ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

حقیقت فدرالیسم سوسیالیسم!

حقیقت فدرالیسم سوسیالیسم!
دوست عزیزمان پیام امید تحت مطلبی با عنوان چرا فدرالیسم گفتمان عمده اقلیتھاى ملى ایران شده است :
نظراتش را در مورد فدرالیسم سوسیالیسم مطرح نموده اند که با پوزش از این دوستمان لازم دیدم مختصرا این قسمت از نوشتار ایشان را نقد نمایم.
اولا نظر ایشان را در مورد فدرالیسم سوسیالیسم نقل می نمایم و بعد نظرات خود را در مورد آن ارائه خواهم داد.
پیام امید بعد از بحث در مورد خواسته های و مطالبات گروهها و احزاب ملل ایرانی می نویسند :
یکى از اصول عمده سوسیالیسم براى رسیدن به دموکراسى متمرکز یا دموکراسى کمونیستى٬ گذار از فدرالیسم سوسیالیستى است. بنا بر این اصل دولت مرکزى مادر٬ وارث جمھوریھاى متحد در سرزمین سوسیالیستى است که ھمه این جمھوریھا در اداره امور خود خودمختار با رعایت قانون اساسى دولت فدرال سوسیالیستى مادر ھستند. این جمھوریھا در داشتن قانون اساسى خود٬ کنگره(مجلس شوراى ملى و بعضأ سنا)٬ دولت خودمختار منتخب طبقه کارگر و زحمتکشان آن منطقه٬ خواندن و نوشتن به زبان مادرى خود٬ رادیو و تلویزیون٬ روزنامه خودمختار بودند و ھستند. بزرگترین انقلاب تاریخى طبقه کارگر در روسیه منجر به پدید آمدن کشور شوراھا شد که به نام اتحاد جماھیر شوروى تا قبل از انقراض شناخته میشد. ھمانطور که از نام آن پیداست٬ اتحاد جماھیر شوروى٬ مجموعه اى متحد از جمھوریھایى بود که در یک قانون اساسى سوسیالیسى فدرال پیمان ھمزیستى بسته بودند و ھرکدام از این جمھوریھا داراى دولتھاى خودمختار محلى بود٬ مثل جمھورى آذربایجان٬ ارمنستان٬ تاجیکستان٬ ترکمنستان٬ اوکرایین٬ لات-ویا٬ استونیان٬ قیرقیزستان و غیره بودند.
جلوتر دوستمان پیام امید نگاهی دارند به قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی آن زمان :
فصل ھشتم دولت فدرالماده 70:1 - اتحاد جماھیر شوروى یک دولت فدرال٬ کامل و کثیرالمله است که بر اساس اصول فدرالیسم سوسیالیستى شکل گرفته است که نتیجه شرکت آزاد و خودمختار ملیتھایى است که با اتحاد داوطلبانه با حقوق برابر کامل به اتحاد جماھیر شوروى پیوسته اند.
2 – اتھاد جماھیر شوروى متضمن اتحاد دولتھاى عضو و ملت اتحاد جماھیر شوروى است که براى ھدف تأسیس ملت کمونیست٬ ھمه ملتھا و توابع آنھا را در بر دارد.
ماده 71:اتحاد جماھیر شوروى جمھوریھاى زیر را متحد میکند:
جمھورى فدراتیو روسیه (توجه کنید که جمھورى روسیه نیز به شکل جمھورى فدرال کوچکترى اداره میشد که
به ھمین دلیل کلمه فدراتیو بکار برده شده است- تأکید از مترجم و نویسنده این مقاله)
جمھورى سوسیالیستى اوکرایین
جمھورى سوسیالیستى بلاروس
جمھورى سوسیالیستى اذبکستان
جمھورى سوسیالیستى قزاقستان
جمھورى سوسیالیستى جورجیا
جمھورى سوسیالیستى آذربایجان
جمھورى سوسیالیستى لیتوانیا
جمھورى سوسیالیستى مالداوى
جمھورى سوسیالیستى لاتویا
جمھورى سوسیالیستى قرقیزستان
جمھورى سوسیالیستى تاجیکستان
جمھورى سوسیالیستى ارمنستان
جمھورى سوسیالیستى ترکمنستان
جمھورى سوسیالیستى استونیا
ماده ۷۲
ھر جمھورى عضو اتحاد جماھیر شوروى حق جدا شدن آزادانه را دارد.
فصل نھم جمھوریھاى اتحادیه
ھر جمھورى عضو اتحادیه با استقلال به ھمراه جمھوریھاى دیگر به اتحادیه اتحاد جماھیر شوروى پیوسته است. (براى مرور قانون اساسى اتحاد جماھیر شوروى سابق
اینجا را کلیک کنید)
نگاه من:
بحث من فقط در مورد همین قسمت از مطلب است و با دیگر نقاط ذکر شده در مطلب کاری نداریم و سوال من این است که آیا واقعا فدرالیسم سوسیالیسم چنان بوده است که دوستمان پیام امید نگاشته اند و آیا این بندهای قوانین واقعا در دنیای حقیقت به وقوع پیوسته اند.
دوستمان در مطلبش می گوید : اتحاد جماھیر شوروى٬ مجموعه اى متحد از جمھوریھایى بود که در یک قانون اساسى سوسیالیسى فدرال پیمان ھمزیستى بسته بودند و ھرکدام از این جمھوریھا داراى دولتھاى خودمختار محلى بود٬ مثل جمھورى آذربایجان٬ ارمنستان٬ تاجیکستان٬ ترکمنستان٬ اوکرایین٬ لات-ویا٬ استونیان٬ قیرقیزستان و غیره بودند.
و به نقل از قانون اساسی اتحاد جماهی شوروی می نویسد : 1 - اتحاد جماھیر شوروى یک دولت فدرال٬ کامل و کثیرالمله است که بر اساس اصول فدرالیسم سوسیالیستى شکل گرفته است که نتیجه شرکت آزاد و خودمختار ملیتھایى است که با اتحاد داوطلبانه با حقوق برابر کامل به اتحاد جماھیر شوروى پیوسته اند.
اما واقعیت امر چیز دیگری را به ما می گوید و آن کشورهائی که بعدا نام اتحاد جماهیر شوروی به خود گرفتند هیچ کدام داوطلبانه به این اتحادیه نپیوسته اند و تا آخر هم هیچ کدام از آن ملتها به حقوق مشروع خود دست نیافتند بلکه فرهنگشان طی چند دهه حکومت استبدادی و متمرکز روسها از دست رفت و حتی نوشتن به زبان مادری را از یاد بردند و تبدیل به روسهای تاجیکی و ازبکی و قرقیزی و ملداوی و ارمنی شدند.
ملتهای تحت استعمار روسیه دارای فرهنگها و زبانها و سنتها و تاریخها و مذاهب گوناگون بودند و هیچ وسیله ای نمی توانست این ملتها را به صورت کشور واحدی در آورد مگر زور و وقتی زور برداشته شد و قدرت مرکز متلاشی شد هر کشوری به راه طبیعی خود رفت.
تاریخ روس به ما می گوید روسیه امپراطوری عظیمی بود چون امپراطوری اتریش که تزارها با زور دیگر سرزمینها را مسخر خود کرده بودند و بعد از تزارها زور دیگری جانشین آنان شد و مدعی شد که می تواند مسئله ملتها را حل نماید و اما در میدان عمل نتوانست چون نتوانست حقوق ملتها را دهد و چون نتوانست باز به زور و سرکوب روی آورد و راههای خیالی نابودی ملتها را در نظر گرفت که سر انجامش فروپاشی این اتحاد مصنوعی بود.
و به نظر تحلیل گران سیاسی و منطقه ای اگر دیگر تمام مسائل در شوروی سابق حل می شد باز هم مسئله ملتها این امپراطوری را تکه پاره می کرد زیرا عصر کنونی عصر ملتهاست و هیچ ملتی تسلط ملتی دیگر را بر خود بر نمی تابد و حاضر نمی شود تحت اقتدار دیگر ملتی به زندگی ادامه دهد.
آن هم زمانی که یک ملت تمام چیز خود را توسط قدرت مرکزی از بین رفته می بیند چنانچه ملتهای در بند روس دیدند و بعد هفت دهه وقتی آزاد شدند از فرهنگشان هیچ چیزی باقی نمانده بود و باید از سر نو خود را می ساختند.
دوستان باید بدانند که قدرتهای مرکزی با هر نظر و ایده ای که باشند وقتی به قدرت رسند فاسد می شوند و آن قانون اساسی و قولهای پیش از قدرت سرابی بیش نخواهند بود و ملتها تا زمانی که خود داری قدرت نظامی مستحکمی نباشند هر گز به حقوق حقه خود نخواهند رسید.
به همین جهت است که می بینیم همان شعارهائی که امروز ملتهای تحت ستم ایران می دهند همان شعارها را ملتهای تحت استعمار روس می دادند مثلا آدم میشینگ لهستانی می گفت : شما اوکرائینیها و ما لهستانیها سیمای شوونیستی روسیه بزرگ را خوب می شناسیم . زنده باد اوکراین آزاد و دموکراتیک ما.
