۱۳۸۷ دی ۹, دوشنبه

کجائید شهریاریها؟؟


کجائید شهریاریها؟؟
صبحگاه دیروز دوشنبه شهر سراوان نظاره گر قهمرانانه ترین عملکرد فرزندانش در برابر متجاوزان به دین و سرزمین و ناموس ملت بلوچ بود.
آری دیروز یکی از قهرمانان تاریخ بلوچستان مردانه و دلیرانه با منفجر کردن خود و خودرویش صدها پاسدار متجاوز رژیم را در سراوان به درک اسفل السافلین فرستاد.
شهید عبدالغفور ریگی دلیرمرد نوجوان سرزمین بلوچستان قهرمانانه آتش خشم و نفرت مردم از ظالمان و مستکبران را به نمایش گذاشت.
عبدالغفور قهرمان خشم و انتقام ملت ستمدیده که از هر جهت تحت بدترین ظلمها و ستمها قرار گرفته اند را با تکه تکه کردن دشمنان متجاوز نشان داد.
عبدالغفور نشان داد که هنوز این ملت بیدار است و هستند در این ملت جوانانی که حاضرند به خاطر دین و ناموسشان جان دهند و هیچ پروای جان نکنند.
عبدالغفور ثابت کرد که جوانان هرگز تخریب مسجد شیخ فیض و بمباران مسجد مکی و تخریب مدرسه عظیم آباد را فراموش نکرده اند.
بله ! جوانان دفن شدن مصاحف قرانی را در چاهها فاضلاب توسط همین نظامیان به یاد دارند و با منفجر کردن خود انتقام می گیرند.
عبدالغفور ثابت کرد که خون جوانان و علمای اهلسنت رایگان نرفته است و فراموش نشده است.
شهید عبدالغفور ثابت کرد بی حرمتی به خواهرانش به هیچ صورت از ذهن مردم این دیار پاک نشده است و چنین با استشهادی انتقام می گیرند.
شهید یک چیز دیگر را هم ثابت کرد و آن اینکه به آسانی می توان صدها پاسدار را روانه جهنم کرد و این عملیات بهترین و آسانترین روش برای از بین بردن پاسداران و راندن آنها از بلوچستان می باشد.


اما دشمنان متجاوز حواس خود را از دست داده و اصلا نمی دانند چه کنند و این عملیات عظیم را چگونه تجزیه و تحلیل نمایند و مقامات که همه خفه خون گرفته اند و خبرگزاریها باری خبر را درج و پس از ساعاتی حذف می نمایند و این نشانه اوج تاثیر گذاری این عملیات عظیم بر عقل و وران دشمن می باشد که کاملا خود را باخته است و حتی نمی داند در برابر عملیات عکس العملی از خود نشان دهد.
آری شهریاریها ..........
این است قدرت ایمان و سوگند به ذات الله شما بزدلان از تفسیر این عملیات عاجز و ناتوان هستید و شما حتی قدرت بررسی آن را ندارید چون شما ایمان ندارید و بی ایمانان توان تفسیر کار فرزندان مومن و غیور بلوچستان را ندارند.
کجائید شهریاریها
که دست و پاهای پاسداران متجاوز خود را از گوشه و اطراف شهر سراوان پیدا کنید .
کجائید که ببینید چگونه پاسدارانتان با ذلت توسط یک فرزند مومن بلوچستان به خاک و خون کشیده شدند.
میدانم که وحشت کرده اید اما بدانید که این آغاز کار است و لشکر استشهادی حرکت کرده است و تا نابودی کامل شما به حملات ادامه خواهد داد.
دلاور بلوچ

شهادتت مبارک


اطلاعیه / عملیات استشهادی جنبش در سراوان

بسم الله الرحمن الرحیم
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که صبحگاه امروز دوشنبه1 محرم سال 1430 مطابق با 9 دی 1387 و برابر با 29 دسامبر 2008یکی از سلحشوران جنبش مقاومت با حمله استشهادی به مقر مرکزی نیروهای فتح و رسول اکرم و هنگ مرزی و مرصاد شهرستان سراوان بیش از 150 تن از پاسداران رژیم را به هلاکت رساند.
در این عملیات که با یک خودرو جاگذاری شده با هزار کیلو سی 4 که معادل 2000 کیلو تی ان تی مواد منفجره می باشد تمامی ساختمانهای پایگاه مرکزی شهر سراوان منهدم گردیدند.
لازم به ذکر است که این عملیات دقیقا هنگام برگزاری مراسم صبحگاهی هفتگی که همیشه روزهای دوشنبه برگذار می گردد و تمامی فرماندهان نظامی و نماینده ولی فقیه در آن شریک می شوند انجام گرفت و تاکنون هویت هلاک شدگان کاملا مشخص نیست.
همچنین مبارز شهید کاملا به داخل پایگاه وارد شده و خودرو را منفجر کرد و در این عملیات هیچ آسیبی به شهروندان عادی نرسیده است.
هدف از این عملیات انتقام تخریب مدرسه دینی عظیم آباد زابل می باشد که در ماه رمضان توسط صفویان بی دین منهدم گردید و مصاحف قرانی توسط پاسداران نظام در چاههای فاضلاب انداخته شدند.
و انتقام دیگر جنایات رژیم در بلوچستان گرفته خواهد شد و همانگونه که امروز پایه های ظلم در بلوچستان لرزیدند به امید الله فرزندان سلحشور بلوچستان پایه های ظلم را از ریشه خواهند کند.
این عملیات توسط عبدالغفور ریگی برادر رهبر جنبش مقاومت انجام گرفته است و به زودی فیلم این عملیات و فیلم وصیت نامه شهید عبدالغفور از رسانه های بین المللی منتشر خواهد شد.
روابط عمومی جنبش این شهادت را محضر رهبر جنبش و خانواده عبدالغفور ریگی و پدر و مادر آن عزیز تبریک می گوید.
و این اولین عملیات استشهادی جنبش مقاومت می باشد که رهبر جنبش از خانواده خود آن را آغاز نمود و به امید الله این عملیات آغازی است برای عملیاتهای استشهادی در بلوچستان و به امید الله این عملیاتها تا ریشه کن شدن رژیم از بلوچستان با قدرت ادامه خواهند یافت.
این عملیات نشان داد که غیور مردان سرمچار جنبش با اهدای جان خود خواهان رسیدن به عزت و آزادی هستند و دنیا و اموال و ثروت و مقام برایشان هیچ ارزشی ندارد.
مردم و جوانان هم بدانند که راهی جز اهدای خون برای رسیدن به عزت و آزادی نیست و باید همه هر چه زدوتر به صف مبارزان بپویندند و برای رهائی از شر ولایت فقیه جانهای خود را تقدیم نمایند.
متجاوزان و پاسداران رژیم هم به نفعشان است که بلوچستان را ترک کنند در غیر این صورت هر روز هدف حمله لشکر استشهادی قرار خواهند گرفت.جزئیات بیشتر عملیات در اطلاعیه های بعدی بیان خواهد شد.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

۱۳۸۷ دی ۶, جمعه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران



به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اظهارات مقامات سیاسی ، امنیتی و نظامی رژیم ایران را مبنی بر وارد کردن ضربه به جنبش و دستگیری اعضای جنبش را تکذیب نموده و اعلام می دارد که هیچ عضوی از اعضای جنبش دستگیر نشده است و رژیم حاکم بر ایران که در نبرد با فرزندان ایمان و جهاد با شکست مواجه شده است به دروغگوئی روی آورده است .
لازم به ذکر است که رزمندگان جنبش در سال جاری طی دهها عملیات صدها تن از نظامیان رژیم را به هلاکت رسانده و چندین عملیات جاسوسی رژیم را خنثی کرده و دهها مامور وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را دستگیر و اعدام نمودند.
در دو عملیات سرجنگل و دومگ بیش از صد پاسدار رژیم به هلاکت رسیده و یک هلیکوپتر کبرا منهدم گردید و در عملیات سراوان 14 تن از پاسداران رژیم دستگیر و اعدام شدند و در سه عملیات علیه گروهک های ترور وزارت اطلاعات 12 نفر دستگیر و اعدام شدند و در چندین عملیات علیه مخبران بیش از 20 مخبر و جاسوس وزارت اطلاعات در نقاط مختلف به هلاکت رسیدند و این در حالیست که رژیم تاکنون موفق به دستگیری یک عضواز اعضای اصلی جنبش نشده است و تعداد شهدای جنبش در این سال از ده شهید بیشتر نمی باشد و آنان کسانی بودند که شجاعانه و دلیرمردانه تا آخرین قطره خون جنگیدند وآرزوی رژیم بود که یکی از آنان را زنده دستگیر می نمود اما الله ظالمان را ناکام نمود.
رژیم درمانده ولایت فقیه که برای مقابله با جنبش از سازمان ملل تقاضای کمک می کند چگونه ادعای ضربه زدن به جنبش را می نماید؟!
رژیمی که تمامی طرحهای جاسوسی اش با شکست مواجه گردیده و ماموران امام زمانش به بدترین وجه دستگیر و اعدام شده اند چگونه دم از اقتدار می زند؟!
دولتمردان تجاوزگر و ستم پیشه ولایت فقیه دچار تناقض شدید شده و برای نجات حکومت به هر دروغ و حیله ای متوسل می شوند و فکر می کنند با چنین دروغهائی می توانند به عمر ننگین رژیم پلید خود ادامه دهند اما دیگر به پایان رسیده اند و چیزی از عمرشان باقی نمانده است و به امید حق فرزندان بلوچستان این جرثومه فساد را برای همیشه برخواهند چید.
جنبش مقاومت مردمی ایران

۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

هنگامیکه خامنه ای جنایتکار درس وحدت می دهد


هنگامیکه خامنه ای جنایتکار درس وحدت می دهد
جهان و بویژه اهلسنت ایران می دانند که دستهای خامنه ای پشت تمامی جنایات در حق اهلسنت می باشند و تمامی اهانتها و جنایتها و تبعیضها بدستور وی انجام می پذیرد واگر آقای خامنه ای تبعیض و جنایت علیه اهلسنت را نمی خواست هرگز کسی در ایران جرات نمی کرد به اهلسنت چپ نگاه کند.
آقای خامنه ای یکی از مکار ترین و فریب کارترین آخوندهای ایران است که حقیقتش مملو از دشمنی و بغض و عداوت با اهلسنت و اصحاب پیامبر می باشد اما برای گول زدن اهلسنت جهان هر از چند گاهی پیام وحدت می فرستد.
بدستور خود خامنه ای مسجد شیخ فیض در مشهد تخریب گردید و مصاحف قرانی در چاههای فاضلاب دفن گردید و اگر این مسجد به دستور وی تخریب نمی گردید چرا عاملان این جنایت بزرگ مجازات نشدند.
حوزه علمیه عظیم آباد بدستور خامنه ای و توسط عوامل زابلی پلید تخریب گردید و مصاحف قران عظیم الشان در چاههای فاضلاب انداخته شد.
این جنایات و دیگر اهانتها پرده از حقیقت کثیف خامنه ای بر می دارد و تصویر حقیقی وی را به نمایش می گذارد.
بیشترین اجحافات در حق اهلسنت در دوره احمدی نژاد انجام گرفت که از بیشترین حمایت دربار خامنه ای برخوردار است و اکنون که جهان اسلام به اندکی از مکاریهای این جنایتکاران پی برده است و کشورهای مصر و عربستان سعودی به اقدامات برون مرزی رژیم و ایجاد موسسه های تبشیری توسط رژیم در کشورهای همسایه هشدار دادند آقای خامنه ای مکار و حیله گر و آخوند کثیف به یاد وحدت امت مسلمه افتاده و باری دیگر می خواهد با دروغهای گذشته جهان اسلام را بفریبد.
در این میان برخی از علمای اهلسنت از بیانات رهبر خوشحال شدند که باید به عرض مبارک آنها برسانم که آقای خمینی بیانات به مراتب وحدت آفرین تر ارائه داد ولی کجا رفتند و چه کار کردند.
این اظهارات نه برای اهلسنت داخل کشور بلکه برای فریب مسلمانان جهان می باشند که اخیرا اندکی به حقیقت رژیم ایران پی بردند و نمونه آن در بیانات و اظهارات قرضاوی قابل رویت می باشد.
و این بیداری در جهان اسلام روند تبشیر شیعی را در جهان اسلام کند کرده است و مبلغین شیعه را با مشکل مواجه نموده است به همین خاطر باز باید به حیله قدیمی مراجعه کنند و بانگ وحدت سر دهند و علمای اهلسنت ایران بیخودی خوشحال نشوند و به این سادگی فریب نخورند.
پیامبر اسلام صلوات الله علیه فرموند: لا یلدغ المومن می جحر واحد مرتین
مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.

۱۳۸۷ آذر ۲۲, جمعه

شهریاری به وجود جوخه های ترور خارج کشور اعتراف کرد


شهریاری به وجود جوخه های ترور خارج کشور اعتراف کرد
رژیم تروریست ولایت فقیه که همیشه مخالفان خود را در خارج از کشور هدف حمله قرار داده است و بسیاری از رهبران تشکل های و احزاب را با ارسال جوخه های ترور به خارج از کشور کشته است این امر را تردید نموده و از دخالت در قتل و ترور افراد ابا ورزیده است.
چنانچه این جوخه های ترور رهبر حزب دموکرات کردستان را بر سر میز مذاکره یکی از کشورهای اروپائی کشتند و مولوی عبدالملک ملازاده و عبدالناصر جمشید زهی را در شهر کراچی ترور کردند و بسیاری دیگر از ترورها که توسط جوخه های ترور در کشورها منطقه و اروپائی انجام گرفته است اما با اینکه این ترورها محرز بوده و هیچ شکی در آن وجود نداشته است رژیم تهران دخالت در این ترورها را تردید نموده است.
اخیرا آقای شهریاری که عده ای از همشهریهای جنایتکارش را از دست داده است در گفتگو با شبکه العالم اعتراف کرد که رژیم دارای جوخه های ترور در خارج از کشور هست و آنها می توانند در پاکستان عملیات نمایند.آقای شهریاری در این گفتگو گفت :
"اگر دولت پاکستان نتواند با این گروهک تروریستی مقابله کند و به کوتاهی خود در مقابله با آنها ادامه دهد، رزمندگان بسیاری هستند که آمادگی دارند داوطلبانه در خاک پاکستان عملیات انجام دهند.
جدا از اینکه مبارزان بلوچستان در خاک بلوچستان به سر می برند و شهریاری این را خوب می داند اما در این گفتگو شهریاری اعتراف کرده است که گروههائی در نظام هستند که در خارج از کشور عملیات ترور انجام دهند.
این نشان می دهد که رژیم تهران به هیچ اصل و قانونی پابند نیست و علنا به حریم کشورها تجاوز کرده و و تمامی میثاقهای بین المللی را در رسیدن به اهداف شوم خود پایمال می کند و با چنین رژیمی چگونه می توان گفتگو نمود.
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آذر ۲۱, پنجشنبه

گناهکار و بی گناه؟؟!!!

