۱۳۸۶ بهمن ۱۱, پنجشنبه

اعتیاد ، اسارت ،؛ آزادی ،انقلاب

اعتیاد ، اسارت ،؛ آزادی ،انقلاب

و امشب چنان با خون خود می نویسم که دیگر تاب ماندنش در رگ نیست.
چنان میریزم اشک که دیگر جای ماندنش در چشم نیست.
چنان میگویم از آزادی که دیگر وقت ماندنش در بند نیست.

و اینبار از جوانان که ندانسته خود را به چنگال سیاستهای پلید این رژیم گرفتار کرده و نمیدانند که این دژخیمان دام اعتیاد را بر سر آنان گسترانید و اینگونه آنان را اسیر و در بند نه خود بلکه خویش کرده اند و شرائط را از هر لحاظ برای گرایش به این مواد افیونی هموار کرده اند.

دیگر جای هیچگونه شبهه نیست که چرا جوانان ما بیکارند ، دیگر جای هیچگونه شبهه نیست که چرا سوداگران مرگ آزادتر از آنند که هستند.

دیگر جای هیچگونه شبهه نیست که چرا شرافت جرم است ، خدمت اجباری....

آری شرافت جرم است و این همان دلیلی است که رژیم را وادار به سرمایه گذاریهای بس کلان برای خرابی نه آبادانی ، ذلت نه حرمت ، خفقان نه فریاد، اعتیاد نه انقلاب کرده و آنان را بر آن داشته که به فکر توطئه ای برای سلب شرافت و غیرت ملت افتاده و بسوی فردائی عاری از شرافت گام بردارند.

چرا که این چنین ملت بیماری نه تنها هیچ گونه قدرتی برای مبارزه و گرفتن حق و شرافتشان ندارند بلکه اندک اندک آنچه از شرافت که برایشان مانده را هم از دست داده و روز به روز در فقر و ذلت غوطه ور شده تا جائیکه خود ، خانه ، زندگی و حتی ناموسشان را برای رفع نیازش به مزایده می گذارد و این حقیقتی است ملموس و آشکار.

باید بدانیم که این رژیم و مزدورانش می خواهند پایه های مستحکم شرافت و غیرتمان را با این اسلحه شرف کش اعتیاد بلرزانند ؛ این مخوف ترین سلاحی است که این رژیم آخوندی برای بردگی و به استثمار کشیدنمان مورد استفاده قرار داده و این آسان ترین حربه برای به بند کشیدن هر انسان آزاده ، برای لگذ کردن شرفش ، شکستن غرورش و حتی تجاوز به ناموسش می باشد.

بیائیم دیگر به خود دروغ نگوئیم و امروز خود را از این دام رژیم و آن بلای خانمانسوزش برهانیم که فردا دیر است ، بخدا سوگند اگر می دانستیم که چه دُر گرانبهائی را به بهای ناچیز می فروشیم تن به هیچ افیونی نمیدادیم ، تا کی میتوان در بند توطئه های این دیو صفتان بود ؟آیا وقت رهائی نرسیده ؟، وقت آزاد شدن، وقت آزاده بودن، وقت آزاد مردن برای شرف ، غیرت ، دین و ناموسمان؟؟؟

آری آنان آزادگی ، غیرت و شرفمان را طلب دارند و اینک تیر گستاخی آنان به حدی از بیحرمتی خویش رسیده که اینبار شرف ، غیرت و ناموسمان را نشان است ولی اذن خدا این را نمی خواهد ؛ جوانان ما برخواسته اند یک تن در برابر هزار تن ، یک تیر در برابر هزار تیر ، یک اسلحه در برابر هزار اسلحه و یک مرد در برابر هزار نامرد و پیروز و اینک یاری شما را می طلبیم ، شما غیور مردان که اگر به دام اعتیاد گرفتار نباشید تنها یک نفر از شما سینه هزاران جلاد خون آشام را که به جرم شرافت ، غیرت و حق مسلممان سینه برادران را می درانند ، بدرانیم.
شما غیور مردان آزادیخواه که صبرتان از ظلم این دژخیمان زمان به لب رسیده و برای کاهش درد درون ، ندانسته در دام این نامردان گرفتارید.