آن وعده های مارکس و پیش بینیهایش از نظام کمونیستی هرگز به بار ننشست و کمونیستهای برابر خواه تبدیل به طاغوتهائی شدند که شاید تاریخ کم مثل آنها دیده است.
من یک مطلب کوتاه از یک کتاب نقل می کنم تا بیشتر با سران کمونیسم آشنا شویم.
" سالها پیش آندره ژید با ایمان به کمونیسم به شوروی رفت به گاه بازدید از محل تولد استالین خواتلگرافی به او مخابره کند نوشت " استالین عزیز" راهنمای مترجم با شرمساری گفت این درست نیست ژید پرسید پس چه باید نوشت ؟ راهنما گفت باید چیزی مثل "پدر ملت " پیشوای زحمت کشان جهان " و مانند آن به دنبال نام استالین اضافه شود نویسنده هوشمند در سال 1936 بسیار زودتر از دیگران فهمید که کار خراب است آنجا که نویسنده مجبور شود حتی یک کلمه بر خلاف تشخیص خود بنویسد دروغ رواج یافته است و البته چراغی که با دروغ افروخته شود بی فروغ است.
البته کمونیسم چنان تبلیغ کرده است که سوسیالیسم مسئله ملتها را حل کرده است و حتی در سال 1987 گورباچوف با تفاخر می گفت جهان سوسیالیستی مشکل ملتها را حل کرده است و دوستمان پیام امید هم چنین باوری دارند که باید بگویم این باور کاملا غیر واقعی و نادرست است و به دور از واقعیتهای آن روز اتحاد جماهیر شوروی یا به تعبیری بهتر امپراطوری روسیه بود.
چرا که تفاخر گورباچوف بعد از گذشت مدتی کوتاه دروغ بودنش را ثابت کرد و انفجار ملتها در حال رخ دادن بود و همینجا بود که قدرت مرکزی شوروی خطر را کاملا محسوس نمود و گورباچوف که با فخر از حل مسئله ملتها توسط سوسیالیسم گپ می زد مجبور شد با سایر جمهوریها قرارداد اتحاد را ببندد که به موجب آن از قدرت حکومت مرکزی کاسته می شد و حتی همین عمل گورباچوف با شدیدترین انتقادها از سوی ک گ ب و ارتش مواجه شد و آنها حتی در آن وضعیت بحرانی نمی خواستند از قدرت حکومت مرکزی کاسته شود و یا حکومتهای محلی به خود مختاری بیشتری برسند.
ولی این قرارداد هم نتوانست شور آزادی خواهی ملتها را خاموش نماید و تقریبا سال 90 بود که سه کشور بالتیک استقلال خود را باز یافتند استقلالی که بر اثر پیمان استالین و هیتلر پایمال شده بود و در همین سال ملداوی آماده بازگشت به رومانی می شود و گرجستان تمام پلهائی را که به مسکو منتهی می شد خراب کرد.
و به نظر کارشناسان سیاسی تنها دلیل بقای کشورهای مستعمره تحت استعمار روس سیاستهای مرکز گرایانه روسیه بود ورنه آنها به رضای خود حاضر به باقی ماندن در این اتحاد شوم نبودند.
و قدرت بازدارنده هسته ای و کرسی دائمی شورای امنیت و همچنین اقتصاد وابسته به مرکز بود که استقلال خواهی کشورهای تحت استعمار روسیه را با مشکل مواجه کرده بود زیرا قدرت هسته ای و کرسی دائمی شورای امنیت قابل تقسیم نبودند و اقتصادشان چنان با مرکز مرتبط و وابسته بود که آنها جدائی و استقلال را فاجعه بار می پنداشتند و به همین جهت بود که با دل ناخواسته تن به این اتحاد داده بودند.
در قانون اساسی که دوستمان پیام امید ذکر کرده اند نوشته شده است : ھر جمھورى عضو اتحاد جماھیر شوروى حق جدا شدن آزادانه را دارد.
اما واقعیت چیز دیگری را نشان می دهد و سران کمونیسم کشورهای تحت استعمار را نه متحد که اجزای لاینفک خود می دانستند و به هیچ صورت حاضر نبودند یکی از اجزای امپراطوری خود را از دست دهند مثل لنین در باره اوکراین می گفت : اوکراین مانند سر برای ماست و اگر ما اوکراین را از دست دهیم تبدیل به موجودی بی سر می شویم.
و از این جمله لنین می شد فهمید که قانون اساسی فقط یک کاغذ پاره بوده است که در آن نوشته شده است هر جمهوری عضو اتحاد جماهیر شوروی حق جدا شدن آزادانه را دارد!!!!!!!
و تاریخ هم نشان داد که حقیقت جز آن کاغذ پاره است و زمانیکه پارلمان اوکراین که دارای اکثریت مطلق کمونیست بود به استقلال این جمهوری رای داد و بعد به تعلیق فعالیت حزب کمونیست و ظبط دارائی حزب رای داد با تهدید یلتسین مواجه شد و یلتسین در تهدیدش گفت در صورت جدائی جمهوریها روسیه مسئله مرزها را پیش خواهد کشید.
و هنگامیکه از یلتسین پرسیدند چرا این همه به شناسائی خود توسط امریکا اهمیت می دهد می گوید : برای اینکه کشور از هم نپاشد!
سران روسیه به هیچ صورت حاضر نبودند قدرت خود را از دست دهند و بگذارند مردم کشورهای تحت استعمار برای خود تصمیم بگیرند اما دیگر قدرتشان به پایان رسیده بود و مجبورا تن به استقلال مستعمره ها دادند.
نمونه آن هم برخورد ک گ ب و ارتش روسیه با استقلال طلبان لیتوانی است که 19 مارس 90 پارلمان لیتوانی رسما استقلال کشور را اعلام می دارد اما با سرانجام اسفناک حادثه مرگبار 13 ژانویه 91 مواجه می شود و این امر خود نشان می دهد که استقلال این کشور چه اندازه برای ارتش و ک گ ب (سازمان جاسوسی روسیه) گران آمده است.
و همچنین ارمنیها وقتی اتحاد کشورشان را در 20 فوریه 80 به رای گذاشتند یک هفته بعد 27 فوریه کشتار ارمینان در حومه صنعتی باکو مرکز آذریائیجان شوروی آغاز شد.
و....
در یک کلام فدرالیسم سوسیالیسم دروغی محض بود که در نتیجه آن حتی خاطره ملی و جوهر وجودی ملتهای تحت ستم از یادشان رفت.
بگذریم از وضعیت رقت بار سیاسی و اقتصادی مردم که در زمینه سیاسی فقط یک حزب دیکتاتور و توتالیتر زمام حکومت را در دست داشت که کاملا دست نشانده مرکز بود و کوچکترین مخالفتها را با شدیدترین برخوردها پاسخ می داد و هیچ مخالفی جرات عرض اندام نداشت و در زمینه اقتصادی که واویلا بود و فقر بیچارگی بیداد می کرد و کودکان کشور نفت خیزی مانند آذربائیجان مجبور بودند در مزارع ناسالم به کار بپردازند و هزاران خانواده در حلبی آبادیها می زیستند و ...
تنها نوشتارها نمی توانند تضمین کننده حقوق مردم باشند و باید در عمل این امر اجرا گردد ورنه رژیم ولایت فقیه هم در قانون اساسی بر حقوق اقوام تاکید دارد ولی در عمل هرگز؟!!!
مثلا در اصل 12 قانون اساسی رژیم ولایت فقیه تصریح شده است : مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ، شافعی ،مالکی ، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی ،طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج،طلاق ، ارشاد و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در داد گاهها ،رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب .»
و اصل 19 قانون اساسی بر برابری قومی تاکید می‌کند و می‌گوید : " مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود."
و.....
اما آیا واقعا در دنیای حقیقت این اصول به اجرا گذاشته شده اند ؟
این مطلب را با گفتار یکی از روشنفکران نامدار شوروی به پایان می رسانم: ما درس بزرگی به جهانیان دادیم وما با بهائی بس گران نشان دادیم که از چه راهی نباید رفت.
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۹, چهارشنبه