گناهکار و بی گناه؟؟؟!!!
چند روزیست برخی عناصر که همیشه در برابر ظلم و جنایات رژیم ولایت فقیه سکوت کرده اند با هلاکت 14 تن از جنایتکاران و متجاوزان به بلوچستان سر و صدا براه انداخته وبدتر از رژیم شیون سر دادند و جای تاسف است که برخی از افرادی که خود را سیاسیون بلوچستان می نامند بر طبل دشمنان ملت بلوچ کوبیده و این صدای کریه را بازتابی ویژه دادند.
بدین جهت لازم دیدم در مورد هلاک شدگان و جنایتشان اندکی بگویم تا اکثریتها و جمهوری خواهان و پیام امیدها بدانند که از چه عناصر پلیدی حمایت می کنند اگر چه در صداقت چنین عناصر باد پرستی تردید دارم.

بامداد 22 خرداد زمانیکه اکثر مردهای روستای نزدیک قرارگاه جهت کسب روزی به بیرون روستا رفته بودند رئیس پاسگاه شمسر پاسدار محمدی رئوفی همراه با پاسداران همراهش به روستا یورش برده و به تفتیش منازل مردم پرداخته و در این عملیات پاسدار جنایتکار رئوفی و پاسداران همراهش از هیچ جنایتی فروگذاشت نکرده و حتی کودکان و زنان را مورد تعرض قرار داده و چادر زنان را از سرشان کشیده به حرمت مردم تجاوز نمودند و پس از ضرب و شتم زنان و کودکان با غرور روستا را ترک کرده و تهدید کردند که فردا همه مردان روستا را دستگیر خواهند کرد و برای اعدام به اتهام همکاری با مبارزان به زاهدان خواهند فرستاد فردای آن روز 23 خرداد این پاسدار جنایتکار باز همراه با همان ماموران و یا هرچه که نامشان باشد به روستا می آیند که با شورش مردم مواجه می شوند و فرار را بر قرار ترجیح می دهند و پس از اینکه به قرارگاه می رسند برای همه اهالی روستا پرونده تشکیل می دهند و آنها را متهم به اقدام علیه امنیت ملی می نمایند و برای دستگیری مردم روستا از زاهدان کمک می طلبند و همین روز خبر این جنایت به گوش مبارزان که در کوهستانهای نزدیک بودند می رسد و مبارزان پس از طراحی عملیاتی دقیق این قرارگاه را خلع سلاح می کنند و کسانی را که مستقیما در جنایت و تجاوز به ناموس بلوچ دست داشتند بازداشت می نمایند.
الان انتظار چیست که با چنین متجاوزانی چگونه باید برخورد نمود؟
گیریم این افراد اصلا نظامی نیستند اما متجاوز به ناموس مردم هستند ،پس با متجاوزانی که به خانه ات داخل شده و به ناموست تجاوز کرده اند باید شاباش بگوئی و چنین جنایتکاران جنگی را رها کنی؟
شاید اکثریتها و اتحاد جمهوری خواهان و شاید پیام امیدها چنین کنند اما من بلوچ که مستقیما شاهد این جنایت هستم هرگز چنین قضاوتی نمی کنم.
من با کسیکه پا به حریم من نهاده و حرمت من را پایمال نموده هر کس باشد و در هر مقامی که باشد شوخی ندارم و چنین فردی را مجرم جنگی می دانم و تا توان داشته باشم انتقام تجاوز را خواهم گرفت اگرچه در این راه کشته شوم.
آری من آرامش را دوست دارم ، من صلح و امنیت را دوست دارم ، من انسانیت را دوست دارم ، من همنوعانم را دوست دارم ،اما تا زمانیکه او به من احترام بگذارد،تا زمانیکه وی حق زیستن من را نستاند ، تا زمانیکه او پا به حریمم ننهد ، تا زمانیکه او هم اندکی انسانیت داشته باشد اما زمانیکه همنوع من انسانیت را پایمال کرد و حرمتها را در هم کوبید و بر ناموسم تازید از من انتظار تشکر و دست درد نکن نداشته باشد.

زمانیکه من می بینم جلوی چشمانم انسان نماها برادرم را می کشند ، به خواهرم بی حرمتی می کنند و پدرم را اعدام می کنند و فرزندم را گلوله باران ،آیا من بنشینم و نظاره کنم؟
شماها که دور نشسته و قضاوت می کنید کمی به درد ما که عزیزترین هایمان را بدون هیچ جرمی از دست دادیم هم بیاندشید.
به خواهرانی که 22 خرداد توسط همین به اصطلاح شما سربازان و مرزبانان بی حرمتی شدند هم بیاندشید.
به کودکانی که بی اطلاع از همه جهان زیر لگدهای همین به اصطلاح شما سربازان فریاد سر می دادند هم بیاندیشید.
ما هرگز خواهان ریخته شدن خون انسانی نیستیم اما آیا نباید آن به اصطلاح انسان خون ما را هم نریزد و حداقل اندکی به ما نگاه انسانی داشته باشد.
یاد دارم گفته یک مبارزی را که گفت والله که وقتی پاسداران دست ما هستند انسانیت به ما اجازه نمی دهد تحقیرشان کنیم اما همین پاسداران و همین سربازان به اجساد مردگان هم احترام نمی گذارند و کثافت درونی و درنده خوئی خود را بر اجساد شهدا هم آزمایش می کنند.
این یک حقیقت است که هرگز خود خامنه ای در جنگ حاضر نمی شود همین پاسداران و سربازان و ... هستند که جنایت می کنند و می کشند و اهانت می کنند و راهی جز برداشتند جنایتکاران از سر راه نمی باشد.
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران اظهارات وزیر اطلاعات رژیم ولایت فقیه مبنی بر استفاده جنبش مقاومت از خاک پاکستان را به شدت تکذیب نموده و اعلام می دارد که به هیچ صورت از خاک کشورهای همسایه برای انجام عملیات استفاده نمی نماید و نیازی هم به استفاده از خاک کشورهای دیگر ندارد و کوههای بلوچستان در دست مبارزین هستند و رژیم هیچ اقتداری بر این مناطق ندارد.
همچنین جنبش مقاومت تهدیدهای دادستان کل کشور را بی ارزش دانسته و این گونه تهدیدها را نشانه ضعف و ناتوانی رژیم می داند که تاکنون در تمام عملیاتهای اطلاعاتی و نظامی خود علیه جنبش با شکست مواجه شده است و جنبش تبدیل به قدرتی عظیم شده که به امید الله رژیم هرگز توان ضربه زدن به آن را ندارد.
رژیم ولایت فقیه به جای پاسخ مثبت به مطالبات مشروع جنبش به جنایت روی آورده است ولی رژیم بداند که بدترین پاسخها به جنایاتش داده خواهد و فرزندان مومن و مجاهد این دیار هرگز در برابر ظالمان عقب نخواهند نشست و تا آخرین قطره خون به مبارزه خود ادامه خواهند داد.
جنبش مقاومت مردمی ایران

اطلاعیه به مناسبت عید سعید قربان

اطلاعیه به مناسبت عید سعید قربان
بسم الله الرحمن الرحیمبدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله) عید سعید قربان را به عموم مسلمانان جهان ،مردم ایران، جامعه اهلسنت ،مردم بلوچ و بویژه محضر خانواده شهدای راه عزت و آزادی تبریک می گوید.
عید سعید قربان در حقیقت پیامی عظیم برای مسلمانان دارد و اشاره به قربانی سیدنا ابراهیم علیه السلام دارد که به خاطر الله عزیزترین و محبوبترین فرزندش را به قربانگاه برد و از شیطان تبری جست و خود و خانواده اش را تقدیم رب العالمین نمود.
این جریان به ما مسلمانان فداکاری و قربانی را می آموزد و یاد می دهد که باید به خاطر الله و دینش و مسلمانان از هیچ فداکاری و قربانی دریغ ننمائیم.
روز عید قربان یاد آور سختیهائیست که پیامبران و بویژه پیامبر اسلام علیه الصلاة و السلام در راه دعوت حق ، انجام رسالت ، هدایت بشریت و مقابله با کفر و شرک ، ظلم وستم متحمل شدند.
از آنجائیکه این روز عظیم روز دعاء و نیایش نزد پروردگار جهانیان است از مسلمانان ایران و جامعه اهلسنت می خواهیم فرزندان مجاهد خود که به خاطر دفاع از عقیده ،مردم و سرزمینشان پا به کوهها نهاده اند را در دعاهایشان یاد نمایند و برای پیروزی مجاهدان و مبارزان دعاء کنند.
جنبش مقاومت مردمی ایران

۱۳۸۷ آذر ۱۵, جمعه

تهدیدهای بچگانه دادستان كل كشور دری نجف آبادی

تهدیدهای بچگانه دادستان كل كشور دری نجف آبادی

رژیم ولایت فقیه ایران که هیچ توجهی به سرنوشت غصابان جنایت پیشه اش که به چنگال عدالت دلیرمردان مومن بلوچستان گرفتار شده بودند نداشت و حتی حاضر نشد برای رهائی آنان گفتگو نمایند جهت جلب توجه خانواده پاسداران جنایتکار به تهدیدهای بچه گانه روی آورده است و در همین راستا دادستان کل کشور حجت الکفر و النفاق دری نجف آبادی مبارزان را به پاسخ دندان شکن تهدید نمود و جهت پرده نهادن بر ضعف و ناتوانی رژیم مبارزان را متهم به ارتباط با استکبار جهانی و غیره نمود.
آقای دری نجف آبادی خوب می داند که نیروهای بزدلش در بلوچستان چگونه با ترس و وحشت به سر می برند و جرات پا نهادن بیرون از محوطه قرارگاههایشان ندارند و نیک می داند که پاسداران ولایت سفیه با اینکه دهها هزار نیرو به منطقه اعزام نموده و ملیونها دلار صرف مسدود نمودن مرز کردند باز هم نتوانستند صدای حق خواهی و حق طلبی را خاموش نمایند و هر روز شاهد شکست و رسوائی هستند و پاسدارانش با ذلت و خواری گرفتار نتیجه جنایت خود می شوند و هر روز مبارزان منطقه جدیدی را آزاد می کنند.
با این همه دری نجف آبادی فقط به خاطر اینکه بیشتر رسوا نشود و پاسخی برای خانواده غصابان جنایت پیشه اش داشته باشد تنها کاری که می تواند بکند تهدیدهای آبکی و بچه گانه است.
قبل از آقای دری نجف آبادی افرادی همچون نکونام و شهریاری هم تهدید کرده و الان در چنان ترس و وحشتی به سر می برند که شهریاری فاشیست اولا پا به بلوچستان نمی گذارد و در ثانی اگر به بلوچستان بیاید با شدیدترین تدابیر امنیتی می آید و حتی از ترس جلیقه ضد گلوله می پوشد.
آقای دری نجف آبادی!
تو و امثالت در تهران نشسته اید و این فقط مزدورانتان هستند که به هلاکت می رسند ولی فکر نکنید که مبارزان شما را نمی بینند یا برای شما برنامه ریزی نمی کنند سوگند به ذات الله که فرزندان غیور بلوچستان در همان تهرانتان خانه های شما بر سر شما منفجر خواهند کرد و ما ذلک علی الله بعزیز
و ای آخوند مکار که خود در تهران نشسته ای و با چنین تهدیدهای بچه گانه دل مزدوران زابلی ات را خوش می کنی خوب بدان که هم مزدورانت به سزای کرده های خود خواهند رسید همانگونه که تاکنون به هلاکت رسیده اند و شما هاحتی برای رهائی مزدورانتان کوچکترین اقدامی نکردید و نوبت شما هم خواهد رسید و به زودی دستان پر قدرت مبارزان ایمان و غیرت گلوی پلید شما مکاران حیله گر را خواهد فشرد.

آقای دری برو از پاسداران بزدلت بپرس که در میدان جنگ با فرزندان ایمان و اخلاص چگون پا به فرار می نهند تا بدانی که اینجان جنگ ایمان با بی ایمانی و جنگ غیرت با بی غیرتی و جنگ عزت با ذلیل ترین افراد است و بی شک که ایمان و غیرت و عزت پیروزند اگر چه تعدادشان کم باشد.( و کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله)


فرزندان ایمان در چاه جمال و پیر سوران نشان دادند که چگونه تا آخرین قطره خود می جنگند و تسلیم ستمگران و ظالمان نمی شوند و نگاهی به فیلم دستگیری پاسدارنت هم بیانداز به با چه ذلتی تسلیم رزمندگان عدالت می شوند و حتی هنگامی دستگیری بر سر خود می زنند که بدبخت شدیم ولی رزمندگان ایمان هنگامیکه گلوله به سینه دیدند ندای فزت و رب الکعبه سر دادند عظمت و بزرگی خود را بر صحفات تاریخ ثبت کردند.
کجا شما بزدلان و کجا ملا علی ها و یاسر ها و احمدها و حنظله ها و مهاجرها و عمرانها که بر چوبه دار فریاد الله اکبر سر داده و به چوبه دار بوسه زدند.
آقای دری نجف آبادی خوب بدان که اینجا سرمچاران منتظر دستور رهبرشان هستند با خود را فدای عقیده و آرمانشان کنند نه بزدلانی که با دستگیر شدن ندای وای بدبخت شدم سر می دهند.
و منتظر انفجار خانه های مجللتان که از خون مردم ساخته اید باشید و آن روز دور نیست.
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آذر ۷, پنجشنبه

طرح ساماندهی مدارس تهاجم و حمله به دین و مذهب مردم است

طرح ساماندهی مدارس تهاجم و حمله به دین و مذهب مردم است

رژیم پلید ولایت فقیه و مزدوران فاشیست زابلی با ارائه طرح ساماندهی مدارس دینی اهلسنت می خواهند دین و مذهب مردم را از بین ببرند و با ارائه این طرح مستقیما به اهلسنت اعلام جنگ کرده اند زیرا تصرف و مدارس دینی یعنی تصرف دین و مذهب مردم ، یعنی هرچه خود می خواهند باید در مدارس اهلسنت تدریس گردد ، یعنی مردم اهلسنت باید عقیده تحریف قران و تکفیر اصحاب و ازواج پیامبر و امام مزعومه صفوی را بپذیرند و در یک جمله خلاصه طرح ساماندهی مدارس یعنی برچیدن مذهب اهلسنت از ایران زیرا برای صفویان ، اهلسنت و عقیده و مذهبشان تحمل پذیر نیست.