خود را رها کنید و آزاده باشید و خاک و خود و آینده تان را خود رقم زده و سرزمینمان را از چنگال بی عدالتیها ، ظلم و بی هویتی نجات دهید و آزادگی را برای خود به ارمغان بیاورید.

باشد آن روز که در بند نباشیم

یارمحمد زهی از دوستان دلاور

۱۳۸۶ بهمن ۹, سه‌شنبه

اینجا بلوچستان است!

اینجا بلوچستان است!

هنگامیکه صدای گلوله های جوانان مظلوم و ستمدیده بلوچستان بعد از سالها سکوت در سرزمین زیبا به صدا در آمد و فرزندان ایمان و اخلاص برای رهائی از ظلم و ستم و تجاوز اسلحه بدست گرفتند و جانیان را در جاده ها و خیابانها و کوچه ها به سزای اعمال ننگینشان رساندند ترس و وحشت مزدوران خونخوار رژیم پلید ولایت فقیه را در برگرفت و بعد از سالها زراندوزی و استثمار و استعمار ناگهان شوکه شدند و ترس از دادن ثروتهای اندوخته و سرزمین مستعمره وجودشان را فراگرفت و به فکر چاره افتادند تا این صدای خروشان را خفه کنند و جنایت را شروع کردند و کشتند و اعدام کردند و شکنجه دادند و ... تا شاید بیدن طریق بتوانند طلوع امید را تار کنند و جوانان این خطه را از مبارزه دور کنند اما با هر اقدام جنایتکارانه خشم و نفرت جوانان بیشتر شد و بیشتر و هر روز به سیل مبارزین افزوده می شد مردم بیدارتر از دیروز گشته و شوق جهاد و مبارزه در جوانان این دیار رو به فزونی گذاشت و ترس و وحشت شهریاریها و دهمرده ها را دیوانه کرد.
آنگاه که سران پاسداران پودر شده و در میدان انتقام خدا به هوا رفتند شهریاری و دهمرده دیوانه شده و دیوانه وار دستور تلافی داده و هزاران جوان بلوچ را به زندان انداختند ولی باز هم نتوانستند صدای حق خواهی را خاموش کنند و هر جوانی که اعدام می شد دهها نفر از خانواده وی به مبارزین می پیوستند اینجا بود که شهریاری و دهمرده مایوس شده و به فکر دیگر افتاده و علمای اهلسنت را دستگیر کردند تا با تذلیل و تحقیر نمودن علمای ربانی بتوانند از مردم انتقام بگیرند و اندکی از درد تاسوکی و مرصاد خاش و کوه سفید سراوان و بلوار انتقام را بکاهند اما این بزدلان نادان فراموش کرده اند که اینجا بلوچستان است ، اینجا خانه غیوران است ، اینجا منزل دلیر مردان تاریخ است ، اینجا ماوای عاشقان عمر و سعد و خالد است ، اینجا سرزمین مجاهدان راستین است و هرگز با چنین اعمال بزدلانه ای نخواهند توانست ذره ای تزلزل و یاس در دل غیور مردان این سرزمین ایجاد کنند.

اینجا مردمش صبور اما با غیرت ، اینجا مردمش مهمان نواز اما مقاوم ، اینجا بلوچستان است و سرزمین جوانانی سخت همچون تفتان.
آقای دهمرده و شهریاری و غفاری خوب بدانید که شما در بلوچستان هستید و با ملت غیور و بزرگ بلوچ طرف هستید و این ملت وقتی بپا خواست دیگر بر هیچ متجاوزی رحم نخواهد کرد و همه را در امواج خروشان دریایش غرق خواهد کرد.

بلوچستان از آن مردمش هست و متجاوزان ظالم و کافر را دیگر جائی در بلوچستان نیست و بلوچستان همه را در آتشفشانش ذوب خواهد کرد.