اوضاع بلوچستان همانند وضعیت کوه احد است!

اوضاع بلوچستان همانند وضعیت کوه احد است!
در حال مرور اخباردر آژانس خبری تفتان بودم که جمله یکی از بسیجیان توجهم را جلب نمود و بر آن شدم تا سطوری هر چند شکسته در مورد این خبر بنگارم.
اول یک نگاه به جملات این بسیجی بیاندازیم و بعد به تحلیل آن می پردازیم
به گزارش آژانس خبری تفتان به نقل از ایرنا "مصطفي سياسر" مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه بلوچستان روز سه‌شنبه در حاشيه همايش نخبگان بسيجي بلوچستان گفت: اوضاع كنوني بلوچستان در زمينه سياسي همانند وضعيت كوه احد در زمان پيامبر(ص) است.سیاسر افزود : بلوچستان به لحاظ موقعيت خاص هم مي‌تواند به عنوان فرصت و هم تهديد براي ايران قلمداد شود.وی مانند دیگر سران نظام بیداری مردمی در بلوچستان را به وهابیت منتسب دانست و گفت : وهابيت بلوچستان را در بر گرفته و در صورتي كه از سوي مسوولان آسيب شناسي فرهنگي انجام نشود جوانان استان با مشكل انحراف رو به رو مي‌شوند.