رژیم خمینی جانی از بدو انقلاب با روشهای گوناگون می خواست پایه های اعتقادی و مذهبی مردم بلوچستان را سست نموده و در این راستا طرحهای مختلفی به اجرا در آوردند اما از آنجائیکه مذهب ریشه در عمق قلوب مردم بلوچ داشته و دارد رژیم هرگز در سیاستهای ضد مذهبی موفق نشد بلکه همه طرحهای رژیم نتیجه عکس داد و مرد مسلمان بلوچ بیش از پیش به مذهب روی آورده و به فرزندان خود اعم از پسر و دختر را برای آموزش معارف دینی و اسلامی به حوزه ها فرستادند و حوزه ها تنها پایگاههای مردمی بودند که تاکنون از شر شیاطین خمینی مصون مانده اند و این حوزه ها تنها جایگاهی بودند که مردم دین و مذهب خود را از طریق آنها آموخته اند و همین حوزه های بودند که در شبه قاره هند دین و مذهب مردم را حفظ نمودند و به قول علامه اقبال لاهوری اگر مدارس دینی و حوزه های علمیه در هند نمی بودند ما امروز شاهد هندی مانند اندلس ( اسپانیا) بودیم که از مسلمانان به جز قصر الحمرا و مسجد جامعه قرطبه که تبدیل به موزه شده اند نام و نشانی باقی نمی ماند اما همین مدارس بودند که دین و مذهب مردم را مصون نگه داشته و اهل همین مدارس بودند که برای اولین بار بنیاد جنگ آزادی هند را ریخته و برای نبرد با سربازان انگلیسی به میدان شاملی رفتند .

به این صورت حمله به مدارس حمله به دین و مذهب مردم است و مردم باید در برابر این طرح شیطانی ایستادگی نمایند و بدانند که اگر این مدارس به تصرف رژیم در آمدند دیگر هیچ چیز برای مردم نمانده است زیرا برای مسلمان چیزی بالاتر از دین وجود ندارد.
مردم بپاخیزند که دینشان در خطر است
مردم قیام کنند که هدف حمله بی دینان کافر قرار گرفته است.
و مبارزان باید با همکاری مردم نقشه ای برای مقابله با این طرح خبیث بریزند و طبق یک برنامه دقیق رژیم را در اراده های شومش ناکام نمایند.

دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آذر ۶, چهارشنبه

از تاسوکی تا تصرف کوهستانهای دومگ و اطراف

از تاسوکی تا تصرف کوهستانهای دومگ و اطراف

سال 1381 بود که فاشیست متعصب و شیعه افراطی حسینعلی شهریاری در مجالس و محافل از تقسیم بلوچستان به دو استان سیستان شامل زابل و زاهدان و استان بلوچستان شامل دیگر شهرهای بلوچستان صحبت می کرد و فاشیستهای زابلی فکر می کردند که دیگر به هدف خود نزدیک شده اند و باید ریشه بلوچ را برکنند برنامه های غیر انسانی خود را به اجرا در بیاورند زیرا دیگر هیچ مانعی سر راه خود نمی دیدند اما ناگهان این صدای گلوله ها در گوشه ای از سرزمین بلوچستان به نام تاسوکی خواب از چشمان دشمنان ملت بلوچ پراند و جوانان کفن بدست بلوچستان با قلبی سرشار از ایمان و حماسه دلهای تاریک و پلید نوکران خامنه ای را هدف قرار داده و با نعره الله اکبر ندای رهائی سر داده و شیاطین را با آرمانهایشان راهی گورستان کردند.

اگر چه سرمچاران پیش از تاسوکی در دهها درگیری (مثل عملیات بزرگمهر ، عملیات مرصاد خاش ، عملیات کوه سفید)صدها پاسدار و نظامی را به درک اسفل السافلین واصل کرده بودند اما نبرد افتخار افرین تاسوکی سرآغازی دیگر و فصلی نوین در مبارزه با ظلم و ستم و تجاوز و توهین و تحقیر و تذلیل بود، که سرمچاران غیرت و شهامت در این عملیات مجریان و عاملان اصلی جنایت بر علیه ملت بلوچ را درس عبرتناکی دادند و همین عملیات بود که ترس و وحشت در سران نظام انداخت و فکر کردند شاید بتوانند با زور و توپ و تانک بتوانند جلوی مبارزان را بگیرند و در همین راستا دهها هزار نیرو به بلوچستان اعزام نموده و شورای تامین شرق کشور تشکیل داده و سپاه را وارد معرکه نموده و ملیاردها تومان فقط به مخبران و جاسوسان دادند تا رهبران جنبش آزادیبخش را ترور نمایند اما همه این برنامه ها با شکست مواجه گردید و سرمچاران ایمان و غیرت با شهامت به پیشروی پرداخته و هزاران جوان را آموزش داده و راهی شهرها نمودند و با استفاه از رسانه ها و انترنت و فیلم و سی دی رژیم را در جنگ روانی شکست داده و بر قدرت نظامی خود افزوده و نبرد را از کوههای مرزی به قلب کشور منتقل کردند و چند ماه پیش منطقه کوهستانی دومگ را کاملا به تصرف خود در آوردند که رژیم با تمام نیروهایش به منطقه حمله نمود اما هیچ سودی عایدش نگردید و دهها پاسدارش هلاک و یک بالگردش سرنگون گردید و پس از بمبارانهای کور با ذلت و رسوائی منطقه را ترک نمود.

این شکست رژیم و پیروزی مبارزان رژیم را سخت خشمگین نموده و رژیم دنبال راه نجات است و به همین خاطر تعدادی از مردم فقیر را توسط مزدوران بزرگش فریب داده تا علیه مبارزین فعالیت نمایند اما باز هم رژیم شکست خودر زیرا طی دو ماه گذشته چند تن از معروفترین مخبرین رژیم در منطقه به هلاکت رسیدند و الان هیچ کس حاضر نیست با رژیم همکاری نماید و مردم منطقه حمایت کامل خود از مبارزان را اعلام کرده اند.
این است که رژیم باز به اعدام جوانان روی آورده است و گمان می کند شاید با اعدام بتواند در مردم ترس و وحشت بیافریند اما اعدام بیش از 1000 جوان در دوسال گذشته نتوانست مبارزه را متوقف سازد و الان هم این اعدامها مردم و خصوصا جوانان را بیش از پیش به سوی مبارزه مسلحانه سوق خواهد داد و این مبارزه تا برچیده شدن بساط اشغالگران ادامه خواهد داشت.
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

شهید احمد وفائی سمبل مقاومت و شهامت

شهید احمد وفائی سمبل مقاومت و شهامت

نگه کن بدین لشکر نامدار
جوانان شایسته کارزار
زبهر دین و بوم و فرزند خویش
زن و کودک و خرد و پیر خویش
همه سر به سر تن به کشتن نهیم
از آن به که میهن به دشمن دهیم

شهید احمد وفائی..........
نمی دانم با کدامین نام یادش را گرامی دارم
به نام قهرمان ملت مسلمان بلوچ
یا دلیر مرد غیور مکران زمین
و یا مجاهد سرمچار و یار بی باک و یا ....
نمی دانم به نام مرد آزاده یادش کنم یا سرو سبز آزادی
و شاید عاجز باشم من از توصیف او

بی هیچ تردیدی می توان گفت در تاریخ حساس و بحرانی و قحطی سرزمین اسلامی بلوچستان احمد وفائی یکی از بی نظیر مردانی بود که درد و غم مردمش وجودش را فرار گرفته بود مردی که در کوتاه مدت درکنار رهبر انقلابی بلوچستان (عبدالمالک بلوچ) چنان حماسه و پایمردی از خود نشان داد که عظمت کردارش ، شوق و غرور را در هر بلوچی زنده نموده و دلهای خسته مردمان زجر دیده که برای رسیدن به غرور رهائی و اقتدار ملی لحظه شماری می کنند را شاد نموده و زبانهایشان را به ستایش از این مردم بزرگ واداشت.
بازتاب این ستایش و شوق از گلوی بغض آلود و قطره قطره اشکهای زنان و مادران نجیب ، مردان غیور و جوانان پرشور به ظهور می پیوندد.
به بقین می گویم خون این ابر مرد تاریخ بلوچستان انقلاب برپاخواهد کرد و هزاران جوان را به میدان نبرد سوق خواهد داد و آن روز بسیار نزدیک است که ما ملتی آزاد باشیم و خود بر سرنوشت خود حکم برانیم.
شهید احمد جان
ما با روحت پیمان می بندیم که تا آخرین قطره خون به مبارزه ادامه دهیم و سوگند به ذاتی که در رهش جام شهادت نوشیدی که ما به آرمانت جامه عمل خواهیم پوشاند.
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آبان ۱۶, پنجشنبه

باز اصلاح طلبان و دروغهایشان

باز اصلاح طلبان و دروغهایشان
اخیرا اصلاح طلبان با صدور اطلاعیه هائی به دفاع از اهلسنت و اقلیتهای قومی برخاسته و چنین ابراز کرده اند که اصلاح طلبان خواهان رسیدن اهلسنت و همچنین اقوام ایرانی به حقوقشان هستند !!!
اما آنچه که مردم اهلسنت و دیگر اقوام ایرانی بعد از دوم خرداد و به قدرت رسیدن اصلاح طلبان مشاهده نمودند با آنچه آنها قبل از دوم خرداد مطرح نمودند و الان هم مطرح می نمایند تفاوت دارد و همانطور که در دوره های قبل و بعد اهلسنت و اقوام ایرانی از بی عدالتی و تبعیض و عدم شرکت در ساختار نظام کشور و حتی از ساختار قدرت در مناطق خودشان رنج می بردند بعینه در دوره اصلاحات هم رنج بردند و هیچ توجه قابل وقعی به خواسته های آنان نشد و مثل همیشه به حاشیه رانده شده و حقوقشان در میان هیاهوها و سر و صداهای دو جناح گم شد و این فقط نظام بود که با شرکت وسیع و گسترده اهلسنت و اقوام ایرانی بهره سیاسی و تبلیغاتی برد و شرکت گسترده اهلسنت را نشانه دفاع همه جانبه اهلسنت از نظام معرفی نمود و این شرکت گسترده هیچ نفعی برای اهلسنت در برنداشت.

شاید از نظر فکری بین دو طیف اصول گرا و اصلاح طلب اختلاف باشد اما به نظر من پایه ایدیولوژیکی هر دو گروه یکی است و هیچ تفاوتی بین این دوجناح در اصول وجود ندارد و برایشان ولایت فقیه و حفظ نظام به مراتب بیشتر از اقوام و مذاهب ایرانی اهمیت دارد به همین خاطر هر دو با اقلیتها یک گونه برخورد نمودند و اصلاح طلبان تنها امتیازشان شعار های توخالی عدالت و برابری بود که با این ترفند اهلسنت و اقوام ایرانی را به میدان انتخابات کشاندند تا پایه های نظام جهل و جور را تثبیت نمایند.
و الان باری دیگر و پس از شکستهای مکرر با همان شعارهای گذشته و پوسیده می خواهند اهلسنت را باری دیگر فریب داده و به عرصه رای دادن بکشند لذا اهلسنت باید بیدار باشند و امری را که یک بار تجربه نموده اند دیگر نیازی به تجربه اش نیست و رهبران اهلسنت بدانند که در صورت شرکت در مراسم نمایشی سیاستهای دو طیف هیچ سودی نخواهند برد بلکه با چنین اعمالی ضعف و ناتوانی خود را باری دیگر به نمایش خواهند گذاشت و در صورتی که آنها با مبارزات مسلحانه مخالفند لازمه مبارزات مدنی و دموکراتیک عدم شرکت در انتخاباتی است که هیچ سودی برای جامعه ندارد بدین صورت آنان با نافرمانی مدنی که حق مردم یک جامعه است می توانند سران نظام را به تفکر در برخورد با اهلسنت و اقوام ایرانی وادارند اگر چه امکان برخورد فیزیکی در این میان وجود دارد اما این نوع برخوردها موجب رشد بیداری مردمی شده و با ورود مردم به صحنه رژیم در تنگنا قرار می گیرد و نباید از برخورد واهمه داشت زیرا ترس و واهمه موجب محرومیت همیشگی می شود و اگر علمای اهلسنت این امر را ممکن نمی دانند پس هیچ راهی جز مبارزه مسلحانه وجود ندارد و این حقیقتی است که مبارزین قبلا به آن رسیده اند لذا باید مبارزین را در راهشان یاری دهند تا با سرنگونی این نظام بتوانیم با همکاری دیگر هم میهنان یک حکومت مردمی برپا داریم که در ان همه اقوام و مذاهب ایرانی دارای حقوق مساوی و برابر باشند و در ساختار سیاسی کشور همه به طور یکسان شریک باشند و سرنوشت مناطق ملل به خود آنان واگذار گردد .
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آبان ۱۱, شنبه

طرفداران خاتمی به دفاع از اهلسنت پرداخته اند



با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری در ایران حامیان و طرفداران خاتمی یا باند دروغین اصلاح طلبان جهت جلب بزرگان اهلسنت به انتخابات به دفاع از اهلسنت پرداخته و رفت و آمدهای خود را به مسجد مکی آغاز کرده اند.
در این میان چند روز پیش گروهی از باند دروغگوی خاتمی به مسجد مکی رفته و با رهبر مذهبی اهلسنت مولانا عبدالحمید دیدار و گفتگو نموده و از حقوق اهلسنت دفاع نمودند.
همچنین برخی صاحبان قلم با نوشتن یاداشتهائی در وبسایتهای وابسته به باند خاتمی به دفاع از حقوق اهلسنت پرداخته و خود و نظام پلید ولایت فقیه را حامی و دلسوز اهلسنت معرفی نموده و حتی جامعه اهلسنت و مردم بلوچ را تلقین به صبر در برابر مشکلات پیش آمده نموده اند.
اصلاح طلبان می خواهند چنین وانمود نمایند که مشکلات اهلسنت و مردم بلوچستان مقطعی و نتیجه سیاستهای دولت نهم است در صورتیکه مشکل جامعه اهلسنت و بویژه ملت بلوچ ریشه ای است و تغییر دولتها در مرکز شاید اندک تفاوتی در اجرای سیاستهای نظام در حق اهلسنت و مردم بلوچ پدید آورد اما مشکل را از ریشه حل نخواهد کرد همانگونه که خاتمی آمد و اهلسنت خوشحال شدند اما ریشه مشکلات عمیق تر از آن بود که با تغییر دولت حل گردد.
طرفداران خاتمی فراموش کرده اند که وقتی در اوج قدرت بودند هیچ توجهی به حل مسائل اهلسنت نکرده و همچون گذشته مشکلات و مسائل کماکان باقی ماندند و امروز که اصلاح طلبان نیاز به رای دارند خود را دلسوز جامعه اهلسنت معرفی می نمایند تا بدین صورت در اوضاع کنونی که جامعه اهلسنت تحت شدیدترین فشارها به سر می برد را بفریبند.
بنابراین جامعه اهلسنت و خصوصا رهبران و بزرگان جامعه باید خیلی فراتر از این بیاندیشند و خود را بازیچه اصلاح طلبانی که خود جزئی از بازی نظام ولایت فقیه هستند ننمایند زیرا این بازیها در مرکز هست و ادامه دارد و تغییر این و آن هیچ سودی برای جامعه اهلسنت ندارد و همانطور که گفتم شاید تغییرات جزئی بیاید اما دلخوش کردن به این تغییرات اندک جامعه را به سوی جاده ای هولناک سوق خواهد داد.
رهبران اهلسنت بدانند که اگر چه امروز تحت فشار هستند اما دادخواهی آنان می تواند موجب تغییرات و دگرگونیهای اساسی گردد و مردم را برای مبارزه همه جانبه علیه رژیم آماده نماید و این تنها راه بقای جامعه اهلسنت و ملت بلوچ می باشد.
این چند سطر را اختصارا نوشتم و در روزهای آتی مفصلا در این مورد بحث خواهم کرد.
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ آبان ۷, سه‌شنبه

معرکه پیرسوران و شکست رژیم ولایت فقیه

معرکه پیرسوران و شکست رژیم ولایت فقیه
درگیری و معرکه دومگ و پیرسوران از شدیدترین درگیریها در تاریخ بلوچستان بلوچستان می باشد که مبارزان بلوچ با تعداد اندک و سلاح قلیل پوزه پاسداران متجاوز را به خاک مالیده و شکستی رسوا آمیز به مزدوران خامنه ای دادند.
رژیم ولایت فقیه با اجرای این عملیات قصد داشت منطقه کوهستانی و نفوذ ناپذیر پیرسوران را به تصرف در آورد و مبارزین را مجبور به عقب نشینی از این منطقه نماید اما هجوم هزاران پاسدار به کوهستان چیزی جز نکبت و زیان و تلفات سنگین افرادی و به باد دادن یک بالگرد کبرا برای رژیم به بار نیاورد و رژیم حتی حاضر نشد نام پاسداران هلاک شده این معرکه را اعلام نماید تا رسوای عالم نشود.

