ه‍.ش. ۱۳۸۷ خرداد ۵, یکشنبه

اطلاعیه جدید جنبش



به نام خدا
بدینوسلیه جنبش مقاومت مردمی اخبار منتشر شده در رسانه ها مبنی بر دستگیری 6 نفر از اعضای جنبش توسط دولت پاکستان را شدیدا تکذیب نموده و اعلام می دارد که هیچ فردی از اعضای جنبش مقاومت در پاکستان نبوده و نیست تا دستگیر و به ایران تحویل داده شود و آنچه که در رسانه های پاکستان منتشر شده نشان می دهد افرادی که دولت پاکستان می خواهد به ایران تحویل دهد بلوچهای خود پاکستان هستند که نه هفته قبل بلکه یک سال پیش به اتهام حمل سلاح دستگیر شده اند و دو دولت در راستای منافع خود در حال معامله بر کسانی هستند که هیچ ارتباطی با جنبش نداشته اند و هدف رژیم سرخورده و شکست خورده ولایت فقیه فقط تبلیغات دروغین و ایجاد یاس و نومیدی در بین مردم بلوچستان است تا با اعدام این افراد بی گناه در مردم ترس و وحشت بیافریند اما کشتن و اعدام بیگناهان نه تنها هیچ سودی برای رژیم نخواهد داشت که شکست و نابودیش را نزدیک تر خواهد کرد.

جنبش مقاومت مردمی ایران طی این اطلاعیه سخنان پوچ و بی اساس مقامات امریکائی مبنی بر نشست و گفتگو با رهبران جنبش که شبکه ای بی سی نیوز نقل کرده است را شدیدا تردید می نماید و با ارسال نامه ای به وزارت خارجه امریکا رسما شکایت خود را از این گونه سخنان بی اساس و دروغ محض اعلام کرده است و جنبش مقاومت از شبکه ای بی سی نیوز می خواهد هویت دولتمردانی را که چنان به دروغپراکنی مشغول هستند آشکار نماید تا شاخه سیاسی جنبش از راههای قضائی علیه آنها شکایت نماید و حقیقت دروغهایشان را برای جهانیان آشکار نماید ، این گونه اطلاعات غلط و نادرست نشانه نزدیکی اهداف امریکا و ایران در مسئله مردم مظلوم بلوچستان می باشد و دولتمردان آمریکا با چنین افعال نابخردانه ای زمینه کشتار بیشتر را در بلوچستان فراهم می آورند.
جنبش مقاومت همانطور که بارها اعلام کرده است یک جنبش دفاعی و مقاومت است که در برابر ظلمها ، ستمها و تجاوزات رژیم ولایت فقیه علیه مردم بلوچ و جامعه اهلسنت بپاخواسته است و با توکل بر الله و حمایت مردم به جنگ با رژیم سراسر جور و ستم ادامه می دهد و در این راستا نیاز به کمک هیچ بیگانه ای ندارد.
جنبش مقاومت مردمی جنبشی مستقل و برپایه های فرهنگ و مذهب مردم تشکیل یافته است و تخطی از موازین و اصول اسلامی و مردمی را خیانت به آرمان و همچنین به مردم می داند و هرگز به خود اجازه نمی دهد مرتکب عملی شود که منافی با اصول و موازین اسلامی و فرهنگ مردم باشد
در آخر برای باری دیگر جنبش مقاومت دروغ پراکنی های مسموم و مشکوک مقامات امریکائی را شدیدا تردید و محکوم می نماید.

جنبش مقاومت مردمی ایران
(جندالله)