جملات فوق مربوط به یک بسیجی است که وحشت و ترسش را از اوضاع کنونی بلوچستان ابراز می دارد.
در حقیقت باند تبهکار و جنایت پیشه شهریاری تا پیش از قیام جوانان جنبش مسئله بلوچ و بلوچستان را پایان یافته تصور کرده و در زعم و خیال بلوچستان را تقسیم و حتی در حال پیشروی از زاهدان به سوی دیگر نقاط بلوچستان بودند که ناگهان آسمان بلوچستان جرقه ای زد تمام محاسبات این باند جنایت پیشه را به هم زد و آمالشان را با خاک یکسان نمود و از بطن خفته بلوچستان جوانانی بیدار شدند که با قیامشان دشمنان بلوچ و بلوچستان را به لرزه در آوردند و این باند که قدرت خود را در خطر دیدند با توسل به تهران هزاران پاسدار به بلوچستان فراخواندند و حاکمیت بلوچستان را به جلاد معروف ابراهیم بدنام بدنام سپردند تا با تمام توان جلوی مبارزات را بگیرند طوریکه آخوند بدنام در اولین گفتگویش قلدرمنشانه گفت من با کفن آمده ام و تا خاتمه دادن غائله بلوچستان باز نخواهم گشت اما جنایات باند شهریاری و دهمرده و قاضی بدنام نه تنها مبارزات آزادیخواهانه را متوقف نکرد بلکه آن را مضاعف نموده و مبارزه از کوه و بیابان وارد خانه تک تک مردم شد و این امر باعث شده که امروز مزدوران رژیم می گویند بلوچستان می تواند تهدیدی برای ایران باشد.
البته می خواهند مسیر مبارزه را منحرف نمایند و جنگ آزادی در بلوچستان را جنگ با شیعه قلمداد نمایند ومی گویند وهابیت بلوچستان را در برگرفته است در صورتیکه وهابیت بلوچستان را در بر نگرفته است و مردم بلوچ با نام وهابیت نا آشنایند و رشد آگاهی و بیداری و حق خواهی ملی و مذهبی است که بلوچستان را در برگرفته است و این روند تا نابودی متجاوزان ادامه خواهد یافت.
دلاور بلوچ

اینک بلوچستان به جنگ است

در این دریای خون لاله زار
اندر این دشت کویر سوگواران
در این جنگل سرای سربداران
چه راهی جز خروج سرمچاران
بپا خیزید ای مردان بی باک
دلاور مردمان خطه پاک
که اینک وقت جنگی بی امان است
حقوق و خون خلقم پایمال است
چه گویم از کدامین درد فریاد
ز خونابه ز این بیداد بیداد
بیا بنگر که حق مادر این بو
دتعدی بر سر خواهر چنین بود
چه شد آن یال و کوپالت دلاور
صدای تیر و شلاقت دلاو
رچه شد آن تیغ تیز مرگبارت
صدای بلبل خوشخوان یارت
بیا بر خیز و شمشیرت بغران
به تیغ تیزگردن را ببران
بتازان اسب عزت را که جنگ است
که اینک وقت بیداد تفنگ است
بپا خیزید ای مردان بی باک
دلاور مردمان خطه پاک
که اینک بلوچستان به جنگ است
نبردی پر خروش و بی درنگ است
یار محمدزهی- خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۱, سه‌شنبه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران
به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند مذاکرات بین جنبش و رژیم ولایت فقیه مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی بلوچستان به خاطر تعلل و دو روئی مقامات وزارت اطلاعات رژیم بی ثمر مانده است و رژیم قصد آزادی زندانیان سیاسی بلوچستان را ندارد و با طول دادن مذاکرات دنبال اهداف شوم دیگری است بنابر این جنبش اعلام می دارد که اگر تا روز جمعه چهارم مرداد 87 رژیم ولایت فقیه پاسخ قطعی و مثبت به مطالبات جنبش نداد دو پاسدار دیگر از دستگیر شدگان قرارگاه سراوان با نامهای پاسدار علی خیده و علی زارعی اعدام خواهند شد.
تاکنون 6 پاسدار این قرارگاه با نامهای علی محمدی و محمد پیری و عیسی پودینه و رضا راهدای و جواد حسن زاده و علی اسماعیل زاده به خاطر تعلل رژیم در آزاد سازی زندانیان سیاسی بلوچستان اعدام شده اند و اگر رژیم به خواسته های مبارزان پاسخ مثبت و قطعی ندهد با اعدام دیگر پاسداران جنایتکار مواجه خواهد شد.
جنبش مقاومت مردمی ایران

http://junbish.blogspot.com/

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۲۸, جمعه

شهریاری راه گریزی نیست

خوب می بینیم که ساز و دهل بپا کرده اید که جناب دهمرده چنین بود و چنان
پیاده شوید که باهم برویم ، از آنجا شروع کنیم که او کیست و که بود؟!
دهمرده که ابتدا مدیر دانشگاه بلوچستان در زاهدان و بعد دانشگاه زابل بود یک مهره متعصب و افراطی ضد بلوچ که چند صباحیست خودش را عروسک خیمه شب بازی آقای شهریاری سوگلی رژیم در بلوچستان کرده بود و بهتر است بگوییم دهمرده بیشتر از اینکه استاندار بلوچستان باشد فقط کلیددار ساختمان استانداری بود و این نکته عموما بر مردم و خصوصا برای افراطیون و سینه چاکان بیت علی خامنه ای در زابل پوشیده نبوده و نیس تشهریاری فاشیست که دید این مترسک کمی بازیگوش است و گهگاهی دست به شیطنت می زند طاقتش به سر آمد و همانطوری که او را نصب کرده بود عزل نمود.
به کرمان رفتن دهمرده دو دلیل دارد : یک اینکه استانداری زابلی از تخت پایین کشیدن افت شخصیتی برای شهریاری و همقطاران زابلیش داشته پس به توصیه او در کرمان گماشته شد و دیگری اینکه این پسرک بازیگوش محاسبات شهریاری را خدشه دار نکند پس بهتر است از این ناحیه حذف شده و به جای دیگری تبعید شود!
حالا به اینکه چنین و چنان کرد بپردازیم آخر کجای دنیا دیده اید که نوکر بدون اجازه ارباب حتی آب بخورد و در یک کلام المامور و المعذور پس به نوعی می بینیم تمجید و یا خرده گرفتن از این شخص بیهوده است اما از آنجایی که آقای دهمرده کلیددار استانداری بلوچستان بود مسئولیت مستقیم بر گردن اوست و اگر کار مثبتی انجام داده که نداده وظیفه اش بوده چون اساس آن کرسی در خدمت به مردم است و اصل قضیه اینجاست که مظالم و جوری که در دوران او بر مردم بلوچ رخ داده مسئولش اوست و در امروز و یا فردای بلوچستان می بایست بعنوان یک جنایتکار جنگی مجازات گردد و تمام .
در اینجا لازم است نظری کوتاه بر شهریاری داشته باشیم این فرد فاشیست همچنان پرونده اش باز است و لحظه به لحظه وزینتر می شود و یقینا روزی این لقمه گلویش را خواهد گرفت و مستقیما خطاب به خودش عرض می کنیم که صبور مردم بلوچ ضرب المثلی دارند و آن این است که کینه بلوچ تا 200 سال هم عمر می کندپس جناب شهریاری دیگر تو را هیچ گریزی نیست و نخواهد بود و تمام
سهراب بلوچ