پیرسوران و کوهستان متصل به آن منطقه ای است که بارها رژیم قصد به اصطلاح پاکسازی آن را داشته است و چندین بار نیروهای رژیم از زمین و هوا به این منطقه حمله نموده اند اما چیزی عایدشان نشد.
چندی پیش پاسدار رضائی در مورد این منطقه و یک مورد از عملیاتهای نیروهای رژیم در این منطقه به خبرنگار ایسنا گفت :دو تیپ هوا نیروز، سه تیپ سپاه، سه تیپ تکاور، هنگ مرزی، هوا ناجا، در عملیات انهدام پایگاه مذکور شرکت داشته اند. هیچ راه زمینی برای رسیدن به مقر این پایگاه که در میان مناطق صعب العبور بوده وجود نداشت.
بر اساس گزارش ایسنا تعداد چهار فروند بالگرد جنگی به همراه هواپیمای «فانتوم» هوا نیروز اقدام به انجام عملیات هوایی کرده و بدین ترتیب پایگاه مورد نظر در منطقه «شورو» از زمین و هوا مورد حمله نیروهای انتظامی قرار گرفت مقامات نظامی حاضر در محل بعد از این عملیات مدعی شدند یکی از مهم ترین پایگاه های
«دشمن» را منهدم کرده اند

این یکی از عملیاتهای رژیم جهت تصرف منطقه کوهستانی دومگ و پیرسوران تا کوههای بم بود که رژیم ادعا نمود پایگاه مبارزین را منهدم نموده است اما طولی نکشید که دروغ بودن این ادعا ثابت شد و مدتی پس از این عملیات مبارزین در همین منطقه 23 تن از پاسداران رژیم را به هلاکت رساندند و این منطقه کماکان در دست مبارزان بود و این امر برای رژیم غیر قابل قبول بود بدین جهت تدارک یک عملیات بزرگ دیگر را دیدند و بیستم مهر ماه به گفته پاسدار نوروزی : پرسنل اداره كل اطلاعات استان سيستان و بلوچستان با پشتيباني قرارگاه عملياتي فتح و يگان تك ‌آوري مستقر در منطقه «شور و كورين» از توابع شهرستان زاهدان با گروه عبدالمالك ريگي درگير شدند.
این درگیری زمانی آغاز گشت که صدها نیروی رژیم به منطقه وارد شدند و مبارزین به کاروان نیروهای رژیم حمله نموده و این درگیری از عصر روز شنبه بیستم مهر تا ساعت 11 شب ادامه داشت و در این درگیری طبق گزارشهای مردمی بیش از 50 پاسدار رژیم به هلاکت رسیده و دهها تن دیگر مجروح شدند پاسداران رژیم که فکر نمی کردند با چنین مقابله ای مواجه شوند عقب نشینی از درگیری را ترجیح داده و نیروی کمکی خواستند و بامداد روز دوشنبه از زمین و هوا به یکی از پایگاههای مبارزین حمله نمودند که با مقاومت سختی از سوی مبارزین مواجه شده و تا ساعت 2 بعد از ظهر این جنگ ادامه داشت که طبق آمار دقیق 43 تن از پاسداران به هلاکت رسیده و 18 تن دیگر مجروح شده و یک بالگرد کبرای رژیم توسط مبارزان سرنگون گردید و پاسداران رژیم با دادن سنگین ترین تلفات منطقه را ترک نمودند.
سقوط بالگرد برای رژیم خیلی سنگین تمام شد و روز چهارشنبه و پنج شنبه بالگردهای رژیم فقط جهت ایجاد وحشت بین مردم مناطق مختلفی را بمباران کردند و نیروهای زمینی با رسوائی به مقرشان بازگشتند و این دژ محکم همچنان بدست مبارزان باقی ماند و رژیم که شکست سختی خورده بود نیروهایش را به طور کامل از منطقه بیرون نمود و به برخی افراد فقیر و نادار منطقه متوسل شده و با وعده دادن ماهانه سیصدهزارتومان از آنها خواسته است تا به رژیم کمک نمایند و مبارزان را از منطقه بیرون نمایند.

از این رو معرکه دومگ و پیرسوران پیروزی بزرگی برای مبارزین بود و رژیم را در اهداف شومش ناکام نمود.
به امید روزی که پای رژیم از بلوچستان به طور کامل قطع گردد
دلاور بلوچ




۱۳۸۷ آبان ۳, جمعه

وجود متجاوزان ریشه همه مشکلات است

از آنجائی که رژیم در جنگ علیه مردم بلوچ شکست خورده است در صدد است با القای نظرات نادرست چهره ای دیگر از مبارزه به نمایش بگذارد و مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی جامعه را نشات گرفته از مبارزه در بلوچستان معرفی نماید تا بدین صورت به اهداف شومش برسد.
بلندگوهای رژیم چنین به صدا در آمده اند : همین عملیاتها مانع رشد و ترقی بلوچستان می باشد!! و درگیریها مانع سرمایه گزاری غیر بومیان در بلوچستان می باشد!!
و جنگها مانع ورود نیروهای متخصص به بلوچستان می باشد !!
مبارزه موجب رکود اقتصادی بلوچستان می باشد !! و بازاریان و تاجران متحمل ضرر می شوند!
ماموران رژیم با طرح چنین سخنان پوچ و بی اساسی به زعم خود فکر می کنند می توانند بین مردم و مبارزین فاصله بیاندازند و به نفع خود بهره برداردی نمایند ،آنان چنین می اندیشند که مردم نادان و فاقد درک و شعور سیاسی می باشند و ترفندهای رژیم را نمی فهمند و چنین مسائل را وارونه جلوه دادن مردم را از مبارزین دور می نماید غافل از اینکه مردم بلوچستان دیگر آن مردم گذشته نیستند که با چنین دسیسه های جاهلانه و بی وقعتی حقائق را درنیابند.
امروز مردم بلوچ به شعور سیاسی دست یافته اند ومسائل را خیلی بهتر از آن که متجاوزان ارائه می دهند درک می نمایند و هرگز با دروغهای رژیم منحرف نمی شوند ولی وزارت اطلاعات به تلاشهایش در این زمینه ادامه میدهد و با ساخت دروغ در کارخانه دروغ سازی مزدوران خود در منطقه را آپدیت می کند تا بین مردم به اشاعه دروغ پردازند.
در برابر این دروغها بنده چند سوال مطرح می کنم که مشکلات در بلوچستان کجا سرچشمه می گیرد ؟

آیا مشکلات اقتصادی و فرهنگی بلوچستان بعد از قیام مبارزین پدید آمدند یا پیشینه تاریخی دارند دارند؟ و حاکمان تهران هیچگاه نخواسته اند این خطه به رشد اقتصادی و فرهنگی و علمی نائل گردد؟
با نگاهی کوتاه به موقعیت اقتصادی بلوچستان در می یابیم که این سرزمین بنابر داشتن صدها کیلومتر مرز دریائی و صدها کیلومتر مرز خاکی و داشتن معادن بیشمار زیر زمینی دارای نیروی عظیم اقتصادی است که هرگز از بالقوه بودن به سوی بالفعل شدن حرکت نکرده است.
و از آغاز تاکنون سهم مردم بلوچ از این سرمایه ها فقط و فقط منحصر در قاچاق کالا بوده است که به هیچ وجه نمی تواند منبع اقتصادی به شمار بیاید بلکه شغل کاذبی است و این فعالیتها نه اراده مردم بلوچ بوده بلکه در پشت سر آن قدرت رژیم بوده است که مردم بلوچ را با شغلهائی مشغول ساخته که فقط با مسدود نمودن مرز هزاران نفر از گرسنگی می میرند! آیا واقعا سهم مردم بلوچ مالکان اصلی سرزمین از مرز آبی و خاکی فقط همین است ؟؟؟
اما سهم مردم بلوچ در سرمایه گذاریهای کلان و اقتصاد نافع و پایدار ناچیز است و همه شرکتهای اقتصادی به بیگانگانی که هیچ حقی در این سرزمین ندارند واگذار می گردد و این کار در راستای تثبیت پای متجاوزان در بلوچستان می باشد که هیچ سودی برای مردم ندارد و این نیروهای خارجی حتی در استخدام نیروی کار به جای استخدام جوانان بیکار بلوچ از نیروهای غیر بومی و خودی استفاده می نمایند. به طوری که آمار بیکاری در بلوچستان بیداد می نماید.

آیا باید غیر بومیان در این سرزمین سرمایه گزاری کنند و سرمایه داران بلوچ مجبور باشند برای حفظ ثروت خود درکشورهای عربی و پاکستان سرمایه گزاری کنند ؟
علت سرمایه گزاری سرمایه داران بلوچ در کشورهای عربی و خارجی چیست و چرا در بلوچستان خودشان سرمایه گزاری نمی کنند تا چند جوان بلوچ در کارخانه هایشان مشغول باشند شاید برخی از حقیقت مطلع نیستند و آنها را مقصر بدانند اما حقیقت این است که سرمایه داران بلوچ وقتی پا به این سرزمین نهند جایشان مراکز تجاری نیست بلکه دفاتر وزارت اطلاعات می باشد چرا؟ اولا رژیم توان دیدن رشد اقتصادی این مردم را ندارد و نمی خواهد کسی دارای سرمایه شود و چنانچه کسی موفق به جمع سرمایه شود جایش بلوچستان نیست! چرا؟
اینها همه نشانگر سیاستهای تبعیض آمیز رژیم ولایت فقیه است تا مردم بلوچ دارای منبع اقتصادی سالم نباشند و بدین صورت هر وقت دست از پا خطا کنند و خواهان حقوق خود شوند منابع لرزان اقتصادی آنان را مسدود نمایند و آنگاه هیچ کس را یارای حق طلبی نباشد.
اما در زمینه علمی و فرهنگی فقط کافیست دانشگاه بلوچستان به عنوان مثال ذکر گردد ؛ این دانشگاه با اینکه دومین دانشگاه بزرگ کشور می باشد تعداد دانشجویان بلوچ در این دانشگاه انگشت شمار هستند و این نشانه عمق تبعیض رژیم بر مردم بلوچ می باشد.
نوجوانان و جوانان بلوچ ابتدائا از فقر اقتصادی رنج برده و نمی توانند به دانشگاه راه یابند و کسانیکه با هزاران مشکل تحصیلات ابتدائی و ثانوی خود را به پایان می رسانند در برابر دانشگاه با دیو گزینش مواجه شده که هزاران سوال را باید در مورد دین و مذهب و ملیت و افکار و اندیشه های خود پاسخ دهند و به مشکل جوان بلوچی از این معرکه جان سالم بدر برده و به دانشگاه راه می یابد.
اما چرا با این تبعیض مواجه می شوند؟
چون بلوچ هستند و اگر علم و دانش را فراگیرند با حقوق خود آشنا می شوند و آنگاه برای ظالمان و متجاوزان مشکل ساز می شوند.
متجاوزان در سرزمین بلوچستان به هیچ عنوان خواهان رشد علمی جوانان بلوچ نیستند!!
اما صحنه سیاسی بلوچستان چنان تاریک است که گویا ملت بلوچ مهاجرانی هستند که از کشوری دیگر به این نقطه کوچ کرده اند و هیچ قدرتی در تعیین سرنوشت خود ندارند و این از یک دو سال نیست بلکه از سی سال پیش تاکنون مردم بلوچ مانند آوارگانی هستند که در سرزمینی دیگر به سر می برند
این سرزمین از آن مردم بلوچ است و مردم بلوچ باید در آن حکومت کنند و برای پیشرفت و رشد همه جانبه آن تلاش نمایند و هر تلاشی که از سوی بیگانگان می شود هدف شومی در آن نهفته است و آن چیزی جز تثبیت پایه های استعمار نمی باشد.
مردم بلوچ این حقیقت را دریافته اند و می دانند که نیازی به کمک متجاوزان ندارند و خود می توانند بر خود حکومت کنند و خود می توانند عنان سرزمین خود را در دست داشته باشند.
برخی تبلیغ می کنند که پس از تاسوکی سرمایه گذاران غیر بلوچ منطقه را ترک کردند که این امر مایه خوشحالیست و مردم بلوچ همین چیز را می خواهند که متجاوزان منطقه را ترک نمایند.
فقر و بیکاری و بی سوادی سوغات همین متجاوزان برای مردم بلوچ می باشد و به امید حق پای متجاوزان از این سرزمین برای همیشه قطع خواهد شد.
دلاور بلوچ

