ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

آقای احمدی مقدم در خواب بینند امنیت متجاوزان را


آقای احمدی مقدم در خواب بینند امنیت متجاوزان را

متجاوزان همیشه در طول تاریخ خواسته اند با سرنیزه و زور بر مستعمرات حکومت کنند اما همیشه در نقشه هایشان با شکست مواجه شدند و ستمدیدگان و مظلومان در برابر تجاوز و تعدی و ظلم و ستم و استعمار و استثمار قیام کرده اند و پای متجاوزان را از سرزمین خود قطع کرده و برای همیشه متجاوزان را به زباله دان تاریخ انداخته اند ،امروز ما در بلوچستان شاهد استعمار روافض خبیث هستیم که با استفاده از زر و زور می خواهند به استعمار و استثمار بلوچستان ادامه دهند و هر روز با رنگی جدید و چهره ای جدید بروز می کنند تا چهره کریه و خبیث و پلید خود را پشت مکر و فریب و دروغ مخفی نگه دارند اما دیگر چهره ننگین روافض متجاوز در بلوچستان عیان شده است و نمی توانند حقیقت شیطانی و جنایتکارانه و خون آشام خود را بیش از این مخفی کنند و به جنایت و تجاوز ادامه دهند.
امروز دیگر بلوچستان بیدار شده است و مردم بلوچ دیگر مردم گذشته نیستند که فریب لبخندهای شیطانی و مکارانه پاسداران و جنایتکاران صفوی را بخورند و در برابر جنایات و تجاوزها سکوت کنند ، نه دیگر چنین نیست بلکه ملت بلوچ خواستار خروج بیگانگان و متجاوزان از سرزمین خود هستند و می خواهند خود بر سرزمین خود حکومت کنند و نمی خواهند چند زابلی و تهرانی که هیچ حقی در بلوچستان ندارند برای ملت بلوچ تکلیف تعیین کنند ، جوانان بلوچ دیگر نمی خواهند برده بیگانگانی همچون خامنه ای جانی و احمدی مقدم خون آشام و شهریاری خونخوار باشند ، ملت بلوچ دیگر نمی خواهند قاتلانی چون جعفری و صفوی و رادان و احمدی مقدم برای این ملت تکلیف تعیین کنند.
امروز ملت بلوچ نیازی به نسخه پیچی های بیگانگان ندارد ، امروز صدای هر جوان بلوچ این است : اصلا بیگانگان چه کاره اند که در سرزمین ما بر ما حکم برانند و برای ما تکلیف تعیین کنند، چرا باید یک جوان بلوچ که صاحب و مالک بلوچستان است توسط یک سرباز بی سر و ته تهرانی و زابلی و .... مورد بازخواست قرار گیرد و چرا باید در بلوچستان قدرت در دست یک لر شیعه افراطی باشد و چرا باید مردم بلوچ از یک جنایتکار شیعه اتباع کنند.
امروز ملت بلوچ خواهان برچیده شدن قدرت زابلیها و متجاوزان است و می خواهد که فرزندان این دیار خود بر سرزمین خود حکومت کنن و هرگز دیگر راضی به استعمار بیگانگان نخواهند شد و آنگاه احمدی مقدم دم از امنیت آتی برای متجاوزان می زند که باید به ایشان بگویم شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لب لب خورد و گهی دانه دانه.
امنیت برای متجاوزان و زابلیهای جنایتکار تبدیل به یک رویا شده است که هرگز تعبیر نخواهد شد و هر روز بر حجم نا امنی برای متجاوزان افزوده خواهد شد و خانه های متجاوزان آتش زده خواهد شد و ثروتمندان متجاوز خلع ثروت خواهند شد و اموال بدست آمده از بلوچستان مصادره خواهد شد و بلوچستان تبدیل به جنهمی برای متجاوزان خواهد شد که همه را در شعله هایش خواهد سوخت.
آقای احمدی مقدم خوش باشد خوابی که دیده اید اما شما این خواب را پس از تاسوکی دیدید و اعلام کردید که ظرف چند ماه امنیت ایجاد خواهد شد و بلوچستان برای متجاوزان و زابلیهای جنایتکار به بهشت برین تبدیل خواهد شد اما این خواب تعبیر نشد که نشد و تا امروز جنازه های شما در بلوچستان تکه پاره می شود و به امید الله تا آزادی بلوچستان شما طعم امنیت را نخواهید چشید و باید هر روز تکه پاره های خود را جمع آوری کنید وبرایشان اشک بریزید که بسیار جنایت کردید و مردم صبر کردند اما دیگر صبری در کار نیست و آهنین پاسخ خواهید دید.
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