بغضی خونین

اشک را دیگر یارای مقاومت در برابر این بغض خونین نیست
پس اشک خویش را با خون برادران و پدرانمان آمیخته و با خون دل برایتان می نویسم
این بار تیر مکر این نمرودیان قلب ریش سفیدانمان را درید تا واژه شهادت به نام آنان ثبت شده همچون چراغ آزادی در ظلمت این شب تار راه را برایمان نمایان کند
قسم به ذات الله این نیرنگ نمرودیان است که می خواهند آتش فتنه در میان بلوچ بپا کرده و خود به دور آن برقصند چرا که در خویش یارای مقابله با این دلاور مردمان نمی بینند.
آری اینبار آنان آتشی بپا کردند تا مردمانمان را در آن بسوزانند اما به یاری خدا و هوشیاری ما خود در این آتش خواهند سوخت اکنون سرنوشت بلوچستان به دست صبر شما دلاورمردمان است
نمی گوییم گذشت که مزدوران رژیم حتی اگر بلوچ باشند باید مجازات شوند باید بدانیم آنانی که مزدورند و مخبر همان دژخیمان رژیمند و حتی پست تر و پلیدتر از آنان چرا که قوم خویش و بلوچ مردمان غریبشان را به بهای ناچیز فروخته تا واژه خیانت را با نام خویش پیوند زنند و در تاریخ بلوچستان با نام ننگینی در یادها بمانند.
بخدا سوگند این خائنین نه در بلوچستان هر کجا که باشند بلبل سرمچاران برای آنان در واپسین لحظات عمر ننگینشان آواز خواهد خواند چرا که چشم و چراغ این رژیم پلید در بلوچستانند.
آنانی که در پس پرده این خون آشامان زمان پنهانند و می پندارند که کس را یارای دیدنشان نیست آن خود فروختگانی که با نام بلوچ به آتش این فتنه دامن میزنند خاک بر سرتان که آبروی بلوچستان پدرانتان و بلوچ را برده اید بدانید که روز مرگ شما نیز نزدیک است پس همچون اربابانتان شمایی که جوانان نادان را برای کشتن برادر میفریبید از خشم بلوچستان بهراسید که اینک قصد جانتان را دارد و به اربابانتان بگویید که این بار بلوچ یکپارچه و یکصدا همچون سیلی خروشان بر وجودتان خواهد تاخت.
یارمحمدزهی (خاش)

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۲۴, دوشنبه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران حرکت شرمناک وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه رژیم ولایت فقیه را در به جنگ دادن دو تیره از طایفه ریگی را به شدت محکوم می نماید و این گونه حرکتهای کور را نشانه وحشت رژیم از رشد بیداری روز افزون مردمی در بلوچستان می داند.
رژیم ولایت فقیه و مزدورانش بدانند که با چنین ترفندهای بزدلانه و غیر انسانی هرگز نمی توانند جلوی بیداری مردمی را بگیرند و جوانان را از مبارزه با ظلم و جنایت بازدارند ،امروز بلوچستان و مردمانش بیدار و هوشیار هستند و کسانی را که آله دست رژیم شوند از هر تیره و طایفه ای که باشند طرد می کنند.
طی این اطلاعیه جنبش مقاومت مقاومت از جوانان هر دو تیره طایفه ریگی (جری زهی و سند زهی )می خواهد که هوشیار باشند که دشمن در کمین است و می خواهد با نیرنگ و حیله شما را به جان یکدیگر بیاندازد و با استفاده از عناصر سست عنصر شما را از هدف اصلی که مبارزه علیه رژیم است باز دارد و نه شاید کسی از شما جوانان عزیز گول مزدوران رژیم را بخورد و مایه خرسندی دشمن شود.
همچنین جنبش مقاومت به همه کسانی که گول نیرنگهای وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را خورده اند هشدار می دهد که دست از مزدوری و خیانت بردارند و به آغوش مردم بازگردند در غیر این صورت جوانان بلوچستان با آنان به شدت برخورد خواهند کرد و هرگز اجازه نخواهند داد که خون بلوچ توسط بلوچ ریخته شود.
جنبش مقاومت مردمی ایران