شما فکر کردید با اعدام جوانان و طلاب و علمای بزرگوار راه مبارزه را ببندید و در مردم ترس بیافرینید؛ باید بگویم غلط پنداشتید ما هزاران شهید در راه عقیده و دفاع از سرزمینمان دادیم ما دهها عالم شهید دادیم و اگر این علما و جوانان شهید شوند نه تنها از جهاد و مبارزه باز نمی آئیم که عزم ما برای برچیدن نسل متجاوزان از سرزمین بلوچستان جزم تر خواهد شد و خون شهیدان ما را در مبارزه مصمم تر کرده و وجدانمان ما را راحت نخواهد گذاشت تا زمانیکه متجاوزان اشغالگر را به سزایشان برسانیم.

خوب به یاد بیاورید شیبکها و کاوه ها و زاهدشیخیها و شاهبازیها را که چه ذلیلانه به درک واصل شدند باز هم منتظر باشید که هزاران تن دیگر از شما متجاوزان به درک اسفل السافلین برسند.

مثل اینکه فراموش کرده اید که سپاهیانتان در بلوار ثارالله چگونه تار و مار شدند و یاد بیاورید تاسوکی را که چه با ذلت تباه شدید و به یاد بیارید مرصاد خاش را که پاسدارانتان چگونه در آتش خشم جوانان بلوچستان سوختند.

و به امید حق باز هم خواهند سوخت و شما یا نظاره گر و یا خود در آتش خواهید بود.

دلاور بلوچ

۱۳۸۶ بهمن ۸, دوشنبه

محاکمه علمای اهلسنت و خشم مردم

محاکمه علمای اهلسنت و خشم مردم
رژیم ولایت فقیه که با تولد ناپاکش تفرقه و اختلاف و جنگ و خونریزی به همراه آورد باری دیگر بی شرمانه مرتکب اقدامی شرمناک و غیر قابل تحمل شد و علمای بزرگوار اهلسنت بلوچستان را که مشغول خدمت به مردم هستند را بعد از شکنجه های غیر انسانی و جنایات وحشیانه در یک دادگاه نمایشی با حضور مزدورانش محاکمه کرد.
به قول بیدادگران دروغگوی رژیم در این محاکمه نمایشی و سراسر غیر منصفانه و ناعادلانه علمای اهلسنت بعد از اعتراف به همکاری با جنبش مقاومت اظهار ندامت و پشیمانی کرده و از نظام وحشت و جنایت تقاضای عفو و بخشش کردند و یا به اصطلاح توبه کردند!!!
این اقدام جنون آمیز پیروان خمینی و خصوصا باند تبهکار و افراطی و جنایتکار و خون آشام دهمرده و شهریاری غفاری در راستای مخدوش نمودن چهره علمای بزرگ صورت گرفت تا به این طریق به جامعه اهلسنت حمله کردند تا شاید بتوانند انتقام تاسوکی و ثارالله و مرصاد و کوه سفید را از مردم بگیرند و این محاکمه در حقیقت حمله وحشیانه و بزدلانه ای به جامعه اهلسنت بود اما دژخمیان ستمگر نمی دانند که این محاکمه موجب تباهی و هلاکت دشمنان ملت بلوچ خواهد شد و خشم مردم مومن این خطه را بر انگیخته است و مردم غیور و دلیر بلوچستان چنین اهانتهائی را به خود و به علمای بزرگوار خود نخواهند پذیرفت و انتقام این عمل بزدلانه را چنان خواهند گرفت که آثاری از جنایتکاران و متجاوزان در بلوچستان به جا نماند.
اهانت به علماء حمله به مذهب مردم است و مردم غیور و جوانان دلیر بلوچستان با ایمانی راسخ و عزمی آهنین این جنایت را پاسخ خواهند داد و به مزدوران رژیم نشان خواهند داد که فرزندان این سرزمین زنده اند و جان خود را در راه عقیده و مذهب و سرزمینشان فدا خواهند کرد.
شهریاریها و دهمرده ها و غفاریها فکر کردند که به راحتی می توانند علمای ربانی منطقه را تذلیل نمایند و مردم به سادگی از کنار این مسئله خواهند گذشت اما غلط پنداشتند سربازان امام زمان و به زودی به این اشتباه پی خواهند برد.
خوب بدانند که خون جوانان این سرزمین به جوش امده است و با ریختن خونهای پلید شهریاری ها و دهمرده ها خون دل جوانان آرام می گیرد و خواهند ریخت تا نسل ستمگران خاتمه یابد و مردم به عزت و آزادی برسند.
دلاور بلوچ