ایران مقدس نیست


ایران مقدس نیست
هنگامیکه با برخی از دوستان از آزاد سازی سرزمین از اشغال رافضیان صفوی سخن می گویم آشفته می شوند و چنان خشمگین می شوند که گویا ایران با خلقت زمین و آسمان با نقشه فعلی بوده است و انگار ایران از مقدسات دینی و حفظ آن وحی منزل از آسمان است ، در صورتیکه چنین نیست و نه ایران طول تاریخ با نقشه فعلی بوده است و نه از مقدسات می باشد و نه حفظ آن وحی منزل از آسمان می باشد بالعکس مللی که امروزه در جغرافیای ایران جای دارند همیشه مورد تاخت و تاز متجاوزان و بیگانگان بوده اند و گاهی با تجاوز مرکزیها ضمیمه ایران می شده اند و گاهی هم به استقلال خود دست می یافته اند و خود حکومتهای خود را داشته اند چنانچه حکومت بلوچستان 80 سال پیش با قشون کشی رضاخان از بین رفت و باری دیگر بلوچستان ضمیمه ایران شد ، بنابر این نقشه فعلی ابدی و ازلی و از بدو خلقت و آفریده پروردگار نمی باشد بلکه نتیجه تجاوز و تعدی و استکبار و ظلم و ستم عده ای جنایتکار بوده است و از نظر شرعی و اسلامی حفظ ایران از واجبات نیست بلکه بالعکس پیامبر اسلام دعا فرمود که بارالها ایران را تکه پاره کن و با این جای تعجب است که برخی از علمای ما چگونه برای حفظ چنین ایرانی دعاء می کنند و استقلال ملل را را کفر و الحاد می نامند.
آیا این افراد دلیلی شرعی برای این امر دارند و یا فقط فکر و نظر و اندیشه خود را بیان می کنند ؟
من از این دوستان فاضل چند سوال دارم که می خواهم با دقت به آن بیاندیشند و به وجدان خود پاسخ دهند:
آیا حفظ ایران مهم تر است یا حفظ انسان که همه روزه فرزندان آدم در بلوچستان به بهانه های واهی و فقط به اتهام سنی بودن و بلوچ بودن اعدام و ترور و تیرباران می شوند؟
آیا حفظ ایران مهم تر است یا حفظ ناموس که ناموس ملت توسط ایرانیهای جنایتکار دریده شد و جنایتکاران وحشی به ناموس ما تجاوز کردند ؟
آیا حفظ ایران از دین ما ارزشی بالاتر دارد که دین ما را به استهزاء گرفته و هر روز با سرمایه بدست آمده از دریای ما علیه دین و مذهب ما فیلم وسریال می سازند؟
آیا حفظ ایران از قران عظیم الشان که در چاههای فاضلاب انداخته شد ارزشی بالاتر دارد و باید هر طور شده و لو به قیمت انداختن قران کریم در چاه فاضلاب از ایران حفاظت کنیم؟
آیا ارزش ایران از مقام عظیم اصحاب پیامبر هم بالاتر است که حرمت شکنی اصحاب پیامبر را بپذیریم و همچنان به ایران بچسبیم و تکه پاره شده آن را کفر والحاد بنامیم؟
آیا باید تکه پاره شدن نوجوانان و مردان و کتاب آسمانی را بپذیریم فقط به خاطر ایرانی که پیامبر اسلام دعای تکه پاره شدنش را کرد؟
والله من نمی دانم کجای این ایران مقدس است و چرا باید این همه به این ایران بچسبیم و چرا باید این همه بها بپردازیم؟!!!!
چرا باید صفویان کافر و رافضیان مرتد بر ما ملت مسلمان بلوچ حکم برانند و ما بردگان بدون چون و چرای آنان باشیم؟
چرا باید سرنوشت ما ملت مسلمان که خدواند گفته است باید خود در دست داشته باشیم بدست متجاوزان ظالم و ستمگری باشد که همه چیز ما را هدف و نشان گرفته اند و برای ما هیچ چیز نگذاشته اند؟
چرا باید از منبر مسجد برای حفظ ایرانی دعا کنیم که جز نکبت و ذلت و خواری ما چیزی از آن ندیده ایم چه زمانی که شاه حاکمش بود و چه الان که جنایتکاران حرفه ای خمینی حاکمش هستند؟
چرا نباید ما خودمان کشور خود را نداشته باشیم که خود بر آن حاکم باشیم؟
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