درگیری طایفه ای در زاهدان و گزارش شک برانگیز س س گزارشگر رادیو بلوچی

شب گذشته حادثه ای تلخ در زاهدان رخ داد که گزارشها محتلفی از این حادثه در رسانه ها منتشر شد و گزارشگر رادیو بلوچی هم یک گزارش شک برانگیز در این مورد داده است که باید مسئولین محترم و دلسوز رادیو بلوچی بیشتر از این دقت نمایند.اما حقیقت ماجرا چیست ؟ماجرا از این قرار است که افراد مسلحی که توسط وزارت اطلاعات مسلح شده بودند به محلی که ریش سفیدان دو تیره از تیره های طایفه ریگی مشغول مذاکره برای صلح بوده اند یورش می برند و چهار نفر را به قتل می رسانند در برابر افراد موجود در محل به سوی مهاجمان تیراندازی می کنند و این تیراندازی منجر به کشته شدن یک نفر و دستگیری یک نفر دیگر می شود.نکته قابل ذکر این است که چگونه در بلوچستانی که حمل یک چاقو هم جرم می باشد و کوچه و خیابانهایش مملو از ماموران رژیم هستند افرادی چنین ساده اسلحه بدست به خانه ای حمله می کنند و بعد افراد موجود در خانه هم مسلح هستند و در شهر کاملا نظامی زاهدان مهاجمان را دنبال می کنند و یکی را می کشند و یکی دیگر را دستگیر می کنند و قضایا بدین جا خاتمه نمی یابند وافراد مسلح باز هم در همین شهر کاملا نظامی ، امنیتی به بیمارستانی که زخمیان در آنجا انتقال داده شده بودند حمله ور می شوند و چند نفر دیگر را می کشند و مجروح می نمایند؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آیا چنین چیزی بدون هماهنگی کامل وزارت اطلاعات ممکن است ؟ و آیا حمل سلاح در زاهدان پایتخت بلوچستان تحت حکومت کاملا نظامی ولایت فقیه امکان دارد؟
این مسئله آسانی نیست که گزارشگر رادیو بلوچی به آسانی از کنارش می گذرد و گویا یک داستان قهرمانانه بیان می کند و این عمل رذیلانه و مزدورانه را رنگی دیگر می دهد .
کسانی که در این حادثه نقش داشتند فقط می توانند مزدوران وزارت اطلاعات باشند و فرزندان بلوچستان هرگز متوسل به چنین اعمال رذل و ناپسندانه ای نمی شوند .
جوانان هوشیار باشند که دشمن باری دیگر دست به نیرنگی بس خطرناک یازیده و می خواهد با مشغول کردند جوانان این دیار به خانه جنگی بر مسند اقتدارش تکیه زده و بر رسوائیها لبخند زند.
جوانان ! سوگند به الله که هر اختلاف شما به نفع شهریاری جانی و یارانش هست و روزهای ذلت شما را می افزاید پس بیدار باشید و آگاه که در دام مکرهای وزارت اطلاعات نیافتید.وب نگاران هم متوجه باشند و با درج مطالبی که بوی وزارت اطلاعات می دهند خود داری نمایند که وزارت اطلاعات و شهریاریها چنان دیوانه شده اند که برای از بین بردن بیداری ملت بلوچ دست به هر اقدامی می زنند و طوری نباشد که وب سایتهای بلوچی ناخواسته بلندگوی وزارت اطلاعات باشند .
دلاوربلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۲۳, یکشنبه

تفتان استوارتر از قبل به مبارزه علیه نظام جنایت پیشه ولایت فقیه ادامه خواهد داد

روز یکشنبه مدیریت بلاگ اسکای بنابر فشارهای وزارت اطلاعات در حرکتی شرمناک دو خبرگزاری مهم بلوچستان یعنی آژانس خبری تفتان و بلوچ نیوز را مسدود نمود و همراهی خویش را رژیم فاشیست و ضد بشری ولایت فقیه را آشکار نمود اما دشمنان بلوچ و اهلسنت بدانند که با چنین ترفندهای زبونی هرگز ما را به عقب نخواهند برد بلکه این گونه برخوردها نشان می دهد که عملکرد ما در اطلاع رسانی موفق بوده است و رژیم با تمام امکاناتش در برابر ما جوانان بلوچستان که هیچ وسیله به جز انترنت نداریم شکست خورده است و دروغپراکنیهای رژیم با رسوائی مواجه شده است لذا عزممان برای مبارزه و ادامه راه چند برابر شده است.آری جوانان بلوچستان با اندک وسائل خویش رژیم را به وحشت انداختند و موجب بیداری مردم شدند و این خود پیروزی بزرگی برای ماست و نویدیست که باید با جدیت بیشتر و با حفظ وحدت و یکپارچگی به راهمان ادامه دهیم و روزنه امیدیست برای دیگر جوانان بلوچ تا به خیل وب نویسان شامل شوند و حقائق موجود در بلوچستان را برای جهانیان بیان دارند.
تفتان همچنان می جوشد و تا از بین بردن ظلم و بی عدالتی به راهش ادامه می دهد.
تفتان زنده است و هرگز با بادهای کور از بین نمی رودتفتان با خورشی مضاعف به فعالیتهایش ادامه می دهد
باز تفتان در بلاگر
از کلیه دوستان وب نگار و همچنین جوانان بلوچستان تقاضا داریم که در پخش کردن آدرس جدید آژانس خبری تفتان ما را یاری دهند.
مدیریت آژانس خبری تفتان

مسدود شدن خبرگزاریهای تفتان و بلوچ نیوز

http://www.balochnews2.blogsky.com/
وبلاگ مورد نظر به علت رعایت نکردن قوانین و مقررات سایت مسدود می باشد
مسدود شدن خبرگزاریهای تفتان و بلوچ نیوزدو خبرگزاری مهم بلوچستان یعنی تفتان و بلوچ نیوز یک بار دیگر به جرم بیان حقایق سرزمین بلوچستان مسدود شدند.این دو خبرگزاری چند روز پیش در ایران فیلتر شده بودند اما درایت و سرعت عمل مدیران این خبرگزاریها مانع از توقف فعالیتشان شد امروز یکشنبه این دو خبرگزاری که در سیستم بلاگ اسکای فعالیت میکردند توسط مدیران بلاگ اسکای کاملا مسدود شدند.این اقدام بلاگ اسکای نشاندهنده عمق نفوذ خبرگزاریهای تفتان و بلوچ نیوز بر جامعه ایران است که بدنبال کشف حقایق در بلوچستان هستند.دشمنان آزادی بدانند که این اقدام آنان محکوم به شکست است چراکه امروز جوانان مبارز بلوچ توانسته اند با اندک امکانات خویش صدای مظلومیت بلوچستان عزیز را به خارج از مرزهای جغرافیایی بلوچستان و ایران برسانند.این اقدام آنها زمینه فعالیت بیش از پیش جوانان مبارز بلوچ را در عرصه بیان حقایق فراهم نموده و آنها را مصمم به ادامه راهی که انتخاب کرده اند می نماید.
بلوچ گپ

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۲۰, پنجشنبه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران(دستگیری ۴ مزدور وزارت اطلاعات)


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که مبارزان شاخه اطلاعاتی جنبش بامداد روز پنج شنبه با حمله به یک خانه تیمی وزارت اطلاعات در یکی از شهرهای مرزی بلوچستان موفق شدند چهار تن از مزدوران و جاسوسان وزارت اطلاعات را همراه با انباری از اسلحه دستگیر نمایند.
این چهار تن از جاسوسان محلی وزارت اطلاعات می باشند و در اعترافات اولیه به جنایات خود و همچنین به اهداف شوم و ننگین وزارت اطلاعات علیه مردم منطقه و مبارزین اعتراف کرده اند.

