردان جنبش با نیروهای رژیم در منطقه دومگ درگیر شده و دهها پاسدار رژیم را به هلاکت رساندند.
نیروهای رژیم پس از شکست ابتدائی باری دیگر با پشتیبانی نیروی هوائی به منطقه آمده و باز درگیری شروع شده است و تاکنون مقاومت از سوی نیروهای جنبش همچنان ادامه دارد و تا این لحظه هیچ گونه تلفاتی از سوی مبارزین گزارش نگردیده است.
گزارش مفصل این درگیری در اطلاعیه های بعدی خواهد آمد.
جنبش مقاومت مردمی ایران

بیانیه علمای پاکستان در حمایت از دکتر یوسف قرضاوی

سنی نیوز:علمای پاکستان طی بیانیه ی مشترکی از سوی همه مکاتب فکری ومدارس فقهی حمایت خود را از شیخ” یوسف قرضاوی “که او را رمز مقاومت و وحدت اسلامی معرفی کرده اند اعلام داشتند.در این بیانیه که قرار است بیش از بیست هزار عالم پاکستانی آنرا امضا کنند و در مساجد سراسر کشور قراءت شده از مردم این کشور بر آنچه در بیانیه آمده موافقت گرفته شود آمده است که:
۱. علمای پاکستان شدیدا سیاستهای ایران را در همکاری با نیروهای اشغالگر در عراق وافغانستان مورد انتقاد قرار می دهند.
۲. برنامه ایران در سوء استفاده از اقلیتهای شیعه در کشورهای اسلامی برای آتش زدن فتیله فتنه را شدیدا محکوم می کنند.
۳. آنها حمایت وپشتیبانی ایران از گروهکهای تروریستی شیعه در عراق و افغانستان وپاکستان را مورد مذمت شدید قرار می دهند.
۴. آنها سوء استفاده ایران از ثروت نفت را برای شیعه کردن ملتهای فقیر وعقب مانده سنی در کشورهای اسلامی مورد مذمت قرار می دهند.
۵. آنها سیاستهای ایران در از بین بردن جامعه اهل سنت این کشور و شیعه کردن آنها وکشتار علماء و تخریب مساجد و مدارس دینی آنها را محکوم می کنند.
۶. آنها پشتیبانی وحمایت مالی ایران از رسانه های گروهی وشبکه های اطلاع رسانی جهانی را که در بین ملتهای اسلامی فتنه اندازی نموده ویاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را مورد شتم ولعن ونفرین قرار می دهند را شدیدا محکوم می کنند.
همچنین علمای پاکستان ایران را از گول زدن ملتهای ساده لوح با مطرح ساختن شعار وحدت اسلامی از یکسو وحمله ناجوانمردانه با خنجر نفاق از پشت سر را شدیدا بر حذر داشتند.
در این بیانیه که تاکنون صدها عالم وخطیب و ائمه مساجد آن را امضاء کرده اند علماء پاکستان بر این نقطه اصرار داشته اند که این سیاستهای دشمنانه چهره ایران را در افکار عمومی جهان کاملا زشت و ناپسند جلوه داده واز همسایگان دور و منزوی خواهد ساخت.
تا کنون بیش از پنج هزار عالم پاکستانی این بیانیه را امضا نموده اند. وقرار است تعداد این امضاها تا چند روز دیگر به دهها هزار برسد.
لازم به تذکر است که بیانیه های مشابهی نیز از سوی علمای مصر و تمام کشورهای عربی و ترکیه و اندنوزی و مالزی وسایر کشورهای اسلامی نیز تا کنون صادر شده است. وهمچنین تقریبا همه جنبشهای اسلامی جهان حمایت و تضامن خود را با دکتر قرضاوی اعلان داشته اند.
پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت “سنی نیوز”