یادی از عالم شهید ،مبارز انقلابی حافظ صلاح الدین سیدی سربازی







یادی از عالم شهید ،مبارز انقلابی حافظ صلاح الدین سیدی سربازی
تولد و تحصیل
حافظ صلاح الدین در خانواده ای انقلابی در منطقه سرباز بلوچستان به دنیا آمد ، پدر بزرگوارش قاری و حافظ قرآن و از مخالفان سرسخت نظام خمینی بود و در حقیقت حافظ صلاح الدین روحیه انقلابی و جهادی را از پدر بزرگوارش به ارث برده بود و تدین از ویژگیهای بارز این خانواده بود و به همین جهت حافظ صلاح الدین برای فراگیری علوم دینی پا به حوزه علمیه انزاء گذاشت و بعد از پشت سرگذاشتن دروس ابتدائی به ایرانشهر رفت و مدتی را در محضر مجاهد اسلام ،شیرمرد سرزمین بلوچستان ، مناظر بزرگ مولانا ابراهیم دامنی به فراگیری علوم دینی پرداخت و تلمذ نزد مولانا دامنی رحمه الله تاثیرات عمیقی بر روح و روان حافظ صلاح الدین گذاشت و قلبش را مملوء از عشق و محبت اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم نمود.
حفظ قرآن کریم
از آنجائیکه حافظ صلاح الدین شوق وافر برای حفظ قرآن کریم داشت دروس حوزوی را متوقف کرده و به حفظ قرآن کریم روی آورد و به همین جهت راهی پاکستان شد و در شهر کراچی در مدرسه دارالعلوم رحمانیه ثبت نام نمود و در همین مدرسه حفظ کلام الهی را به پایان رساند و بعد از حفظ قرآن کریم برای ادامه دروس دینی به مدرسه عربیه دارالفیوض لیاری رفت و دروس ابتدائی و ثانونی و عالیه را در همین حوزه خواند و برای دوره حدیث و عالمیه به جامعه طیبه رفت و از محضر علمای بزرگ و مجاهدان نامداری همچون شهید مفتی نظام الدین شامزئی و مولانا فضل محمدی یوسف زهی کسب فیض نمود و مصاحبت با چنین اساتذه بزرگی در وی روحیه انقلابی و جهادی آفرید.
عشق و محبت به اصحاب پیامبر
شهید حافظ صلاح الدین بالحق یکی از عاشقان اصحاب پیامبر اسلام و جان باختگان در این راه بود و به همین جهت پس از فراغت به دفاع از اصحاب پیامبر پرداخت و به سازمان اهلسنت که در برابر اهانتها و بی حرمتیهای شیعیان تشکیل شده بود پیوست تا از یاران و جان نثاران پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم دفاع کند و مدتها به فعالیت در این زمینه پرداخت و در آگاهی دهی به مردم تلاشهای فراوانی کرد ، او چنان عاشق اصحاب پیامبر بود که حتی سلام دادن و دست دادن با دشمنان اصحاب پیامبر را ناجائز می دانست و هرگز به دشمنان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم دست نمی داد.
جهاد و مبارزه
حافظ صلاح الدین سیدی دارای روحیه انقلابی و جهادی بود و چهره اش نشانگر روحیه جهادیش بود و هر کس چهره اش را می دید به عظمت و بزرگی و روحیه بزرگ و انقلابی وی پی می برد چنانچه دوست شهیدش مولوی خلیل الرحمان می گفت روز اول در چهره حافظ صلاح الدین مجاهد بزرگی را دیدم و به یقین دانستم که او مجاهدی مخلص و مبارزی بزرگ است.
همین روحیه انقلابی و جهادی اش بود که وی را برای فعالیت نظامی علیه نظام پلید و جنایتکار ولایت فقیه واداشت و به همین خاطر وی برای آموزشهای نظامی به نقاط مختلفی سفر نمود و با گروههای مختلف مبارز در بلوچستان ارتباط برقرار نمود و در سال 1380 هجری شمسی به سرباز بازگشت و فعالیتهای تبلیغاتی اش را آغاز نمود و جوانان را به مبارزه و جهاد علیه ظلم و بی عدالتی نظام حاکم دعوت می داد و جوانان زیادی را آماده مبارزه نمود و در سال 1383 سازمان فاروق اعظم را تشکیل داد و چندین عملیات علیه پاسداران رژیم را به اجرا گذاشت.
سال 86 با اوج گرفتن مبارزات جنبش مقاومت جندالله و پیوستن تمامی گروههای مبارز در بلوچستان به جنبش ، حافظ صلاح الدین با رهبر جنبش مقاومت امیر عبدالمالک بلوچ حفظه الله دیدار نمود و اعلام همکاری نمود و این خود نشانگر اخلاص و تواضع و فروتنی این شخصیت انقلابی و مجاهد و عالم دین بود و رهبر جنبش هم آمادگی کامل جنبش برای همکاری در تمامی زمینه ها را اعلام نمود و در زمینه آموزش و همچین فراهم نمودن تسلیحات همکاریهائی صورت گرفت و بعد از این همکاریها بود که سازمان فاروق اعظم عملیات انفجار کنار جاده ای را در منطقه سرباز به اجرا گذاشت.
دستگیری
با اوج فعالیتهای حافظ صلاح الدین رژیم متوجه فعالیتهای وی در منطقه شد و مزدوران و مخبران محلی رژیم گزارشهای منطقه را به وزارت اطلاعات منتقل نمودند و حافظ صلاح الدین در تاریخ 27 / 3/ 87 در حالیکه به ملاقات دوست و یار همراهش مولوی خلیل الرحمان به ایرانشهر رفته بود در خانه مولوی خلیل الرحمان محاصره و دستگیر شد.