۱۳۸۶ بهمن ۵, جمعه

آیا شرکت در انتخابات به نفع ماست؟

آیا شرکت در انتخابات به نفع ماست؟
بعد از اینکه بنده در مطلبی به بیهوده و نامشروع بودن انتخابات نمایشی رژیم حاکم مطلبی منتشر کردم برخی از دوستان با ارسال ایمیل نظرات خود را در باره انتخابات برایم ارسال کردند که برخی با ضرورت دانستن شرکت در انتخابات ،عدم شرکت در انتخابات را موجب سیطره هر چه بیشتر اغیار بر منطقه دانستند.
دوستی در این مورد چنین نگاشتند :ما می دانیم که نمایندگان ارسالی ما هیچ نفعی برایمان ندارند اما باز هم بلوچ و سنی هستند و از امثال شهریاری جنایتکار بهتر هستند لذا اگر نماینده ما نفعی ندارد باز هم ضررش از ضرر شهریاری کمتر است لذا طبق انتخاب اهون البلیتین ما بلای کمتر را باید بپذیریم و نگذاریم منطقه کاملا بدست زابلیها بیافتد.
با احترام به نظر این دوست بسیار عزیز باید بگویم بلا به هر صورت بر ما مسلط خواهد شد چه ما شرکت بکنیم یا شرکت نکنیم زیرا نمایندگی شهریاری و باندش ثابت و لا یتغیر است همانطور که در انتخابات سابق ما شرکت کردیم و با اینکه ما 70 در صد جمعیت زاهدان را تشکیل می دهیم وشکست ما ممتنع و محال و شکست آنها حتمی و لازم بود باز هم با اشاره بیت رهبری شهریاری منصوب شد و وضعیت هیچ تغییری نکرد مردمی که در انتخابات شرکت کرده بودند دست روی دست گذاشتند و شهریاری کرد آنچه که کرد با اینکه اوضاع کشور آن روز به مراتب بهتر از اوضاع امروزی بود و امروز چهره کریه استبداد و ظلم و جنایت بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است و انتصاب شهریاری و باندش بر مردم مظلوم بلوچستان حتمی و یقینی است و هیچ کس را در این باره شکی هم نیست.

لذا ما با تکرار آنچه که همیشه کرده ایم راه را به جائی نخواهیم برد و باز به همان آغاز بر می گردیم و حتی عقب تر از آن و شرکت کردن در انتخابات مسکن موقتی هست که از اصل بیماری هیچ نمی کاهد و موجب رشد مرض شده و بنیان ما را از بین خواهد برد پس بهتر آنکه شرکت نکنیم تا مردم اندکی به خود آیند و به فکر چاره باشند و راهی برگزینند که از این مهلکه نجات یابند.
شرکت در انتخابات نه تنها نافع نیست که ضررهای فراوانی در پی دارد و بزرگترین آن دور شدن مردم از صحنه بعد از انتخابات است که با تمام شدن انتخابات دست روی دست نهاده و انگار مسئولیت خود را به پایه تکمیل رسانده و دیگر راحت در خانه می نشینند و هیچ بر لب نمی آورند اما با تحریم انتخابات حد اقل مردم به این فکر خواهند کرد که در انتخابات شرکت نکرده اند و باید دنبال یک راهی جهت رسیدن به حقوقشان باشند و همین است پیام تحریم و نافرمانی مدنی که قدرتهای بزرگ جهان را در به چالش کشید و شرکت نکردن مردم در انتخابات همه نظامها را به هم ریخت و موجب انقلابهای بزرگ در تاریخ شد.