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۱۷, چهارشنبه

حمله مبارزین به پایگاه نظامی سرجنگل و هلاکت دهها پاسدار رژیم

حمله مبارزین به پایگاه نظامی سرجنگل و هلاکت دهها پاسدار رژیم
به گزارش اسماعیل زهی خبرنگار آژانس خبری تفتان از خاش دیشب مبارزین بلوچستان طی یک عملیات موفقیت آمیز پایگاه نظامی سرجنگل وابسته به قرارگاه فتح را هدف حمله قرار داده و دهها نیروی رژیم را به هلاکت رساندند.
این عملیات بزرگ به احتمال غالب توسط نیروهای جنبش مقاومت صورت گرفته است و در این عملیات که طبق گفته مردم تمامی نیروهای داخل این پایگاه به هلاکت رسیده اند مبارزین از سلاح های سبک و سنگین مثل توپ 82 و آر پی جی و موشک کاتیوشا استفاده نمودند.
اسماعیل زهی خبرنگار تفتان می افزاید نیروهای مبارز بعد از عملیات دو ساعته منطقه را ترک کرده و به کوههای بلوچستان رفتند و هیچ گونه تلفاتی ندادند.قابل ذکر است که هفته پیش پاسداران همین پایگاه دو جوان بلوچ را به رگبار گلوله بسته و به شهادت رساندند.
گزارش تفصیلی این عملیات در ساعات آتی برای بازدیدکنندگان منتشر خواهد شد.

پس غیرتمان کجاست؟

دردی بسیار سنگین قلبم را می فشارد و تردیدی که به نوشتن دارم دستان غیرتم را می لرزاندچه بگویم ؟
به خدا سوگند غیرتم مجالم نمی دهد که از این بی غیرت مردمان بگویم!
آنان که بی حیائی را به حد کمال رسانیده اند؛آنانی که بی شرمانه به غیرتمان زهرخند می زنند؛آنانی که در برابر دیدگانمان به خواهرانمان تجاوز می کنند و ما را بی غیرت می نامند؛آنانی که خواهران و مادرانمان را می ربایند و بعد از چندین روز تجاوز بی رحمانه قطعه قطعه و در پلاستیکهای زباله بسته بندی وگستاخانه در جلوی درب کاشانه مان رها می کنند.
تا کی به این نامحرمان اجازه دهیم تا چشم تجاوز را بر عفت خواهران پاک و معصوممان بدوزند و دست تعدی بر آنان دراز کنند.الله اکبرپس غیرتمان کجاست؟
تا کی بی تفاوت به آنان اجازه دهیم در دیارمان بلوچستان بتازند و ما فقط به نظاره جنایتشان بنشینیم؟
تا کی شاهد تخریب خانه های پروردگارمان باشیم و هیچ نگوئیم؟
تا کی به قتل عام برادران و خواهرانمان بی تفاوت باشیم؟
به خدا سوگند اگر به این سکوت ننگین ادامه دهیم این بار قرعه ذلت و تجاوز به ناموس در خانه ما را نیز خواهد کوبید.هنگامیکه آنان بی شرمانه به تمامی مقدسات و حتی پیامبرمان توهین می کنند و همسر محبوبش ام المومنین را ( العیاذ بالله ) لقب فاحشه می دهند و ما باز سکوت می کنیم !
این بار عذاب الهی بر ما نازل خواهد شد و همین شیاطین مادران و خواهرانمان را از خانه هایمان به برون کشیده و به کنیزی خواهند برد.ای مردمای برادرانای مسلماناناگر با دشمنان خدا نمی جنگید با متجاوزان به ناموستان بجنگیدبه خدا سوگند که جهاد فرض عین استبه خدا قسم تمام این متجاوزان واجب القتلند.
تمامشان
کجائید ای مسلمین که ببینید در دیار بلوچستان این مشرکان زابلی خانه های خدا را تخریب می کنند ، به کتاب الله بی حرمتی کرده و به فاضلاب می اندازندش ، به ناموس مسلمین تعدی و به حرمت محمد رسول الله ( صلی الله علیه و سلم ) توهین می کنند.
یاایها المسلمون فجروهم و اخرجوا هولاء المشرکین من دیارنا ، دیار الاسلام
جای جای بلوچستان را به آتش بکشید و منفجر کنید این زابلیهای مشرک را و در دیوار بلوچستان را به تکه پاره های تن کثیفشان مزین کنید ؛ بکشید از این متجاوزان دین و ناموس ای فرزندان بلوچستانمگر عبدالمالک کیست ؟!
او نیز فرزندی از فرزندان این مرز و بوم است که مرگ باعزت را بر زندگی با ذلت ترجیح و در مقابل این همه ظلم و تجاوز و تعدی بپاخواسته است.
سوگند به ذات الله که تنها وظیفه او نیست که وظیفه تک تک ماست جهاد فی سبیل الله برای دفاع از دین و ناموس و وطن مسلمین.دیگر جای درنگ و تردید نیست ؛ قتل عام کنید از این بی شرفان زابلی و شرافت و عزتتان را باز پس ستانید ، گروه گروه شوید و اسلحه بردارید و بکشید این مشرکان را و بدانید که هیچ قدرتی جلودارتان نخواهد بود ، به والله نخواهد بود چرا که پروردگارتان با شماست و او شما را نصرت و مدد خواهد کرد.
و ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم......
و ان الله لا یخلف المیعاد
بلوچستان را جبهه و کوههای سر به فلک کشیده اش را سنگر کنید به خدایتان اعتماد کنید و مگذارید دینتان ، غیرتتان و ناموستان را این مشرکین بستانند.
و علی الله فلیتوکل المومنون
نصر من الله و فتح قریب
یارمحمدزهی - خاش