ه‍.ش. ۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

پاسداران حقیقت

پاسداران حقیقت
قسم به عدالت ، قسم حقیقت ، قسم به آفتاب ، قسم به روشنایی فارغ از بند و ظلمت شب تار.
و بر نور بی مثال مهتاب ، به تشعشعات هستی بخش یگانه پاسدار حقیقت در این سیاهی روزگار .
اینبار به مانند دیگر دفعات می خواهم بنویسم از مردان کار زار .
ار آنانی که جان خویش چه اسان هدیه نمودند از بحر سرزمینشان و این مردمان نا بیدار . مردمانی که روشنایی را می خواهند بدون آفتاب و مهتاب .
و آنان که در غیاب روز آفتاب و روشنایی مهتاب گشته اند چراغهای حقیقت و عدالت که می خواهند بر افروزند آتشی به وسعت فریاد و بیداد .
مردانی که نورشان حتی از فراز کوهها میرسد به کویر دلها .
آنانی که حقیقت را گشته اند یگانه پاسداران در عهد پر از رنگ و ریا .
مردانی که نور وجودشان و سادگی قلوبشان و خلوص نفوسشان سدی است بس عظیم در برابر اهریمنان و نابخردان و ظالمان در هر زمان و مکان.
و آن شیر مردانی که نه برای خویش که برای کیش و آیین خویش همانند درویش زندگی را بر خود حرام کرده اند.
و اواره کوهها و غربت گشته اند تا از حق یک ملت ستمدیده دفاع کرده باشند .
آنان که پرچم آزادی و ازادگی و آزاد زیستن را بر قلب هر نابیدار بی احساس و برده صفت به مانند پیامبران آن زمان افراشته اند.
انانکه شهادت را نه تنها خوش آمد که با جان و دل اری گفته اند .
انان که به مانند فرزندان خلف برای عزت و غیرت مادران و خواهران و برادرانشان بپا خواسته اند.
که ریشه ظلم را از دل یک سرزمین بر کنند و بخشکانند.
اری اگر بخواهم در وصف بزرگ مردان تاریخ بنگارم که صدها و هزاران کاغذ کم است.
فقط ارزو می کنم که کاش من هم از انان بودم. با انان بودم و به معنی واقعی همانند آنان عاشق و با ایمان بودم.
عشق به مردم ، عشق به سرزمینمان و عشق به آزادی.
کاش من هم از آنان بودم .
الف پهره ای از دوستان دلاور

ه‍.ش. ۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

بلوچستان سرزمین ما و حکمرانی دیگران!!؟؟

بلوچستان سرزمین ما و حکمرانی دیگران!!؟؟

بلوچستان سرزمین و موطن ماست که هزاران سال است پدران و اجداد ما در این سرزمین زیسته اند و حکومت خود را داشته اند ولی اکنون در بلوچستان ما دیگران بر ما حکومت می کنند و ما بردگان آنها شده ایم و نه تنها خود را مالک و صاحب سرزمینمان قلمداد می کنند که حق خواهی ما را با جنایت و کشتار و تجاوز پاسخ می دهند.

هنگامیکه وضعیت فعلی و برده گونه ملت بلوچ را می بینم به یاد سخنرانی یک آفریقائی در زمان آپارتاید حاکم بر آفریقای جنوبی می افتم که نلسون ماندلا قسمتی از آن سخنرانی را در کتابش (راه دشوار آزادی) نقل کرده است.
آن آفریقائی در جشن مخصوصی که برای بالغ شدن نلسون گرفته شده بود ( در آفریقا مرسوم بود که هنگام بالغ شدن نوجوانان جشن گرفته می شد و به آنها هدایائی داده می شد) چنین گفت:
(اکنون پسران جوان ، ثروتمند و زیبای ما ، گلهای قبیله خوسا (قبیله نلسون) ، غرور ملت ما در اینجا نشسته اند .ما مراسمی را به پایان رسانده ایم که به آنها وعده مرد شدن می دهد اما من در اینجا می گویم که این وعده ، وعده ای پوچ و خیالی است ، وعده ای که هیچ گاه نمی تواند عملی شود ، چون ما ، مردم خوسا و همه سیاهان آفریقای جنوبی ملتی شکست خورده هستیم . ما در کشور خود اسیر و برده هستیم .ما در خاک خود مستاجر و بدون زمین هستیم . ما از داشتن هرگونه قدرت و کنترلی بر سرنوشت خود در سرزمین محل تولد خود محرومیم . جوانان ما به شهرها می روند و آنجا در حلبی آبادها زندگی می کنند و الکل می نوشند و همه اینها به این دلیل است که ما زمینی نداریم که به آنها بدهیم تا روی آن کار کنند و در آنجا خوشبخت و مرفه باشند و زاد و ولد کنند . آنها در اعماق معدن مردهای سفید پوست ، ریه های خود را با سرفه بیرون می ریزند ، سلامتی خود را از دست می دهند و هیچگاه روی خورشید را نمی بینند تا مردان سفید پوست بتوانند با راحتی و خوشبختی زندگی کنند.
درمیان این جوانان روسائی وجود دارند که هیچ گاه ریاست قبیله ای را نخواهند داشت زیرا ما قدرت حکومت بر خودمان را نیز نداریم . درمیان این جوانان سربازهائی هستند که هیچ گاه در جنگ شرکت نخواهند کرد چون سلاحی برای جنگیدن نداریم در میان آنها استادانی هستند که هیچ گاه تدریس نخواهند کرد چون محلی برای تدریس نداریم. توانائیها ، هوش و ذکاوت و آروزهای این جوانان در راه تلاش برای تامین زندگی خود از طریق انجام ساده ترین و بی اهمیت ترین کارها برای سفید پوستها به باد خواهد رفت.
هدایائی که امروز به این جوانان دادیم بی ارزش هستند ، چون قادر نیستیم بزرگترین هدیه که همان آزادی و استقلال است به آنها ببخشیم.)