۱۳۸۷ مهر ۲۷, شنبه

تصاویر شهدای جنبش











نگاهی به مطلبی تحت عنوان نقدی بر مصاحبه اخیر عبدالمالک ریگی

نگاهی به مطلبی تحت عنوان نقدی بر مصاحبه اخیر عبدالمالک ریگی
فرد مجهول الحالی با ساختن وبسایتی پس از درگیریهای اخیر اطراف زاهدان که غالبا هدفش دفاع از رژیم است و از نوع نگارشش چنین به مشام می رسد و به اخبار رژیم صد در صد اعتماد و یقین دارد مطلبی پیرامون مصاحبه اخیر رهبر انقلابی بلوچستان با تلوزیون پارس نوشته که چون در برخی وبلاگها انتشار یافته لازم دیدم نظرات خود را در مورد این مطلب و اهداف پشت پرده نویسنده ارائه دهم.
نویسنده که گویا برای بار اول نام بلوچ و مسئله بلوچستان را از رسانه های خارجی شنیده به ظاهر ابراز خرسندی نموده اما این اظهار خرسندی با سخنان بعدی نویسنده کاملا در تضاد می باشد و نوشتارش ثابت می کند که وی جزئی از پروژه رژیم می باشد.
جالب است که دو روز پیش بنده ایمیلی با همین عنوان البته با فحاشی کامل به مردم بلوچ دریافت نمودم که نویسنده عینا همین نقاط را با فحش و دشنام نگاشته بود.
این فرد مدعی شده که رهبر جنبش در مصاحبه اش اخبار نادرستی از درگیری ارائه نموده است که به استحضار این فرد می رسانم که در درگیری منطقه کوهستانی که ساکنان بسیار اندکی دارد منبع اخبار دو طرف درگیر می باشند که یک طرف درگیر رژیم ولایت سفیه می باشد و طرف دیگر جنبش مقاومت بلوچستان که رژیم در تمام دوران درگیری اشاره ای به این درگیری ننمود و تنها گزارش رژیم در مورد شهادت 4 تن از مبارزان بود که تبعا درگیری بین اعضای جنبش را ثابت می کرد که جنبش قبلا اعلام کرده بود و رژیم حاضر نبود بپذیرد تا که 4 مبارز به شهادت رسیدند و بعد از شهادت 4 مبارز رژیم فقط در همین یک مورد اطلاعرسانی نمود.
و در همین مورد مسئولان امنیتی رژیم دچار تناقض شده و روز اول پاسدار نوروزی از کشته شدن 10 تن اطلاع داد و یک روز پس از آن شورای تامین استان 10 نفر را به 4 تن تقلیل داد که این خود دروغ پردازی رژیمی که شما به رسانه هایش اعتماد دارید می باشد در صورتی که بسیاری از فعالان حقوق بشر ایرانی از رژیم خواستند اجازه دهد تا به منطقه بروند و ادعای جنبش مبنی بر بمباران منطقه را بررسی نمایند که به سختی بازداشته شدند و این امر چه چیزی را ثابت می کند.
شما که واقعا به مسائل حساس هستید لطف کنید و به پیر سوران رفته که زیاد دور هم نیست و از روستائیان اطراف بپرسید تا حقیقت را دریابید اما مثل اینکه شما هدفی دیگر را دنبال می کنید.
اما انتقال مجروحین و هلاک شدگان با هلی کوپتر به کرمان و همچنین به بیمارستان نبی اکرم زاهدان امری مسلم است ، شما اگر اندکی بر ذهن خود فشار می آوردید رژیمی که به درگیری که واقعا مسلم است و شهادت مبارزان دلیل آن می باشد اشاره نمی نماید چگونه اجازه می دهد که که اخبار هلاکت پاسداران به افراد عادی برسد و از سوئی چندی پیش طرحی در دولت تصویب شد که در آن تاکید شده بود که رسانه ها از درج اخبار بلوچستان ممنوع شده بودند هنگامیکه دولت چنین لایحه ای را تصویب می نماید به مردم اجازه مطلع شدن از هلاکت و مجروحیت پاسداران می دهد.
باز بر می گردیم که در این میان منبع خبری جنبش و رژیم می باشد و حال رژیم روشن شد و تنها ما می مانیم و اخبار جنبش که خود در درگیری حضور داشته اند.
شما مدعی هستید که در آمار مطروحه توسط جنبش اغراق شده لذا شما لطف کنید و با سند و مدرک این اغراق را ثابت نمائید.
اما در مورد جنازه ها اگر شما زحمت بکشید و نگاهی بر تصاویر شهدا بیاندازید آثار کشیده شدن جنازه ها بر روی زمین کاملا قابل مشاهده است ولی شاید شما این زحمت را به خود نداده اید.اما این حرف شما که تاکنون چنین چیزی سابقه نداشته است واقعا وابستگی شما را با رژیم ثابت می کند زیرا مردم بلوچستان به مراتب بدتر از این مشاهده نمودند مثل اینکه شما فراموش کرده اید که گشت های ویژه (کج کلاه ها )با مردم چه می کردند یادتان رفته که در وسط بازار روز یک فرد مسن را چگونه مورد ضرب و شتم و تحقیر و تذلیل قرار دادند ، شما به یاد ندارید که گشت های ویژه (الگانسها ) با مردم چگونه برخورد می کردند ، شما فراموش کرده اید یا خود را به تجاهل عارفانه می زنید که آگاهی با جوانان چه می کرد ، سرهنگ کاوه و جنایتهایش را که سیگار در گوش و بینی جوانان خاموش می کرد را از یاد برده اید و یا همین چند وقت پیش که ماموران در جاده زاهدان _ بم با دوجوان بلوچ چگونه برخورد می کردند که فیلمش هم در یوتیوب منشر شد و هزاران مثال دیگر ......

اما آنچه رهبر جنبش گفت بر جنازه های شهدا کاملا مشهود بود و هر که را چشم حقیقت بین است به خوبی می بیند که با جنازه ها چه کرده اند کمی نگاه کن چهره مبارزین زخمی نشده است اما چرا خونین است این هم شگرد رزیلانه پاسداران انقلاب است تا چهره شهید را خراب به تصویر کشند.
مثل اینکه جنابعالی هرگز به وزارت اطلاعات یا آگاهی و دیگر بازداشتگاههای رژیم برده نشده ای که چنین از رژیم دفاع می کنی و می گوئی که چنین چیزی سابقه نداشته است ولی من در این بازداشتگاهها انداخته شده ام و سوگند به وحدانیت الله که هیچ قومی مانند پاسداران رژیم رزیل و پست نیستند والله که یهودیان شرف دارند و آنگونه که پاسداران رژیم انسانیت را تحقیر می کنند هرگز نمی کنند.

و برای مردم بلوچ این یک واقعیت مسلم است و همه می دانند که پاسداران رژیم با دستگیر شدگان و حتی با اجساد شهداء چه می کنند.

اما قسمت اخیر مطلب این فرد مجهول واقعا که نیت خیری که از آن دم می زند را مشکوک می نماید و حقیقت را آشکار می نماید این فرد در قسمت آخر مطلبش به ادبیات فارسی رهبر جنبش گیر داده است البته فراموش کرده که خمینی که فارس زبان بود سخنرانیهایش مملو از اشتباهات ادبی بود در صورتیکه رهبر جنبش با اینکه مدت 6 سال است که در کوههای بلوچستان به سر می برد و تمام دوستانش بلوچ هستند و به ندرت فارسی صحبت می کند باز هم از خمینی بهتر صحبت می کند.
البته اگر فرض کنیم که آقای ریگی ادبیات فارسی خوبی ندارد باید بگویم رهبر جنبش بلوچ است و زبان مادریش بلوچی است و باید طوری صحبت کند که برای جهانیان آشکار شود که این فرد فارس نیست بلکه بلوچ است.
اشکال ادبی که این فرد هم به رهبر جنبش کرده جالب است و نشان می دهد که این فرد با توسل به تلفظ برخی کلمات می خواد به رهبر جنبش انتقاد نماید و آن این که رهبر جنبش به جای شورای تامین شرق کشور یا شورای تامین استان بلوچستان لفظ وزارت تامین شرق کشور را به کار برده است.
آقای هر که هستی برای ما شورا و وزارت یکی است چه این باشد چه آن جنایتکارند و دروغگو و مکار و همه همراه با مزدورانشان باید به سزای اعمال ننگین خود برسند.
و اگر شما بلوچ هستید بهتر بود وقت خود را صرف تحلیل دروغهای شاخدار نظام می کردید که همه روزه مردم می کشند و نام مواد مخدر بر آن می زنند.
اگر شما بلوچ هستید اتهامی دروغینی که رژیم به مبارز بزرگ احمد وفائی زده است را مورد تحلیل و بررسی قرار بده و برو از خانواده و نزدیکان و دوستان وی در موردش تحقیق کن البته شاید شما مامور هستید و المامور المعذور.
با سپاس دلاور بلوچ

۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

عزیزم احمد جان شهادتت مبارک


عزیزم احمد جان شهادتت مبارک

شهید غیور و دلیرمردی از دیار سرباز بلوچستان ، مبارزی خستگی ناپذیر ، مجاهدی مخلص ، فرماندهی شجاع و شخصیتی متین و با وقار احمد وفائی که در اوج جوانی به خاطر دفاع از مردم و دین و مذهبش به دنیا پشت پا زد و راهی کوههای بلوچستان شد و در مدتی کوتاه در همراهی رهبر جوانتر از خودش تبدیل به فرماندهی چیره دست و رهبری توانا شد.

احمد وفائی دارای شخصیتی محکم ، اخلاقی زیبا و طبعی نرم بود که با اخلاق و شخصیتش همه را مجذوب خود کرده بود و در هر مجلسی از زیبائیهای اخلاق وی ذکری به میان می آمد با این همه او در مسائل سازمانی فردی محکم بود که تک تک قوانین سازمانی را نه تنها خود اجرا می نمود که الگوی دیگران در قانونمداری و سازماندهی بود.

احمد وفائی مجاهدی مخلص و فروتن بود که همه را برتر از خود می پنداشت و با اینکه از مسولان جنبش بود هیچگاه و هرگز دچار احساس خود برتری نشد و گاها تحت فرماندهی افراد تازه (که به خاطر تربیت فرمانده می شدند )به پایگاه آموزشی فرستاده می شد که با تمام وجود از فرمانده خود اطاعت می کرد و فروتنی و اخلاصش برای همه مبارزان آموزنده بود.

احمد وفائی مبارزی خستگی ناپذیر بود که در خدمت و کار پیشاپیش همه حرکت می کرد و خودش غذا می پخت و هیزم جمع می کرد و هیچگاه از خدمت کردن به مبارزین طفره نمی رفت.

احمد وفائی بی شک از شجاع ترین و غیورمرد ترین فرزندان بلوچستان بود که از مرگ هیچ هراسی نداشت و خطرناک ترین مسئولیتها را بر عهده می گرفت و با شجاعت تمام مسئولیتهایش را انجام می داد ، او همیشه آرزوی شهادت در راه حق داشت و این آرزویش را برای دیگران اظهار می کرد و می گفت دعا کنید تا در این راه شهید شوم.

احمد وفائی از وفادارترین یاران امیر عبدالمالک بود که دوستیشان به سالها قبل از بنای جنبش باز می گردد زمانیکه در زاهدان پای پیاده به مناطق مختلف شهر می رفتند و جوانان را دعوت جهاد می دادند و تا آخرین قطره خون پاکش به عهد و پیمان خود وفادار ماند.

احمد وفائی دارای خوئی پاکیزه بود و بر پاکیزگی و نظافت خیلی سخت بود و همه وقت مبارزان را توصیه به نظم و نظافت و پاکیزگی می کرد، او همیشه کیف دستی با تمام وسائل بهداشتی همراه خود داشت و بدون آن کیف هیچ جا نمی رفت.

احمد بیشتر وقت خالی خودش را در مطالعه کتاب و تلاوت قران و مطالعه تفسیر و بررسی اخبار می گذراند و برای تحقیق مسائل با دوستان کارشناس تماس می گرفت و جزئیات مسائل را دریافت می نمود.

احمد انسانی متقی و پرهیزگار و مومن بود، او از همه کارهای لایعنی پرهیز می کرد و در تنهائی ها مشغول عبادت و راز و نیاز با خدا می شد، او پابند نماز شب و اذکار مسنون بود.
بی شک احمد وفائی ستاره ای درخشان در تاریخ بلوچستان است و نامش برای همیشه در تاریخ مبارزات این دیار ثبت شد.
زندگی احمد وفائی مملو از درس و آموزه برای مبارزان بود و شهادتش چنان روحیه ای به مبارزان داده که قابل تصور نیست .
روحش شاد و رهش پر رهرو باد



دلاور بلوچ

با ما تبار فدایی ، با ما غرور رهایی

با ما تبار فدایی ، با ما غرور رهایی
این است حماسه قهرمانانی که به دادخواهی از مردم تحت ستمشان به مبارزه با این طاغوتیان تنها با سلاح غیرت و ایمانشان برخاسته اند و پرچم شرافت وعزت را در بلوچستان به اهتزاز درآوردند و به فرعون زمان ، خامنه ای نشان دادند ، هستند مردانی که بندگی غیر خدا را نمی پذیرند و برای سرزمین ، دین و ناموسشان آسان جان می سپارند ، آنانی که بی باکانه به صف ضحاکان زمان تاختند و دلاورانه انبوه بیشمار آنان را به جهنم ابدی رهسپار کردند تا همگان بدانند که جوانان بلوچ بپا خاسته اند که تا آخرین قطره خونشان از غریب مردمانشان دفاع کننداینک طلسم این شب شکسته شد و در بلوچستان هر صدا شعر طوفان است و هر مشت گره شده ، جوانه آزادی
با دژخیمان اگر شکنجه
اگر بند است
و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و خمپاره
با ما تبار فدایی با ما غرور رهایی
آری ما دل در گرو دادگان وادی عشاقیم
ما به رهایی ملتمان دست از جان شستگانیم
لشکر خداییم که برای دین و ناموسمان می نبردیم
فرزندان بلوچستانیم که با طنین الله اکبر ستونهای لرزان استبداد سیاهتان را در هم خواهیم شکست
به خدا سوگند که فرزندان بلوچستان دیگر به شما اجازه نخواهند داد که به تاخت وتاز در این مرز و بوم ادامه داده و این گونه مفتضحانه به خاک و خون می کشانندتان
به خدا سوگند که این طغیان و خروش فرزندان بلوچستان را هیچ سدی جلودار نخواهد بود و قطار بی ترمز جور و جنایتتان در بلوچستان واژگون خواهد شد و تن ناپاکتان در آتش خشم بلوچستان خواهد سوخت
نصر من الله و فتح قریب
یار محمدزهی- خاش

۱۳۸۷ مهر ۲۳, سه‌شنبه

پیام دوست عزیز دکتر سعید شه بخش در مورد شهادت اعضای جنبش

پیام دوست عزیز دکتر سعید شه بخش در مورد شهادت اعضای جنبش
شهادت یاران عزیزم فرمانده احمد وفائی ، الله نظر کبدانی ، نادر ریگی و ناصر شه بخش را به خانواده ، ملت بلوچ و رهبری جنبش مقاومت امیر عبدالمالک بلوچ تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
از این افتخار چه مقامی برتر که این عزیزانم در این دنیای فانی خوشنام ، سرمچار و سردار وار زیستند و اکنون مهمان پرودگارشان رب العزت هستند.
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
(و گمان مبرید کسانیکه در راه الله کشته شدند مرده اند بلکه آنان زنده هستند و نزد پرودگارشان رزق داده می شوند.)
و رژیم بداند که بیشک خون شهداء عزم مبارزه و قیام را در هر ملتی حیاتی دیگر بخشیده و رسیدن به سرمنزل عزت و آزادی را هموارتر می سازد.
سعید شه بخش

تلفات نیروهای رژیم در سه روز درگیری در دومگ بیش از 100 نفر می باشد

به گزارش آژانس خبری تفتان از زاهدان تعداد تلفات نیروهای رژیم در درگیری که ساعت 4 بعد از ظهر روز شنبه آغاز گردید و تا روز دوشنبه ادامه داشت به صد تن رسیده است.خبرنگار تفتان می گوید مردم منطقه شاهد شدیدترین درگیری در این منطقه بودند که روز شنبه با حمله مبارزان بر نیروهای رژیم آغاز گردید و در درگیری روز شنبه بیش از 50 پاسدار رژیم به هلاکت رسیده و چندین خودروی رژیم منهدم گردید و پس از یک روز توقف درگیری باز بامداد روز دوشنبه آغاز گردید و تا ساعت 3 بعد از ظهر ادامه داشت که در این درگیری تعداد 60 پاسدار رژیم به هلاکت رسیدند.
مردم منطقه که شاهد درگیری بودند تلفات نیروهای رژیم را که با بالگرد به زاهدان منتقل شده اند بیش از صد پاسدار می دانند.
خبرنگار تفتان می گوید مبارزین پس از درگیری روز دوشنبه منطقه را کاملا ترک داده اند.