گفتار سوم از کتاب درد کویر

مطلبی را که در ذیل خواهید خواند گفتار سوم از کتاب" درد کویر" برگرفته شده از حقایقی دردناک که در بلوچستان بوقوع پیوسته است می باشد ، این کتاب هم اکنون در دست نگارش است اما بنا به ضرورت زمان و مشورت دوستان لازم دانستیم در حین نگارش در اختیار عموم قرار گیرد . از خوانندگان گرامی خواهشمندیم با ارسال شرح حالهایی از بیدادها و ظلمهایی که در بلوچستان روی داده است و نیز با پیشنهادات و انتقادات خویش ما را یاری نمایند. یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com
گفتار سوم از کتاب درد کویر
درد کویر را چه می باید؟سوزاین سرزمین را چه می باید؟چشمان بی نور و مردم خموشش را چه؟مرحمی، مرحمی می باید تا تسلی دردش ، بارشی تا از سوزش بکاهد ، تشعشعی تا چشمان خلقش را بگشاید و فریادی به بلندی تفتانش بر بالین خفتگاننه دردی بر درد دیگر،نه باران گلوله بر خلقش،و نه چشم برق افریط پیر ونعره دشنه جلاد بر قلب فرزندانش.باز دردی دیگرازقلب کویر، ویرانه سرای زاهدان ، قتلگاه مردم بلوچ.باز قلب کویر در جولان جلادان ، جلادان مار بردوشی که به دنبال قربانی خویش در کوچه پس کوچه های زاهدان پرسه می زنند تا عطش مارهای بر دوششان را سیراب کنندآنانی که دیگر رنگ خون در کتمان سیرابشان نمیکند وتنها نعره ای گستاخانه از جنایتشان در پیش دیدگان خلق را برای سیرابیشان می طلبند افسار گسیخته به دنبال ارضای خویشند وتا گرمی خون بی گناهی را در پیش روی خلق خاموش حس نکنند نمی آرامندو امشب ، امشب قرعه مرگ به نام که خواهد بود.دوم بهمن سال یکهزارو سیصد هشتاد وچهار، زاهدان خیابان خرمشهر مقابل نمایشگاه اتومبیل قصر.سه نوجوان از طایفه نوتی زهی روح الله شانزده ساله کلاس دوم دبیرستان، عبدالله ، سال اولی بود و تازه دبیرستان را تجربه میکرد وی تنها پانزده سال داشتو مسعود که تمام حواس و فکرش را معطوف کنکوری کرده بود که در پیش داشت .آن شب آن سه به سمت بیمارستانی که عموزاده شان در آن بستری بود در حرکت بودنند تا روح الله به پرستاری عموزاده اش شب را دربیمارستان سپری کند که ناگهان در جلوی ددان تشنه به خون خامنه ای نمایان شدند تا دژخیمان ، بی لحظه ای درنگ با قصاوتی بی انتها سوار بر پژوی سیاه رنگ به آنان بزنند و نقش بر زمینشان کنند مزدوران بعد از زمین خوردن آن سه به سرعت اسلحه به دست از ماشین پیاده شدند وبه سمت آنان دویدند ، از نفرتی که در چشمانشان میشد دید معلوم بود که از آن سربازان گمنام امام زمانند ومغز پوکشان را که یقین دارم بیشتر از روح و ذات چرکینشان نیازی به شستشو نداشته آنچنان با خرافات و نفرت و دروغ شستشو داده و دروازه های شرافت و انسانیت قلبشان را با قفلهای سنگین تعصب و نفرت مسدود کرده بودند که دیگر هیچ امیدی حتی کوچک به نفوذ شفقت و انسانیت به این قلب های متعصب و لبریز از باورهای تهی نبود ، تعصب بر باوری که چشمان انسانی آنان را کور کرده و خوی وحشی گری و درندگی آنان را تا اعماق قلب ناپاکشان رسوخ داده بود و انسانیتشان را تا ژرفای دره های رذالت نزول.