این کلمات را چندین بار خواندم و باز هم خواندم و هر کلمه آن من را به یاد بلوچستان می انداخت که ما چگونه در سرزمین خود هیچ اختیار و اقتداری بر سرنوشت خود نداریم و چگونه جوانان ما به جای تحصیل دنبال بی اهمیت ترین کارها هستند و چگونه اشغالگران سرزمینم ملتم را مورد تحقیر و تذلیل قرار می دهند و چگونه خانه های مالکان این سرزمین بر روی خواهران و مادرانم ویران می گردند و چگونه ناموسم مورد تعرض بیگانگان بی شرف قرار می گیرد و ناگهان به ذهنم آمد که آپارتاید در بلوچستان به مراتب بدتر از نمونه اش در آفریقای جنوبی است زیرا این آفریقائی به آسانی توانست حرفهای دلش را بزند اما اگر من شمه ای از این حرفها را بزنم فردایش طناب دار گلویم را خواهد سائید ولی به هر حال پیروزی سیاهان بر آپارتاید در آفریقا روزنه امید را بر رویم می گشاید و به امید روز پیروزی دلم آرام می گیرد و از سوئی قیام جوانان بلوچستان امیدم را به یقین تبدیل می کند و به یقین می دانم که روزی در سرزمینم آزادخواهم بود و ملت بلوچ را حاکم بر سرزمینشان خواهم دید.

دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۷, سه‌شنبه

بلوچستان با شدت بیشتری به نبردش ادامه می دهد

به نام حق
بلوچستان با شدت بیشتری به نبردش ادامه می دهد

اعدام علمای بلوچ بزرگترین حمله به مردم بلوچ و کیان بلوچی بود و رژیم با این کارش غیرت و شجاع ملت بلوچ را به مبارزه طلبید تا ببینند که آیا از غیرت این ملت چیزی مانده است یا خیر؟

رژیم در حال فنا و زوال ولی فقیه؛ با اعدام علمای اهلسنت این دیار که تاریخشان مملو از شجاعت و مردانگی و سلحشوری و غیرت بوده است را به جنگ طلبید و از عواقب هولناک این فاجعه غیر انسانی بی خبر بود زیرا بلوچ ، بلوچ است و هر چند سالها تحت استعمار بوده است ولی هرگز غیرتش را از دست نداده و در برابر این جنایت بلوچستان را به جهنمی سوزان برای رژیم و مزدورانش تبدیل خواهد کرد.

دژخیمان چنان فکر کرده بودند که با اعدام علمای این سرزمین می توانند ترس بیافرینند و از پیوستن دیگران به جنبش مقاومت بلوچستان جلوگیری نمایند اما زهی خیال باطل !

هرگز اعدامها ، بازداشتها و کشتارها نمی توانند اندیشه آزادی را خفه نمایند و اندیشه با اعدام نمی میرد و نخواهد مرد بلکه بارورتر شده و ریشه دشمنان ملت بلوچ را خواهد خشکاند.

خون به ناحق ریخته فرزندان اسلام و آزادی باعث شده که امروز فرزندان دلیر مرد بلوچستان مانند سیلی خروشان به صف مبارزین بپیوندند و ترس و وحشت مزدوران را چنان زبون و خوار کرده که برای رهائی خود دست به دامان همان علماء شده اند و ملتمسانه می خواهند که جلوی جوانان را بگیرید و نگذارید در دام !!! مبارزین می افتند.

اما زمان گذشت و دیر جنبیدند خونخواران ملت و آنگاه که می بایست جلوی جوانان را می گرفتند نشه قدرت بودند و اندکی هم به عاقبت نیاندیشیدند و اعدام کردند و تهدید و الان التماس و تزویر...


امروز دیگر دشمن دژخیمان یک فرد و یک سازمان نیست که هر مرد و زن و هر پیر و جوان ، رژیم و مزدوران محلیش را دشمنان قسم خورده خود می دانند و از هر سو و هر کوه و برزنی بر متجاوزان حمله می کنند تا پاک نمایند سرزمینشان را از لوث بدترین جنایتکاران تاریخ و خود بر سرزمین خود حکم برانند.

دلاور بلوچ