در این عملیات سلاحهای بسیار زیادی از جمله 8 عدد کلاشینکوف ، 4 عدد آر پی جی یک بار مصرف لیزری ،5 جعبه مواد منفجره ،4 جعبه مواد شیمیائی مهلک با آرم سپاه پاسداران ،8 دوربین مداربسته با قدرت گیرائی از چند کیلومتر ،6 عدد دستگاه جی پی اس ، 6 عدد دوربین فیلم برداری کوچک ام پی 4 ، 6 عدد کلت کمری، دو عدد دستگاه گوشی ثریا ، یک کامپیوتر با چندین برنامه آموزش عملیاتهای تروریستی و مقادیر زیاد مهماتی دیگر بدست مبارزین افتاد.

جنبش طی این اطلاعیه اعلام می دارد این چهار مزدور به زودی به سزای عمل ننگین خود خواهند رسید تا عبرتی باشند برای دیگر مخبران و جاسوسان تا دست از خیانت به مردم بردارند زیرا مخبر و خائن هیچ عاقبتی ندارد و همانگونه که امروز این مزدوران مردم فروش به چنگال قدرتمند مبارزان افتادند فردا دیگر مخبران هم به چنین سرنوشتی گرفتار خواهند شد.
اطلاعات بیشتر این عملیات موفقیت آمیز شاخه اطلاعاتی جنبش در اطلاعیه های بعدی بیان خواهد شد و فیلم و تصاویر مخبران و مهمات همراه به زودی پخش می شوند.

جنبش مقاومت مردمی ایران

دیگر امانی نیست

دیگر امانی نیست

این بار میخواهم از مردانی برایتان بگویم.
ازمردان عاشقی که واژه مقدس ایثارو شهادت را به نام خویش رقم زدند.
آنانی که عاشقانه دل در گرو وادی عشاق نهاده اند وبا خونشان درخت عزت وآزادی را آبیاری میکنند
آنانی که برای رهایی قومشان دست از جانشان شسته اند.
لشکر خدا که برای غیرت وناموس قومشان در نبردند.
آری آنان عاشقان راه حق ودلباختگان دیدار اویند وبرای شهادت وگریز از این دیار فانی لحظه به لحظه لحظه ها را مینوردند و به سوی معبود خویش قدم به قدم نزدیک ونزدیکتر میشوند.
آنانی که برای مردم ستمدیدۀ خویش دست دردست هم نهاده و با ایمان به خدای پاک به مبارزه با این مستکبران پرداخته اند تا مشعل مبارزه را هرروز بر قلۀ تفتان فروزانتر کنند.
آن تبار فدایی که با عزمی راسخ پای همت در این راه پر خطر نهاده اند تا به ضحاکان زمان نشان دهند که عزت،شرافت،انسانیت ومردانگی هنوز در کهنه دیار بلوچستان زنده است و به شما نه هشدار که بگوید دیگر امانی نیست ودرهای توبه نیز به سویتان بسته چرا که دست ناپاکتان به خون هزاران بلوچ آغشته و تنها با خونتان شسته خواهد شد .
امروز روز تقاص است
روز جزا
قیامت است در بلوچستان
وجهنمی بر پاست.
آری جهنمی که سربازان خدا بر پا کرده اند وهر روز آتشش را برایتان فروزانتر میکنند تا تن کثیفتان را به خاکستر مبدل و خاکستر ناپاکترش را بر دست طوفان خشم بلوچستان بسپارند تا از دیار پاکمان تا دوردستهای افق تاریک برد.
ای کفتار صفتان مرده خوار ما حجت بر شما تمام کرده بودیم و گفته بودیم که جانتان بر دارید و بگریزید حال که نگریخته اید به کنار پایتان را هم از گلیمتان درازتر کرده اید وطمع سرزمینمان، حقمان، میراث پدرانمان را هم در سرتان می پرورانید واین گناهی است بس عظیم و عظیم تراز آن تقاصی است که باید با خون کثیفتان بدهید
آری و میدهید
به خدا سوگند که میدهید چرا که وعدۀ خداست و خلافش نمیکند.
و اکنون از سیاهی شب بهراسید ای شهریاریها وای نکونامها، ای مزدوران بیت رهبری وبدانید که در دل سیاه خویش مبارزی نهفته و هر کجا بروید مانند سایه به دنبالتان است ولی افسوس برایتان که در شب سایه را نتوان دید .
آری آنانی که در انتظار حکم امیرشان بودند تا حکم قتلتان را صادرکند اکنون حکم در دستشان است.
به خدا سوگند که دیگر هیچ شب چراغی جز آتش مسلسلشان برایتان نیست.
باشد که چشمۀ خونتان از تفتان سرچشمه وتا دریای بلوچستان بجوشد.
یارمحمدزهی(خاش)
yarmohamadzehii@yahoo.com

این دیار کجاست؟


این دیار کجاست؟
نوشتن را شاید سودی نباشد ولی می نویسم که گویند ناپلئون بناپارت گفته که وقتی می بینم که پایه های حکومتم به لرزه افتاده در می یابم که ضرور نویسنده ای قلم بدست گرفته است.
می نویسم از مظلومیت مردم صبورم، از مردم غیورم، از مردمی که در طول اعصار نشان داده اند که مطیع هیچ جباری نخواهند بود و هر از گاه بندهای اسارت و زبونی ظالمان را درهم شکسته ونشان داده اند که براستی آزاده اند و مطیع آزادگی.
از دلیرمردمان بلوچ می نویسم که لرزه برپیکر استبداد سیاه خمینی انداخته و خواب آرام آنان را به کابوسی وحشتناک بدل داده اند ، از غیور سرمچارانی می گویم که در تلاشند هرزه های داخلی و بیگانه را از مقدس زمین بلوچ بزدایند از کسانی که در آبیاری درخت آزادی دیارشان در دادن خون خویش لحظه ای درنگ نکرده اند از سرزمینی سخن می گویم که فرصت طلبان را بر خیال باطلشان ناکام نموده است ،از مادرانی که فرزندانشان را به پاسداری موطن گماشته که دست اهریمنان درون و برون را کوتاه گردانند ، از خواهرانی که نه تنها دوری برادر را تحمل نموده بلکه خود نیز مبارز پیشه اند ،از همسرانی که دوشادوش همسر راهی وادی عشقند ،از برادرانی که اگر برادر از راه مبارزه باز ماند خود را وقف آزادی می کنند،
آری این دیار بلوچستان است دیار مردم مومن و سلحشور بلوچ ، دیار سالارمردان و شیرزنان ، دیار شهدای گلگون کفنی همچون اسدالله ها ، یاسرها ، بهزادها، صلاح الدینها ، دیار نازنین سرمچاران شهیدی مثل سیف الله ها ،و صدها و هزاران عمران ،احمد و اسماعیلها، دیار علمای ربانی مانند مولانا عبدالقدوس و مولوی یوسف که با شهادتشان اثبات کردند که رسالت علما قیام حق علیه باطل است.
آری این دیار بلوچستان است دیاری که نمرودیان زمان چون خامنه ای و شمریانی چون شهریاریها را در آن جائی نیست ،دیاری است که فرزندانش به حکم و مدد الهی و اراده و ایمان مستحکم خویش درخت آزادیش را به شکوفه رسانیده اند.
اینجا دیاریست که سرد و گرم بسیار کشیده ولی مردمان صبور و سلحشورش هرگز نگذاشته که جباران چراغ امیدش را به یغما برند، سرزمینی است بلوچستان که جوانان غیور و مومنش به تاریخ ثابت می کنند که تا اهتزاز پرچم عزت و آزادگی آرام نخواهند گرفت و استعمار و مزدورانش را دیگر جائی نیست در بین صبور مردمان بلوچ زمین و به گواه تاریخ از زابل تا چابهار از آن بلوچ است که بوده است و دیگر کسی را بدون اجازه این مردمان در این دیار جائی نیست و نخواهد بود که بلوچستان دیار بلوچ است و ارث اجدادش
و در این مهم بلوچ پیروز است که حق با اوست.
سهراب بلوچ
sohrab.baloch@yahoo.com