عبدالله که هنوز از ضربه ای که به علت زمین خوردن به سر او اصابت کرده بود گیج و منگ بود دستانش را به زمین گذاشت و سعی به بلند شدن نمود که ناگهان هیبت شوم دژخیم به روی او سایه افکند وبا قنداق تفنگ وحشیانه به صورت نوجوانی پانزده ساله کوبید تا وی قبل از برخاستن با فریاد (آخ) باز به زمین بخورد.دژخیم ضربات را پی در پی به او وارد نمی کرد و به او اندکی فرصت می داد تا به خود آید و بعد ضربه بعدی را به سر و صورت خونین آن نوجوان مظلوم بلوچ می کوبید تا خوی درندگی خویش را کاملا ارضا کند، چند ثانیه ای گذشت و عبد الله لحظه ای به خود آمد و صورتش را به سمت زمین چرخانید و دندانهای شکسته و خونالودش را به زمین ریخت که ناگهان دوباره همه چیز جلوی چشمانش سیاه گشت آری ضربه ای دیگر بر پشت سرش سبب شد که با صورت به زمین بخورد تا گیج و مبهوت و متعجب بگوید که "چرا می زنی مگر من چکار کردم؟"و جوابهای نا معقول و نیش دارمملو از ناسزا بشنود.
مزدور آنقدر تا قنداق به سر عبدالله کوبید که وی لحظه ای از هوش رفت و او فرصت کرد که به همقطاران جانیش که در حال جنایت بودند بنگرد، بنگرد که روح الله چگونه درحالتی که بر روی زمین افتاده تقلا می کند که چگونه با وحشت دست وپا می زند و به عقب می رود تا جانش را از چنگال دژخیم افسار گسیخته که با سر نیزه به جانش افتاده بود برهاند اما نتوانست و دژخیم سر نیزه را در سینه نوجوان شانزده فرو کرد وبا دست دیگر زیر چانه او را گرفت و دشنه را از بالای سینه تا شکم وی کشید تا با شکاف خوردن سینه روح الله خون پاکش به روی صورت کریه دژخیم بپاشد و گرمای خونی پاک از عطش درنده خویی او اندکی بکاهد.مسعود با اینکه خود زیر ضربات پی در پی قنداق نیمه جان گشته بود هنوز نگران دوستانش بود وهر وقت به سمت آنها می نگریست دژخیم با نفرت بیشتری به او ضربه می زد اما همچنان او نگاهش را به یاران دوخته بود که دیگر دژخیم نتوانست خود را کنترل کند و با نفرتی بی انتها او را پی در پی هدف گلوله قرار داد .عبد الله که لحظه ای بی هوش شده بود از صدای شلیک دژخیم چشمانش را گشود تا انتظار دژخیمی را که در بالای سرش ایستاده بود به پایان رساند.آن مزدور پلید با نفرت و خشم به نوجوان پانزده ساله نگریست و با قصاوتی ناباورانه به بدن نحیف آن نوجوان شلیک کرد .آن مزدوران بعد از تیرهای خلاصی اجساد به خون غلطیده آنان را در جلوی دیدگان مردم به روی زمین کشانیدند تا اهل زمین و آسمان را به تماشای تبلور جنایت و رذالت بنشانند
یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com