دروغگوئی مذهبشان است!!!


دروغگوئی مذهبشان است!!!
شورای تامین بلوچستان با صدور اطلاعیه ای سرتا پا دروغ با تمام وجود بر روایت ساختگی ملا باقر مجلسی به نقل از جعفر صادق عمل نمود که می گوید تا می توانید علیه مخالفان خود دروغ سازی نمائید ، به آنان تهمت ناروا بزنید، آبرویشان را هدف حمله قرار دهید ، به هر روشی متوسل شوید تا آنان را رسوا کنید و......
آری !!!دروغ مذهب خمینی و خامنه ای و نظام و شورای تامین بلوچستان و همه پیروان باقر مجلسی ملعون و اسماعیل صفوی می باشد اما بیچارگان نمی دانند که الکذب یهلک (دروغ انسان را تباه و برباد می کند)دروغی که همه مردم از حقیقت آن با خبرند جز ضرر چیزی دیگر عائد دروغگویان نمی نماید.
این اطلاعیه که از دبیرخانه شورای تامین بلوچستان صادر شده قبل از همه سعی شده نامی از جنبش مقاومت مردمی (جندالله) به میان نیاورد تا گند دروغهای گذشته نظام و وزارت اطلاعات و شبکه زابلیها و آخوند نکونام و پاسدار غفاری و دهمرده و... که گفته بودند جندالله را از بیخ و ریشه کندند و جندالله توان عملیاتی ندارد در نیاید.
اما از آنجا که دروغگو را حافظه نباشد باز سعی کردند یک تیر دیگر هم با این اطلاعیه پر از دروغ بزنند تا شاید دل بازماندگان پاسداران جنایتکار قرارگاه شمسر سراوان را بدست بیاورند و با این کار ناخواسته ثابت کردند که درگیری بین جنبش مقاومت (جندالله) و پاسداران بوده است زیرا قرارگاه شمسر سراوان توسط جنبش مقاومت خلع سلاح شد البته باز فل کردند و گفتند مسئول عملیات شمسر سراوان کشته شده است در صورتیکه فرماندهی عملیات سراوان را رهبر جنبش امیر عبدالمالک بر عهده داشتند و یک دروغ دیگر بر دروغهائی که در حقیقت دستور رهبران مذهبی شیعه است اضافه گردید.
اما تناقض و دروغ بزرگتر در این اطلاعیه پر از دروغ منسوب نمودن درگیری به قاچاقچیان مواد مخدر بود که نشان از سیاست جدید دولتمردان منطقه دارد تا مسئله ملی و مذهبی بلوچستان را از صحنه اخبار جهان پائین آورده و درگیریها را به قاچاقچیان منسوب نمایند اما چون رسم دروغ گفتن را بلد نیستند یک اطلاعیه پر از دروغ و تناقض تحویل مردم دادند تا شاید با یک تیر صد نشان زنند ولی ...........
یک دروغ بزرگ دیگر که واقعا چهره شیطانی خمینی زادگان را عیان می کند نسبت دادن قاچاق مواد مخدر به یک مبارز نامی و پر از افتخار سرزمین بلوچستان شهید احمد وفائی می باشد.شهید احمد وفائی از منطقه دپکور سرباز بلوچستان با نامهای مستعار محمود ، ایوب وعبدالواحد را بیشتر مردم بلوچستان می شناسند ومی دانند که وی یکی از چهره های مبارز و مومن و سلحشور و از اعضای اولیه جنبش مقاومت مردمی (جندالله) بوده است .
احمد وفائی از سال 82 که بنیاد جندالله نهاده شد به عضویت جنبش در آمد و تا شهادت عضو کمیته مرکزی شیش نفری جنبش بود و تمامی اتهامات وارده در اطلاعیه دبیرخانه شورای تامین بلوچستان کذب و افترا و دروغ محض می باشد.
البته دروغهای این اطلاعیه را حدی نیست چون باید کاملا بر گفته منسوب به جعفر صادق عمل نمایند و برای بزرگ نمائی شهادت احمد وفائی وی را مسئول عملیات تاسوکی و دهها گروگان گیری و عملیات قرارگاه شمسر سراوان معرفی نموده اند البته عادت دولتمردان است و مردم هم به شنیدن اینگونه دروغها عادت کرده اند چون وقتی نصر الله شنبه زهی بیگناه را گرفتند بار همه عملیاتهای جنبش را بر گردن وی نهادند تا با اعدام کردنش بگویند دیگر جندالله هم به پایان رسیده است وقتی شهید یاسر به شهادت رسید همه را بر گردن وی نهادند وقتی قرار بود عبدالحمید ریگی را تحویل دهند همه عملیاتها را بر گردن وی نهادند و .....الان هم همه عملیاتهای جنبش را بر عهده شهید احمد وفائی نهادند اما حقیقت این است که شهید احمد وفائی نه در عملیات پر افتخار تاسوکی حضور داشت و نه در عملیات شمسر سراوان وی همچنین در عملیاتهای بازداشت پاسداران و بسیجیان از داخل شهرها حضور نداشت.
البته یک تناقض دیگر هم وجود دارد و ان اینکه آقای نوروزی شب گذشته ادعا کرد 10 نفر کشته شدند و شورای تامین بلوچستان کشور ده نفر را به 4 نفر تقلیل داد!!!
رژیم می خواهد با دروغ بر بیچارگی و زبونی خویش پرده نهد اما دروغ و رنگ آمیزی سودی ندارد و جنبش مقتدر بوده و مقتدرتر خواهد شد و خون هر شهیدی بر اقتدار جنبش می افزاید و به امید حق جهان شاهد عزت و آزادی ملت بلوچ خواهد بود.

دلاور بلوچ

اطلاعیه جدید جنبش مقاومت مردمی ایران


بسم الله الرحمن الرحیم
من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر......
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند در درگیری روز دوشنبه چهار تن از دلیر مردان مبارز و سرمچاران غیور و سلحشوران مومن با نامهای احمد وفائی ، الله نظر کبدانی ، نادر ریگی ،ناصر شه بخش (برادر حاجی درا شه بخش )پس از پیکاری شدید و نبردی سخت با خفاشان خون آشام ولایت فقیه جام شهادت نوشیده و برای همیشه این دیار فانی را وداع گفته و به لقاء الله شتافتند.
این نبرد خونین از بامداد روز دوشنبه آغاز و تا ساعت 2:00 بعد از ظهر ادامه داشت که نیروهای رژیم از یک سو با استفاده از نیروی هوائی منطقه را بمباران کردند و از سوئی با 6 بالگرد صدها پاسدار در منطقه پیاده کردند اما مبارزان به مقاومت در برابر پاسداران بزدل پرداخته و مردانه به میدان نبرد فرود آمدند و بیش از 40 پاسدار پلید را به درک واصل کرده و نیروی زمینی رژیم را مجبور به عقب نشینی کردند و چهار تن از مبارزان در این نبرد خونین جام شهادت نوشیدند.
جنبش مقاومت شهادت این عزیزان سرمچار ، غیور و مومن را به مردم بلوچستان و جامعه اهلسنت ایران و بویژه محضر خانواده و همرزمان شهداء تسلیت گفته و از بارگاه ایزد منان می خواهد که شهادت این غیورمردان دلاور را پذیرفته و آنان را در زمره شهداء قرار دهد.
روابط عمومی جنبش شهادت غیورمردان احمد وفائی ، الله نظر کبدانی ، نادر ریگی ، ناصر شه بخش یاران با وفای رهبر جنبش را محضر رهبر انقلابی بلوچستان امیر عبدالمالک تسلیت می گوید.
شهادت در راه هدف آرزوی هر مبارزی است که گام در مسیر مبارزه نهاده و دعای مبارزان و مجاهدان است که خونشان در راه حق ریخته شود.
هیچ ملتی بدون دادن خون نمی تواند به عزت و پیروزی دست یابد و این خون بوده و هست که درخت آزادی را آبیاری نموده و خواب آزادی را واقعیت عینی می بخشد.
خون تزلزل ایجاد نمی نماید بلکه قدرت و قوت قلب می دهد و مبارزان را مصمم می نماید تا با خون شهیدان همرزم خود عهد و پیمان ببندند که آرمان آنها را تا آخرین قطره خون خود دنبال خواهند کرد.
خون شهداء به مبارزه خاتمه نمی دهد بلکه خون شهداء مانند دانه گندمی است که وقتی دفن در زمین می گردد صدها و هزاران دانه تولید می نماید و حقیقت همین است که هر شهیدی با خونش ، خون هزاران جوان دیگر را به جوش می آورد و خون شهید امواج کوبنده بیداری در مردم پدید می آورد.
دلاور مردان سرزمین بلوچستان با خدای خود عهد می کنند تا تحقق بخشیدن به آرمان شهدا لحظه ای آرام ننشینند و تمام زندگی خود را وقف راه جهاد و مبارزه نمایند.
طی این اطلاعیه جنبش مقاومت به اطلاع عموم مردم می رساند که دیگر مبارزان جنبش منطقه جنگی را ترک کرده و با صحت و سلامت به منطقه امن رسیدند.
جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله)

۱۳۸۷ مهر ۲۲, دوشنبه

دروغپراکنی دولتمردان ایران

بعد از گذشت چند روز سکوت کامل رسانه ها و مقامات نظامی رژیم در مورد درگیری های اخیر که از روز شنبه در دومگ آغاز شده بود و طبق اطلاعیه جنبش مقاومت روز دوشنبه نیز با بمباران مناطق کوهستانی هوائی منطقه رودماهی ادامه داشت بالاخره پاسداران رژیم این سکوت که رسوائی آنان را به نمایش گذاشته بود را با دروغهای بس کلان خاتمه دادند.
پاسدار نوروزی در مصاحبه با خبرگزاریها اعلام کرد مسئول عملیات پاسگاه شمسر سراوان کشته شده است؟!! الان کسی نیست که از این آقا بپرسد فرمانده عملیات شمسر سراوان خود رهبر جنبش عبدالمالک بلوچ بود و شاید این پاسدار خیلی احمق تشریف دارند و یا طبق مقوله دروغگو را حافظه نباشد چنین دروغ تحویل رسانه ها داد.
جالب است که درگیری روز شنبه در دومگ آغاز شد و طبق گزارشات مردمی و همچنین اطلاعیه جنبش بیش از 50 پاسدار در درگیری روز شنبه به هلاکت رسیدند وروز یکشنبه مبارزان منطقه دومگ را ترک کرده و به کوههای مجاور رفتند و روز دوشنبه رژیم با استفاده نیروی هوائی منطقه رودماهی را بمباران کردند که تاکنون هیچ گونه خبری از تلفات در این منطقه گزارش نشده است اما پاسدار نوروزی هیچ اشاره ای به درگیری شدید روز شنبه در دومگ نمی کند و فقط به بمباران هوائی روز دوشنبه البته بدون ذکر بمباران اشاره می کند و از آن به عنوان عملیات هماهنگ و اقدامهای اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج ) و نيروهاي قرارگاه عملياتي فتح در 24 ساعت گذشته تعبیر می کند و نمی خواهد بگوید پاسداران جرات رفتن به منطقه را ندارند و فقط با تکیه بر نیروی هوائی در منطقه عملیات می کنند.
در هر حال باید برای مبارزان در حال نبرد که تحت شدیدترین حملات هوائی رژیم قرار دارند دعا کنیم تا در این معرکه پیروز و سربلند شوند.
دلاور بلوچ

اطلاعیه جدید جنبش

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله )به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که نیروی هوائی رژیم از بامداد روز دوشنبه بمباران مناطق کوهستانی " رود ماهی "را آغاز کرده و تاکنون بمباران ادامه دارد.
نیروهای رژیم که دردرگیری دو روز پیش " دومگ " شکست سختی خورده اند برای تلافی شکست به بمباران منطقه پرداخته اند تا شاید بر شکست و رسوائی خویش پرده نهند.
بمباران کوهستانهای بلوچستان که محل سکونت مردم و چراگاه حیوانات می باشند در سکوت کامل رسانه های رژیم انجام می گیرد و سازمانهای حقوق بشری و بین المللی با اینکه از طریق جنبش در جریان بمباران قرار گرفته اند مهر سکوت بر لب نهاده و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
جنبش مقاومت از سازمانهای بین المللی و اتحادیه اروپا و سازمان عفو بین الملل و سازمانهای حقوق بشری و تمامی انسانهای آزاده می خواهد تا با محکوم نمودن بمباران مناطق مسکونی مردم توسط رژیم ولایت فقیه از فاجعه انسانی و بشری در این مناطق جلوگیری نمایند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

اطلاعیه جدید جنبش

به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران جندالله پیروزی دلیرمردان بلوچستان بر خفاشان خون آشام ولایت فقیه در عملیات دومگ را به مردم بلوچستان و بویژه محضر خانواده شهدای سرزمین خونین بلوچستان تبریک عرض می نماید.
این پیروزی در حقیقت ناتوانی و عجز کامل رژیم را در مناطق کوهستانی بلوچستان به تصویر کشید که چگونه پاسداران رژیم با دارا بودن امکانات کامل نظامی( زمینی و هوائی) توان ایستادگی و مقاومت در برابر مبارزین را ندارند.
از سوئی این عملیات بزرگ که منجر به هلاکت بیش از 50 پاسدار رژیم شد با سانسور کامل خبری مواجه شده و هیچ رسانه و مقام دولتی حاضر به افشای شکست نیروهای رژیم در برابر سرمچاران بلوچستان نشدند در صورتی که این عملیات ساعتها ادامه داشت و همه مردم منطقه شاهد شجاعت و دلیری فرزندان مبارزشان در برابر مزدوران بزدل خامنه ای بودند.
این عملیات ؛ اقتدار ایمان و اعتقاد در برابر کفر و ظلم را برای مردم بلوچستان آشکار نمود و جوانان بدانند که هیچ قدرتی در برابر ایمان و اراده و عزم آهنین آنان توان ایستادگی ندارد و باید برای رسیدن به عزت و آزادگی از چنگال دژخیمان پست ولایت فقیه که سرزمین و دین و ناموس ما را هدف قرار داده اند کفن پوشیده وراهی میدان نبرد شوند.
طی این اطلاعیه متذکر می شویم که فیلم و تصاویر این عملیات بزرگ به زودی از شبکه های بین المللی منتشر خواهد شد تا مردم جهان فرار و شکست و رسوائی نیروهای بزدل رژیم را مشاهده نمایند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

نبرد سرمچاران دلاور

تقدیم به سرمچاران سرزمینم که تنها با سلاح غیرت و ایمانشان به مبارزه با این طاغوتیان برخاستند و پرچم شرافت و عزت را در بلوچستان به اهتزاز درآوردند.