خصوصا علمای کرام و روشنفکران عزیز باید در این زمینه اندکی بیاندیشند و تصمیم بگیرند من در آخر مطلبم داستان یکی از علمای بزرگ هند که در برابر استعمار انگلیس ایستاد را نقل می کنم تا شاید مجال اندیشیدن را فراهم نماید:
مولانا ابوالکلام آزاد یکی از وزرای اولین کابینه هند بعد از آزادی در کتابش می نویسد :ما به اتفاق علمای بزرگ هند تحت اشغال؛ شرکت در هر گونه فعالیتی که موجب تقویت استعمار انگلیس شود را تحریم کرده بودیم و همکاری با انگلیس را حرام و ناجائز اعلام کرده بودیم یکی از این علمای نامدار شیخ العرب و العجم مولانا حسین احمد مدنی دیوبندی بود که بعد از اعلام تحریم انگلیسیها من و ایشان را به دادگاهی در یکی از شهرهای هند فراخواندند.
وقتی ما در دادگاه حاضر شدیم رئیس دادگاه از مولانا حسین احمد مدنی سوال کرد شما می دانید اینجا کجاست و در این مملکت حکومت کیست؟ مولانا در پاسخ گفتند بله سرزمین هند است و حکومت انگلیس !
رئیس دادگاه باز پرسیدند آیا قدرت انگلیس را می دانید؟
مولانا گفتند: بله انگلیس ابر قدرت جهان است!
رئیس دادگاه: آیا شما همکاری با انگلیس و شرکت در ادارات و امور دولتی را تحریم کرده اید؟
مولانا : بله
رئیس دادگاه: آیا شما از قدرت ما بیم ندارید و نمی دانید که این جرم شما اقدام بزرگ و خطرناکی علیه مملکت است؟
مولانا آزاد می نویسد :اینجا بود که مولانا خشمگین شده و از زیر عبا پارچه سفید رنگی را بیرون کرده و فرمودند شما من را از چی می ترسانید ؟ از مرگ؟ من که همیشه آماده مرگ در این راه هستم و پارچه سفید را بر میز کوبیده و فرمودند : این هم کفن من!!!
آری این بود داستان ایمان و یقین و مردانگی و ایستادگی علمای سلف در برابر استعمارگران و زورگویان که مردانه ایستادند و مردانه جنگیدند و آخر هم به آزادی دست یافتند و استعمار پیر ، ابرقدرت آن روز را با شکست مواجه کردند.
ما امیدواریم در این برهه حساس که جامعه ما با ظلم و ستم و جنایت و تجاوز دچار است و ما از ادنی ترین حقوق مدنی ، سیاسی و اجتماعی محروم هستیم و به اندازه ذره ای در تعیین سرنوشت خود حقی نداریم و عده ای جنایتکار از خدا بی خبر بر همه چیز ما مسلط هستند و همه روزه جوانان ما به دار زده می شوند علمای بزرگ و ربانی همچون مولانا نعمت الله و مولانا سربازی ره ترور و شهید می شوند و علما و جوانانی بدون هیچ گونه جرمی بازداشت و محاکه می شوند علما و تحصیل کردگان ما راهی را برگزینند که به نفع ملت و مردم باشد و این را خوب بدانند که این انتهای رژیم است زیرا همیشه حکومتها در ابتدای روی کاری آمدن و در انتهایشان که ترس شکست دارند از نیروی سرکوب و ارعاب و وحشت افکنی استفاده می نمایند و الان ما در دوره ای به سر می بریم که رژیم از هر سو احساس خطر می کند و می خواهد با زور و جنایت هیولای پوسیده خود را نگه دارد و در این دوره قیام و ایستادگی ما این نظام را با شکست مواجه خواهد کرد.
به امید آزادی و برابری
دلاور بلوچ