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران

به نام خدا

بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند :مذاکرات بین رژیم ولایت فقیه و جنبش مقاومت به خاطر نیرنگ و دروغ گوئیهای کارگذاران رژیم به نتیجه نرسیده است و رژیم از سوئی در حال گفتگو و مذاکره و از سوئی دیگر در حال بمباران کوههای بلوچستان و اعدام مردم و جوانان بی گناه بلوچستان است و جنبش چنین مذاکراتی را نمی پذیرد.

لذا جنبش طی این اطلاعیه اعلام می دارد که اگر تا روز جمعه 21 تیرماه 87 زندانیان سیاسی بلوچستان آزاد نشدند و بمباران منطقه متوقف نشد دو پاسدار دیگر با نامهای جواد حسن زاده و علی اسماعیل زاده اعدام خواهند شد .

لازم به ذکر است که پاسداران دستگیر شده همه جنایتکار جنگی هستند که دستشان به خون مردم آغشته است و خود اعتراف به جرائم و جنایات خود کرده اند و جنبش در اعدام چنین جنایتکارانی هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد ؛ البته جنبش مقاومت در هر صورت خواهان حل مسائل مهم منطقه از راه گفتگو و مذاکره است اما رژیم ولایت فقیه به هیچ صورت حاضر به دادن حقوق مردم از راه مسالمت آمیز نیست و علاوه بر ندادن حقوق مردم ، بلوچستان را تبدیل به پادگانی برای سربازان و پاسداران جنایتکار و خونخواری کرده است که به هیچ اصل انسانی و ارزش بشری اعتقاد ندارند و برخوردی بدتر از درندگان وحشی با مردم دارند در چنین وضعیتی جهت دفاع از خود و مردم راهی جز متوسل شدن به اسلحه وجود ندارد.

جنبش استفاده از اسلحه را نه به خاطر کشتار دیگران بلکه برای دفاع از خود و مردم لازم می داند و طبق قوانین بین المللی دفاع به هر صورت ممکن حق مسلم و مشروع انسانها است.

وضعیتی که امروز بلوچستان با آن دچار است وضعیت فوق العاده و منطقه کاملا جنگی با دادگاههای صحرائی و اعدامها و تیربارانهای غیر قانونی است ؛ که پاسداران و نیروهای رژیم اجازه دارند بدون هیچ گونه جرمی مردم را هدف قرار دهند چنانچه در پرونده های بدست آمده از قرارگاه سراوان مبارزین به یک نامه محرمانه دست یافتند که فرمانده کل نیروی انتظامی سابق استان غفاری برای فرمانده قرارگاه حق آباد سراوان ارسال کرده است و از وی خواسته است که بدون هیچ ایستی می تواند به سوی مردم تیراندازی نماید نیازی به پرونده سازی هم وجود ندارد.

غفاری در این نامه محرمانه به فرمانده قرارگاه نوشته است :بلوچ یعنی دشمن و باید با همه بلوچها مثل دشمن برخورد کرد و به هیچ صورت دشمن قابل رحم نیست.

غفاری در این نامه به فرمانده قرارگاه متذکر شده است که بلوچها سنی های کافری هستند که اموالشان غنیمت و زنانشان حلال و خونشان هدر است ،وی با استناد به قول امام جعفر از فرمانده قرارگاه خواسته است که در برخورد با مردم بلوچ اصول اخلاقی و اسلامی را کنار نهد زیرا بلوچهای کافران نجسی هستند که باید از بین بروند.

و طبق اعترافات خود فرمانده و دیگر پاسداران دستگیر شده ، آنها صد در صد بر توصیه های فوق پاسدار جنایتکار غفاری عمل کرده اند و مردم منطقه گواه جنایات این فرمانده و نیروهایش هستند .

پاسداران و مامورین نیروی انتظامی با این گونه نگرشهای متحجرانه و افراطی در بلوچستان مشغول قلع و قمع مردم هستند ؛ الان در برابر اینگونه نگرشهای ضد بشری و کردارهای غیر انسانی هیچ راهی برای زنده ماندن جزو متوسل شدن به اسلحه نیست وبا همه این مسائل اگر باز هم رژیم ولایت فقیه از اقدامات جنایتکارانه خود بر علیه مردم دست بردارد و حاضر به گفتگو و مذاکره باشد و اجازه فعالیت سیاسی دهد جنبش مقاومت حاضر است اسلحه را کنار نهد وبه مبارزه سیاسی روی آورد.

نهایتا باید بگوئیم که جوانان جنبش برای خود و یا اهداف شخصی و یا قبیله ای مبارزه نمی کنند بلکه جهت دفاع از مردم مظلوم و ستمدیده قیام کرده اند و مردم بلوچستان چنان از مظالم و جنایات رژیم به تنگ آمده اند که خواهان اعدام فوری همه پاسداران هستند و رای مردم برای جنبش مهم تر از هر کس دیگر است.

جنبش مقاومت مردمی ایران