درون یک شب تار
سکوتی مبهم و اندوه فریاد
میان خوف و ترس این زمانه
نبردی گشت آغاز
نبردی نا برابر
نبردی پر دلاور
نبرد آهن و خون
نبرد گوله و جون
نبرد دیو و ایمان
نبرد مرد و شیطان
نبرد قلب عاشق با هزاران دشنه سرخ
نبرد شیشه و سنگ
نبرد عشق و نیرنگ
نبردی پاک با یاران بی باک
میان خوف و اندوه و تباهی
نبردی سرخ همچون اشک مادر
به روی گونه های این زمانه
نبردی همچو پرهای چکاوک
به سوی نور ایمان و شهادت
نبرد سرمچاران دلاور
از برای اهتزاز بیرق حق و سعادت

یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com

۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

درگیری دومگ و سکوت مقامات نظامی و رسانه های رژیم


درگیری دومگ و سکوت مقامات نظامی و رسانه های رژیم


در حالیکه مبارزان بلوچستان سخت ترین ضربه ها را بر پیکره نظام ولایت فقیه وارد کرده و بیش از 50 پاسدار رژیم را به درک واصل کردند و جنگ از زمین و هوا ادامه دارد و مردم منطقه شاهد یکی از شدیدترین درگیریها در تاریخ بلوچستان هستند مقامات نظامی مهر سکوت بر لب نهاده و رسانه های وابسته که خود دارای نماینده در منطقه هستند کاملا سکوت کرده اند تا صدای این درگیری به خارج درز ننماید و تلفات عظیم رژیم در این درگیری به گوش جهانیان نرسد و بزدلی و بدبختی پاسداران برای مردم جهان عیان نشود و احمدی نژاد همچنان ها و هو کند.


آری عصر روز شنبه دومگ ( روستائی نزدیک شهر زاهدان) شاهد دلاوریهای فرزندانش بود که به متجاوزان درسی فراموش نشدنی دادند و در حالی که پاسداران رژیم تعدادشان از یک هزار می گذشت مبارزان با کشیدن نقشه ای چریکی پاسداران رژیم را در تله انداخته و دهها پاسدار در لحظاتی چند به هلاکت رسیده و دهها تن دیگر مجروح شدند فرار را بر قرار ترجیح دادند و پس از آن با رسیدن نیروی کمکی از زاهدان و پشتیبانی هوائی باز درگیری شروع شد و مبارزان بلوچستان مقاومت سختی از خود در برابر پاسداران رژیم نشان داده و باز نیروهای رژیم را مجبور به عقب نشینی نمودند و جالب این که در این جنگ نابرابر مبارزین هیچ گونه تلفاتی ندادند.


و به همین خاطر است که مقامات نظامی از ترس رسوائی حاضر نشده اند شکست خود را با رسانه ها در میان بگذارد و به رسانه ها حتی اجازه اشاره به این درگیری نداده اند ورنه فرمانده قرارگاه فتح اگر گوسفندی را در منطقه بکشد به رسانه ها می گوید : گوسفند اشرار هدف نیروهای دلیر انتظامی قرار گرفت و اما الان که دهها نیروی خود را از دست داده است چگونه می تواند آن را بیان نماید؟!! شرمنده است و رسوا و نمی خواهد رسوائی خود را عیان نماید.


دلاور بلوچ

معارك عنيفة بين جند الله و القوات الإيرانية في بلوشستان


معارك عنيفة بين جند الله و القوات الإيرانية في بلوشستان

قال بيان لحركة المقاومة الشعبية " جندالله"‘ أن اشتباكات دامية تجري بينها وبين القوات الحكومية في منطقة " دومگ " في إقليم بلوشستان شرقي إيران .
و أعلنت الحركة - في بيان أرسلت نسخة منه لمكتبنا- إن الاشتباكات ابتدأت مساء يوم الاثنين الأسبوع الماضي وما تزال مستمرة لغاية هذا اليوم السبت ‘وان السلطات قامت بمحاصرة المنطقة بآلاف من عناصر الحرس الثوري وان طائرات مروحية تقوم بقصف مواقع المقاومة الشعبية التي استطاعت تكبيد القوات الحكومية خسائر فادحة في الأفراد والمعدات حيث تم التمكن لحد الآن من إحصاء أكثر من 50 قتيلا في صفوف القوات الحكومية.
هذا وقد طالبت الحركة من الشعب البلوشي وعموم المسلمين الدعاء للمقاومة بالنصر على القوات الإيرانية في هذه المواجهة الشديدة .
من جانب آخر و في بيان منفصل أكدت حركة جندالله اغتيال احد خبراءها المتخصصين في صنع الأسلحة على يد المخابرات الإيرانية . وقالت إنها شكلت لجنة أمنية لمعرفة ملابسات العملية والتوصل للعملاء الذين نفذوا عملية اغتيال الخبير الذي قالت إن اسمه " الأستاذ عثمان " وكان خبيرا في صنع تكنولوجيا القنابل والصواريخ والرادار وأنواع مختلفة من الأسلحة الخفيفة و الثقيلة .
وقالت جندالله ان الأستاذ " عثمان " كان قد تمكن قبل اغتياله من صنع صاروخ قصير المدى و كانت التجربة التي أجرها على الصاروخ ناجحة .وتوعدت الحركة بالانتقام لمقتله .
حزب النهضة العربي الأحوازي
مكتب الإعلام الخارجي
11 تشرين الاول 2008م
المحمرة

اطلاعیه شماره 2 جنبش در مورد درگیری دومگ


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که درگیری بین پاسداران رژیم ولایت فقیه و مبارزان جنبش همچنان ادامه دارد و رژیم ولایت فقیه با گسیل داشتن هزاران پاسدار منطقه را کاملا به محاصره در آورده است و از سوی دیگر با استفاده از بالگرد به بمباران هوائی پرداخته است ولی مبارزان با تکیه بر الله هنوز در حال مقاومت هستند و نیروهای زمینی رژیم در حال شکست هستند.
طی تماسی که روابط عمومی جنبش مقاومت با مبارزان در حال پیکار داشته است مبارزان توانسته اند ضربه بسیار سختی به نیروهای رژیم وارد نمایند و بیش از 50 پاسدار را به هلاکت رسانده اند و الحمدلله تاکنون مبارزان هیچ گونه تلفاتی نداده اند.
طی این اطلاعیه جنبش مقاومت از مردم مومن و غیور بلوچستان می خواهد تا برای پیروزی فرزندان مبارزشان در این نبرد سنگین دعاء نمایند.
جنبش مقاومت مردمی ایران(جندالله)

اطلاعیه جنبش(درگیری دومگ)


به نام خدا
بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران (جندالله) به اطلاع عموم مردمی بلوچستان و ایران می رساند که شامگاه روز شنبه 20 مهر 1387 دلیرمردان جنبش با نیروهای رژیم در منطقه دومگ درگیر شده و دهها پاسدار رژیم را به هلاکت رساندند.
نیروهای رژیم پس از شکست ابتدائی باری دیگر با پشتیبانی نیروی هوائی به منطقه آمده و باز درگیری شروع شده است و تاکنون مقاومت از سوی نیروهای جنبش همچنان ادامه دارد و تا این لحظه هیچ گونه تلفاتی از سوی مبارزین گزارش نگردیده است.
گزارش مفصل این درگیری در اطلاعیه های بعدی خواهد آمد.
جنبش مقاومت مردمی ایران

بیانیه علمای پاکستان در حمایت از دکتر یوسف قرضاوی

سنی نیوز:علمای پاکستان طی بیانیه ی مشترکی از سوی همه مکاتب فکری ومدارس فقهی حمایت خود را از شیخ” یوسف قرضاوی “که او را رمز مقاومت و وحدت اسلامی معرفی کرده اند اعلام داشتند.در این بیانیه که قرار است بیش از بیست هزار عالم پاکستانی آنرا امضا کنند و در مساجد سراسر کشور قراءت شده از مردم این کشور بر آنچه در بیانیه آمده موافقت گرفته شود آمده است که:
۱. علمای پاکستان شدیدا سیاستهای ایران را در همکاری با نیروهای اشغالگر در عراق وافغانستان مورد انتقاد قرار می دهند.
۲. برنامه ایران در سوء استفاده از اقلیتهای شیعه در کشورهای اسلامی برای آتش زدن فتیله فتنه را شدیدا محکوم می کنند.
۳. آنها حمایت وپشتیبانی ایران از گروهکهای تروریستی شیعه در عراق و افغانستان وپاکستان را مورد مذمت شدید قرار می دهند.
۴. آنها سوء استفاده ایران از ثروت نفت را برای شیعه کردن ملتهای فقیر وعقب مانده سنی در کشورهای اسلامی مورد مذمت قرار می دهند.
۵. آنها سیاستهای ایران در از بین بردن جامعه اهل سنت این کشور و شیعه کردن آنها وکشتار علماء و تخریب مساجد و مدارس دینی آنها را محکوم می کنند.
۶. آنها پشتیبانی وحمایت مالی ایران از رسانه های گروهی وشبکه های اطلاع رسانی جهانی را که در بین ملتهای اسلامی فتنه اندازی نموده ویاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را مورد شتم ولعن ونفرین قرار می دهند را شدیدا محکوم می کنند.
همچنین علمای پاکستان ایران را از گول زدن ملتهای ساده لوح با مطرح ساختن شعار وحدت اسلامی از یکسو وحمله ناجوانمردانه با خنجر نفاق از پشت سر را شدیدا بر حذر داشتند.
در این بیانیه که تاکنون صدها عالم وخطیب و ائمه مساجد آن را امضاء کرده اند علماء پاکستان بر این نقطه اصرار داشته اند که این سیاستهای دشمنانه چهره ایران را در افکار عمومی جهان کاملا زشت و ناپسند جلوه داده واز همسایگان دور و منزوی خواهد ساخت.
تا کنون بیش از پنج هزار عالم پاکستانی این بیانیه را امضا نموده اند. وقرار است تعداد این امضاها تا چند روز دیگر به دهها هزار برسد.
لازم به تذکر است که بیانیه های مشابهی نیز از سوی علمای مصر و تمام کشورهای عربی و ترکیه و اندنوزی و مالزی وسایر کشورهای اسلامی نیز تا کنون صادر شده است. وهمچنین تقریبا همه جنبشهای اسلامی جهان حمایت و تضامن خود را با دکتر قرضاوی اعلان داشته اند.
پایگاه اطلاع رسانی اهل سنت “سنی نیوز”

۱۳۸۷ مهر ۱۷, چهارشنبه

حمله مبارزین به پایگاه نظامی سرجنگل و هلاکت دهها پاسدار رژیم

حمله مبارزین به پایگاه نظامی سرجنگل و هلاکت دهها پاسدار رژیم
به گزارش اسماعیل زهی خبرنگار آژانس خبری تفتان از خاش دیشب مبارزین بلوچستان طی یک عملیات موفقیت آمیز پایگاه نظامی سرجنگل وابسته به قرارگاه فتح را هدف حمله قرار داده و دهها نیروی رژیم را به هلاکت رساندند.
این عملیات بزرگ به احتمال غالب توسط نیروهای جنبش مقاومت صورت گرفته است و در این عملیات که طبق گفته مردم تمامی نیروهای داخل این پایگاه به هلاکت رسیده اند مبارزین از سلاح های سبک و سنگین مثل توپ 82 و آر پی جی و موشک کاتیوشا استفاده نمودند.
اسماعیل زهی خبرنگار تفتان می افزاید نیروهای مبارز بعد از عملیات دو ساعته منطقه را ترک کرده و به کوههای بلوچستان رفتند و هیچ گونه تلفاتی ندادند.قابل ذکر است که هفته پیش پاسداران همین پایگاه دو جوان بلوچ را به رگبار گلوله بسته و به شهادت رساندند.
گزارش تفصیلی این عملیات در ساعات آتی برای بازدیدکنندگان منتشر خواهد شد.