۱۳۸۶ بهمن ۳, چهارشنبه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت (جندالله)
به نام حق
بدینوسیله جنبش مقاومت (جندالله) اعلام می دارد : در صورت صدور حکم برای علماء و طلاب دستگیر شده ایرانشهر وضعیت بلوچستان بحرانی خواهد شد و منطقه به سوی جنگ مذهبی و قومی بین شیعه و سنی و بلوچ و زابلی خواهد رفت به همین خاطر جنبش مقاومت (جندالله) از شیعیان و زابلیهای ساکن در بلوچستان می خواهد که منطقه را ترک دهند در غیر این صورت هدف حمله مردم قرار خواهند گرفت و کشته خواهند شد زیرا بعد از محاکمه نمایشی علماء و طلاب ایرانشهر صدها جوان بلوچ سنی و دهها گروه مسلح با روابط عمومی جنبش تماس گرفته و اعلام کردند که غیر بومیان را هدف قرار خواهند داد و بیشتر از این نمی توانند جنایت و تجاوز به مردم عادی و جوانان بی گناه و علمای بزرگ خود راتماشا کنند ؛ بدین جهت جنبش مقاومت از غیر بومیان می خواهد بلوچستان را ترک کنند تا خود و فرزندانشان در این جنگی که رژیم آن را برافروخته کشته نشوند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)
چهارشنبه سوم بهمن 1386

۱۳۸۶ بهمن ۲, سه‌شنبه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت (جندالله)

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت (جندالله)
به نام حق
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران محاکمه نمایشی دستگیر شدگان ایرانشهر را به شدت محکوم کرده و این محاکمه را اهانت به مردم بلوچ و اهلسنت می داند.
محاکمه ای که پشت درهای بسته صورت گیرد و به متهمین اجازه وکیل گرفتن و دادرسی و دادخواهی داده نشود و هیچ خبرنگار آزاد و مستقلی نتواند با متهمین گفتگو نماید هیچ ارزش قانونی نداشته و منافی با قوانین مرگبار خود رژیم ولایت فقیه می باشد.
جنبش مقاومت برای باری دیگر اعلام می دارد که دستگیر شدگان ایرانشهر هیچگونه رابطه ای با جنبش نداشته و شاید تنها جرمشان سنی بودن و قرابت و نزدیکی با عالم شهید و عارف مجاهد مولانا محمد عمر سربازی(ره) که ناجوانمردانه بدست جلادان رژیم به شهادت رسید می باشد و رژیم بعد از اینکه با بزدلانه ترین روش این عارف ربانی را به شهادت رساند می خواهد نزدیکان وی را با وارد کردن اتهامات واهی و بی اساس اعدام کند.
جنبش مقاومت مردمی ایران ضمن مردود خواندن چنین محاکمه ای به مزدوران محلی رژیم هشدار می دهد که دست از چنین اقداماتی که موجب جنگ و تفرقه قومی و مذهبی می شوند بردارند در غیر این صورت با موجی از اقدام بالمثل مردم مواجه خواهند شد و آنگاه خموش کردن آتش خشم و کینه مردم آسان نخواهد بود.
همچنین جنبش مقاومت این محاکمه و دیگر محاکمه های نمایشی رژیم در بلوچستان را جزوی از برافروختن جنگ مذهبی و قومی رژیم می داند ولی رژیم و بویژه مزدوران محلیش بدانند که جنگ قومی و مذهبی در بلوچستان با اکثریت اهلسنت دمار از روزگارشان در خواهد آورد.