پس غیرتمان کجاست؟

دردی بسیار سنگین قلبم را می فشارد و تردیدی که به نوشتن دارم دستان غیرتم را می لرزاندچه بگویم ؟
به خدا سوگند غیرتم مجالم نمی دهد که از این بی غیرت مردمان بگویم!
آنان که بی حیائی را به حد کمال رسانیده اند؛آنانی که بی شرمانه به غیرتمان زهرخند می زنند؛آنانی که در برابر دیدگانمان به خواهرانمان تجاوز می کنند و ما را بی غیرت می نامند؛آنانی که خواهران و مادرانمان را می ربایند و بعد از چندین روز تجاوز بی رحمانه قطعه قطعه و در پلاستیکهای زباله بسته بندی وگستاخانه در جلوی درب کاشانه مان رها می کنند.
تا کی به این نامحرمان اجازه دهیم تا چشم تجاوز را بر عفت خواهران پاک و معصوممان بدوزند و دست تعدی بر آنان دراز کنند.الله اکبرپس غیرتمان کجاست؟
تا کی بی تفاوت به آنان اجازه دهیم در دیارمان بلوچستان بتازند و ما فقط به نظاره جنایتشان بنشینیم؟
تا کی شاهد تخریب خانه های پروردگارمان باشیم و هیچ نگوئیم؟
تا کی به قتل عام برادران و خواهرانمان بی تفاوت باشیم؟
به خدا سوگند اگر به این سکوت ننگین ادامه دهیم این بار قرعه ذلت و تجاوز به ناموس در خانه ما را نیز خواهد کوبید.هنگامیکه آنان بی شرمانه به تمامی مقدسات و حتی پیامبرمان توهین می کنند و همسر محبوبش ام المومنین را ( العیاذ بالله ) لقب فاحشه می دهند و ما باز سکوت می کنیم !
این بار عذاب الهی بر ما نازل خواهد شد و همین شیاطین مادران و خواهرانمان را از خانه هایمان به برون کشیده و به کنیزی خواهند برد.ای مردمای برادرانای مسلماناناگر با دشمنان خدا نمی جنگید با متجاوزان به ناموستان بجنگیدبه خدا سوگند که جهاد فرض عین استبه خدا قسم تمام این متجاوزان واجب القتلند.
تمامشان
کجائید ای مسلمین که ببینید در دیار بلوچستان این مشرکان زابلی خانه های خدا را تخریب می کنند ، به کتاب الله بی حرمتی کرده و به فاضلاب می اندازندش ، به ناموس مسلمین تعدی و به حرمت محمد رسول الله ( صلی الله علیه و سلم ) توهین می کنند.
یاایها المسلمون فجروهم و اخرجوا هولاء المشرکین من دیارنا ، دیار الاسلام
جای جای بلوچستان را به آتش بکشید و منفجر کنید این زابلیهای مشرک را و در دیوار بلوچستان را به تکه پاره های تن کثیفشان مزین کنید ؛ بکشید از این متجاوزان دین و ناموس ای فرزندان بلوچستانمگر عبدالمالک کیست ؟!
او نیز فرزندی از فرزندان این مرز و بوم است که مرگ باعزت را بر زندگی با ذلت ترجیح و در مقابل این همه ظلم و تجاوز و تعدی بپاخواسته است.
سوگند به ذات الله که تنها وظیفه او نیست که وظیفه تک تک ماست جهاد فی سبیل الله برای دفاع از دین و ناموس و وطن مسلمین.دیگر جای درنگ و تردید نیست ؛ قتل عام کنید از این بی شرفان زابلی و شرافت و عزتتان را باز پس ستانید ، گروه گروه شوید و اسلحه بردارید و بکشید این مشرکان را و بدانید که هیچ قدرتی جلودارتان نخواهد بود ، به والله نخواهد بود چرا که پروردگارتان با شماست و او شما را نصرت و مدد خواهد کرد.
و ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم......
و ان الله لا یخلف المیعاد
بلوچستان را جبهه و کوههای سر به فلک کشیده اش را سنگر کنید به خدایتان اعتماد کنید و مگذارید دینتان ، غیرتتان و ناموستان را این مشرکین بستانند.
و علی الله فلیتوکل المومنون
نصر من الله و فتح قریب
یارمحمدزهی - خاش

گفتار سوم از کتاب درد کویر

مطلبی را که در ذیل خواهید خواند گفتار سوم از کتاب" درد کویر" برگرفته شده از حقایقی دردناک که در بلوچستان بوقوع پیوسته است می باشد ، این کتاب هم اکنون در دست نگارش است اما بنا به ضرورت زمان و مشورت دوستان لازم دانستیم در حین نگارش در اختیار عموم قرار گیرد . از خوانندگان گرامی خواهشمندیم با ارسال شرح حالهایی از بیدادها و ظلمهایی که در بلوچستان روی داده است و نیز با پیشنهادات و انتقادات خویش ما را یاری نمایند. یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com
گفتار سوم از کتاب درد کویر
درد کویر را چه می باید؟سوزاین سرزمین را چه می باید؟چشمان بی نور و مردم خموشش را چه؟مرحمی، مرحمی می باید تا تسلی دردش ، بارشی تا از سوزش بکاهد ، تشعشعی تا چشمان خلقش را بگشاید و فریادی به بلندی تفتانش بر بالین خفتگاننه دردی بر درد دیگر،نه باران گلوله بر خلقش،و نه چشم برق افریط پیر ونعره دشنه جلاد بر قلب فرزندانش.باز دردی دیگرازقلب کویر، ویرانه سرای زاهدان ، قتلگاه مردم بلوچ.باز قلب کویر در جولان جلادان ، جلادان مار بردوشی که به دنبال قربانی خویش در کوچه پس کوچه های زاهدان پرسه می زنند تا عطش مارهای بر دوششان را سیراب کنندآنانی که دیگر رنگ خون در کتمان سیرابشان نمیکند وتنها نعره ای گستاخانه از جنایتشان در پیش دیدگان خلق را برای سیرابیشان می طلبند افسار گسیخته به دنبال ارضای خویشند وتا گرمی خون بی گناهی را در پیش روی خلق خاموش حس نکنند نمی آرامندو امشب ، امشب قرعه مرگ به نام که خواهد بود.دوم بهمن سال یکهزارو سیصد هشتاد وچهار، زاهدان خیابان خرمشهر مقابل نمایشگاه اتومبیل قصر.سه نوجوان از طایفه نوتی زهی روح الله شانزده ساله کلاس دوم دبیرستان، عبدالله ، سال اولی بود و تازه دبیرستان را تجربه میکرد وی تنها پانزده سال داشتو مسعود که تمام حواس و فکرش را معطوف کنکوری کرده بود که در پیش داشت .آن شب آن سه به سمت بیمارستانی که عموزاده شان در آن بستری بود در حرکت بودنند تا روح الله به پرستاری عموزاده اش شب را دربیمارستان سپری کند که ناگهان در جلوی ددان تشنه به خون خامنه ای نمایان شدند تا دژخیمان ، بی لحظه ای درنگ با قصاوتی بی انتها سوار بر پژوی سیاه رنگ به آنان بزنند و نقش بر زمینشان کنند مزدوران بعد از زمین خوردن آن سه به سرعت اسلحه به دست از ماشین پیاده شدند وبه سمت آنان دویدند ، از نفرتی که در چشمانشان میشد دید معلوم بود که از آن سربازان گمنام امام زمانند ومغز پوکشان را که یقین دارم بیشتر از روح و ذات چرکینشان نیازی به شستشو نداشته آنچنان با خرافات و نفرت و دروغ شستشو داده و دروازه های شرافت و انسانیت قلبشان را با قفلهای سنگین تعصب و نفرت مسدود کرده بودند که دیگر هیچ امیدی حتی کوچک به نفوذ شفقت و انسانیت به این قلب های متعصب و لبریز از باورهای تهی نبود ، تعصب بر باوری که چشمان انسانی آنان را کور کرده و خوی وحشی گری و درندگی آنان را تا اعماق قلب ناپاکشان رسوخ داده بود و انسانیتشان را تا ژرفای دره های رذالت نزول.
عبدالله که هنوز از ضربه ای که به علت زمین خوردن به سر او اصابت کرده بود گیج و منگ بود دستانش را به زمین گذاشت و سعی به بلند شدن نمود که ناگهان هیبت شوم دژخیم به روی او سایه افکند وبا قنداق تفنگ وحشیانه به صورت نوجوانی پانزده ساله کوبید تا وی قبل از برخاستن با فریاد (آخ) باز به زمین بخورد.دژخیم ضربات را پی در پی به او وارد نمی کرد و به او اندکی فرصت می داد تا به خود آید و بعد ضربه بعدی را به سر و صورت خونین آن نوجوان مظلوم بلوچ می کوبید تا خوی درندگی خویش را کاملا ارضا کند، چند ثانیه ای گذشت و عبد الله لحظه ای به خود آمد و صورتش را به سمت زمین چرخانید و دندانهای شکسته و خونالودش را به زمین ریخت که ناگهان دوباره همه چیز جلوی چشمانش سیاه گشت آری ضربه ای دیگر بر پشت سرش سبب شد که با صورت به زمین بخورد تا گیج و مبهوت و متعجب بگوید که "چرا می زنی مگر من چکار کردم؟"و جوابهای نا معقول و نیش دارمملو از ناسزا بشنود.
مزدور آنقدر تا قنداق به سر عبدالله کوبید که وی لحظه ای از هوش رفت و او فرصت کرد که به همقطاران جانیش که در حال جنایت بودند بنگرد، بنگرد که روح الله چگونه درحالتی که بر روی زمین افتاده تقلا می کند که چگونه با وحشت دست وپا می زند و به عقب می رود تا جانش را از چنگال دژخیم افسار گسیخته که با سر نیزه به جانش افتاده بود برهاند اما نتوانست و دژخیم سر نیزه را در سینه نوجوان شانزده فرو کرد وبا دست دیگر زیر چانه او را گرفت و دشنه را از بالای سینه تا شکم وی کشید تا با شکاف خوردن سینه روح الله خون پاکش به روی صورت کریه دژخیم بپاشد و گرمای خونی پاک از عطش درنده خویی او اندکی بکاهد.مسعود با اینکه خود زیر ضربات پی در پی قنداق نیمه جان گشته بود هنوز نگران دوستانش بود وهر وقت به سمت آنها می نگریست دژخیم با نفرت بیشتری به او ضربه می زد اما همچنان او نگاهش را به یاران دوخته بود که دیگر دژخیم نتوانست خود را کنترل کند و با نفرتی بی انتها او را پی در پی هدف گلوله قرار داد .عبد الله که لحظه ای بی هوش شده بود از صدای شلیک دژخیم چشمانش را گشود تا انتظار دژخیمی را که در بالای سرش ایستاده بود به پایان رساند.آن مزدور پلید با نفرت و خشم به نوجوان پانزده ساله نگریست و با قصاوتی ناباورانه به بدن نحیف آن نوجوان شلیک کرد .آن مزدوران بعد از تیرهای خلاصی اجساد به خون غلطیده آنان را در جلوی دیدگان مردم به روی زمین کشانیدند تا اهل زمین و آسمان را به تماشای تبلور جنایت و رذالت بنشانند
یارمحمدزهی - خاش
yarmohamadzehii@yahoo.com

۱۳۸۷ شهریور ۱۸, دوشنبه

استاندارجدید وانتظارات ملت بلوچ؟

استاندارجدید وانتظارات ملت بلوچ؟

امروز شنبه ۱۶ شهریورماه وزیرکشوررژیم حاکم برایران، "علی محمد آزاد" را رسماً درزاهدان بعنوان جانشین دهمرده، استاندارفاشیست وضد بلوچ معرفی کرد.
دهمرده وباند جنایتکارش درطول حاکمیت ۳ساله شان بربلوچستان، ازهیچ ستمی درحق مردم بلوچ فروگذارنکردند. بودجه استان به سیستان اختصاص یافت. اداره جات وموسسات آموزشی ازبلوچ پاکسازی و زابلیها همه کاره بلوچستان شدند. درنیروهای نظامی وانتظامی جائی برای بلوچ باقی نماند و ارگانهائی که اساساً حافظ مال وجان مردم باشند، به دستورمستقیم دههمرده وشهریاری، مامورشدند تا با بلوچ همانند دشمن جنگی برخورد کرده وهرفردی را که خواستند به رگباربسته وبه قتل برسانند.
درچنین اوضاعی است که جوانان بلوچ تحت رهبری "جنبش مردمی ایران" اسلحه به دست گرفتند تا ازبلوچ وبلوچستان پاسداری کرده واجازه ندهند تا باند متعصب وضد بلوچ زابلی بیش ازاین یکه تازمیدان شود. نیروهای سرکوبگروجنایتکارکه هستی خویش را درتضاد ونا امنی منطقه میبینند، تمام نیروی تبلیغاتی خویش را درتهران به کارگرفتند وازبلوچ چهره ای غیرواقعی ساختند ومسئولین دولتی را وادار به رقصیدن به سازخود کردند. احمدی نژاد و دولتش عملاً دنباله رو تفکرات دهمرده ـ شهریاری شدند وبرچنین اعتمادی است که درحمایت گسترده خامنه ای نمک نشناس، دهها هزارنیروی سرکوبگربه بلوچستان اعزام ومنطقه کاملاً شکل نظامی به خود گرفت.
زنان بلوچ مورد تجاوزقرارگرفتند ، به روحانیت بلوچ نیزکه همواره درمقابل اعمال ضد انسانی وظالمانه رژیم تهران مهرسکوت برلب زده بود ومردم را به بردباری وهمزیستی مسالمت آمیزبا سرکوبگران ملت بلوچ دعوت مینمودند، رحم نکرده و۲مولوی بیگناه به نامهای مولوی عبدالقدوس ملازهی ومولوی محمد یوسف سهرابی را نا جوانمردانه اعدام کردند، هزاران زندانی بلوچ که خودسرانه توسط زابلیهای تفنگ به دست ومتعصب دستگیروزندانی شده بودند، به دستور شهریاری ودهمرده به استانهای دیگر ایران انتقال یافته ودسته دسته یا اعدام شدند ویا درنوبت اعدام قراردارند.
رؤیا سارانی دختربچه دبستانی که ازنفرت وکینه زابلی به بلوچ اطلاعی نداشت، به جرم بلوچ بودن دربرابرچشمان پدرش به رگبارگلوله بسته شد وقلب کوچکش ازتپش بازایستاد. یعقوب مهرنهاد نیزکه درچارچوب قانون اساسی خود حاکمیت فعالیت میکرد، تحمل نشد وبالاخره طناب داربه گردنش انداخته واعدام شد و........
واخیراً با دستگیری مولوی احمد ناروئی وزندانی کردن وی وهجوم گسترده به مدرسه دینی امام ابوحنیفه عظیم آباد درزابل وتخریب کامل آن، باند زابلی های حاکم اوج توحش خویش را به نمایش گذاشته و درگیر بازی خطرناکی درمنطقه شده اند.
دهمرده وباندش ۳ سال تمام با خدعه ونیرنگ وسرنیزه وگلوله بربلوچستان حکومت کردند وبا وعده تامین امنیت برای غیربلوچها دربلوچستان، حمایت سران حکومتی را نیزیدک میکشید. تا اینکه بالاخره ارباب هم متوجه شد که دهمرده کسی نیست که امنیت برقرارکند، بلکه خود اساس تضادها است و در صورتی که ازسمتش برکنارشود، منطقه توسط حامیان وی به آتش کشیده نمیشود که هیچ، شاید بهبود یابد.
برچنین اساسی است که با وجود مخالفت خامنه ای، دهمرده توسط احمدی نژاد ازسمتش برکنار و به کرمان فرستاده میشود وپس ازگذشت مدتی مهره ای دیگربه این سمت گمارده میشود.
استاندارجدید که عموماً سیاستهای تهران را دربلوچستان بمورد اجرا میگذارد، ۲ راه بیشترپیش روی خویش ندارد. یا ازعملکردهای باند تبهکاردهمرده ـ شهریاری درس عبرت گرفته وبداند که ملت بلوچ با سرکوب وکشتارمرعوب نمیشود وازخواسته های انسانی خویش نخواهد گذشت ؛ بلوچها درچند سال اخیرجنایاتی را تجربه کرده اند که تاریخ بلوچستان با آنان بیگانه است، بلوچستان هرگزاین همه اعدامی، قتل و کشتاروبگیروببند، را به یاد نمی آورد، مردم بلوچ هیچ توقع وانتظاری از تهران ندارند، بجز اینکه به حال خویش رها شوند واختیارات منطقه را خود بدست گیرند.
راه دیگر اینکه پا جای پای دهمرده بگذارد ومرعوب زابلیهای جاسازی شده دردستگاه اداری استان گردد وسعی کند تا بر بلوچستان بدون ملت بلوچ حکومت کند که درچنین حالتی، سرنوشتی دردناکترازدهمرده در انتظارش خواهد بود.
امیربلوچ
۱۶ شهریورماه ۱۳۸۷