همچنین طی این اطلاعیه جنبش مقاومت از مردم غیور و دلاور بلوچستان می خواهد که به خاطر دفاع از علما و طلاب و جوانان در بند و به خاطر احترام به پیشوایشان مولانا محمد عمر سربازی (ره )که مظلومانه به شهادت رسید به خیابانها بریزند و محاکمه داماد مولانا محمد عمر سربازی (ره) و یارانش را محکوم نمایند و بدانند که رژیم و مزدورانش در برابر قدرت مردمی هیچ و پوچ هستند و همانطور که در تظاهرات میدان کوثر ترس و وحشت وجود سران نظام را فرا گرفته بود در هر میدانی که مردم حضور داشته باشند آنها به عقب خواهند نشست.
سیل چند صد نفری شما مردم غیور و دلیر مردان بلوچستان در میدان کوثر فرمانده مغرور و خود خواه نیروی انتظامی (غفاری) را مجبور به عذرخواهی نمود و اگر جمعیت چند ملیونی شما مردم به خیابانها بریزند نیروهای بزدل رژیم هرگز در برابر شما نخواهند ایستاد و تاریخ شاهد است که قدرت مردمی به مراتب بیشتر از قدرت دولتهاست و قدرت همین مردم بود که در هند و ... ابرقدرتی همچون بریطانیای کبیر را با شکست و عقب نشینی مواجه نمود و برای مردم آزادی و عدالت به ارمغان آورد.
مردم نیک دیدند که چگونه چند نفر از فرزندان همین خاک وبوم خواب از سران یک نظام کاملا مسلح ربود و امروز یک رژیم با تمام تجهیزات چنان دچار ترس وحشت شده است که ملیاردها دلار برای مقابله با رزمندگان جنبش (جندالله ) هزینه کرده است اما باز هم شکست خوردند لذا وقتی یک گروه کوچک از جنس همین مردم، رژیم را در عرصه های نظامی، سیاسی ، تبلیغاتی شکستند و رعب و وحشت رژیم را از دلهای مردم زدودند آیا این ملت غیور و دلیر چنین توانی را ندارند ؛ یقینا ملت قدرتشان خیلی بیشتر است و اگر یک بار همه با یک شعار و یک صدا به خیابانها بریزند آنگاه خواهند دید که بزدلان بی دین چگونه به عقب خواهند نشست.
امروز روح علماء حقانی و ربانی همچون مولانا عبدالملک و مولانا نعمت الله و مولانا محمد عمر سربازی (ره) و جوانان شهیدی همچون عمران و حنظله و مهاجر که در راه آزادی و عدالت و حق گوئی ترور و اعدام شدند با صدای رسا به همه ما می گویند :بپاخیزید که دیگر وقت نشستن و نظاره کردن نیست که اگر امروز نظاره گر اعدام و کشتار برادرانمان باشیم فردا دیگران نظاره گر اعدام و کشتار ما خواهند بود پس بیائیم به این تاریخ خونین خاتمه دهیم و همه با هم بپاخیزیم تا دیگر شاهد ظلم و جنایت بر خود نباشیم.

مردم باید بدانند فقط یک گروه و یک فرد مسئول مبارزه با رژیم نیست بلکه یکایک مردم وظیفه دارند در برابر جنایت بپا خیزند تا با همکاری هم بتوانند سایه ظلم و ستم را از سر خود کوتاه نمایند اگرچه رزمندگان جنبش زندگی خود را در این راه وقف کردند و پاسخ جنایات رژیم را به طرق خود خواهند داد و حتی از عملیات استشهادی علیه دشمن گریز نکرده و لحظه ای درنگ نخواهند کرد اما مبارزات جنبش مستلزم سلب مسئولیت از مردم نیست بلکه آحاد مردم وظیفه دارند در برابر ظلم قیام کنند و فرزندانشان در جنبش هرگز آنها را تنها نخواهند گذاشت و همانطور که تاکنون رژیم را در هر جبهه و میدانی با شکست مواجه کردند در آینده هم ان شاء الله شکست خواهند داد و به پیروزی و عزت و آزادی خواهند رسید.
یا زندگی با عزت یا مرگ با شرف
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

از همه دوستان تقاضا می شود این اطلاعیه را تکثیر کرده و بین مردم منتشر نمایند.