استقامت و ایستادگی در برابر شکنجه های غیر انسانی و وحشیانه
حافظ صلاح الدین در برابر شکنجه های وحشیانه و ضد بشری ماموران ولایت فقیه هرگز کوتاه نیامد و مردانه در برابر ماموران ایستاد و تا آخرین لحظه با شجاعت و غیرت به ماموران وزارت اطلاعات پاسخ می داد و هرگز از موضع جهادی و انقلابیش عقب نشینی ننمود بلکه او نمونه ستودنی از استقامت و پایمردی و ایستادگی بود.
این عاشق اصحاب پیامبر ،مجاهد مخلص ، انقلابی بزرگ با قلبی مستحکم و ایمانی راسخ به رویاروئی با دژخیمان فرومایه مشرک و جنایتکار پرداخت و استقامت و پایمردی اش خشم دشمنان فرومایه اش را می افزود که توان خاموش کردن وی را نداشتند و از غصه می مردند.
شهید حافظ با تحمل کینه و بغض و شکنجه و وحشی گری و اهانت و تحقیر متجاوزان کافر ، مایه ماندگاری مبارزه و مقاومت شد و وی را تبدیل به چهره ای ماندگار و الگوئی زیبا نمود که باید علمای بلوچستان از وی تقلید نموده و در برابر متجاوزان کافر بپاخیزند.
صبر و استقامت حافظ صلاح الدین و دیگر اسیران گواه شکوه و صلابت انقلاب نوپای بلوچستان است که برای دفاع از سرزمین و دین و مظلومان آغاز شده است.
زندان و شکنجه و غم ودرد نتوانست روحیه انقلابی و جهادی حافظ صلاح الدین را از بین ببرد بلکه ایمانش را به هدف و آرمانش افزود و پايمردي حافظ صلاح الدین در اسارت، بار ديگر نشانه پيروزي ايمان بر فکر و خون و اسارت بر شمشير و قدرت بود.
چنانچه حافظ صلاح الدین در آخرین دیدار با خانواده اش که یک روز قبل از اعدام داشته است آنان را به مبارزه و جهاد دعوت داده است و گفته است که هرگز نگران وی نشوند و او آماده مرگ و شهادت در راه حق است و برای شهادت در این راه افتخار می کند.
او به خانواده اش توصیه می کند که پس از شهادتش هرگز ناراحت نشوند و توصیه کرده است که بعد از شهادتش به کسانی که برای تسلیت می آیند شیرینی بدهند و طبق وصیتش بازماندگانش شیرینی تقسیم کردند.
او به خانواده اش توصیه می کند که فرزندانش را تربیت کنند و آنان را به میدان جهاد و مبارزه اعزام کنند و می گفت فرزندانش باید همین راه را ادامه دهند و این نشانگر اوج ایمان و غیرت و شجاعت رادمرد انقلابی و مجاهد بزرگ و عالم مجاهد شهید حافظ صلاح الدین می باشد.

شهادت با اعدام
سحرگاه روز سه شنبه 13 /12/ 87 پس از 9 ماه زجر و شکنجه حافظ صلاح الدین همراه با یار با وفایش مولوی خلیل الرحمان در شهر زاهدان توسط متجاوزان پست فطرت و جنایتکار و اشغالگران پلید و خونخوار اعدام شد و جانش را فدای خالقش نمود و به دیدار حق شتافت.

یادش به خیر و راهش پر رهرو باد

دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

اهداف رژیم ولایت فقیه از ساخت دیوار حائل در بلوچستان اشغالی


طرح ساخت ديوار حائل از سال 85 بين مقامات ایران قوت گرفت و در سال 86 با افزايش و تشديد عملياتهااز سوي مبارزين جنبش مقاومت جندالله انسداد کامل مرزها در پارلمان رژیم تصویب شد و مبلغ صد ملیارد تومان برای دیوارکشی در بلوچستان تصویب شد که تاکنون 80 کیلومتر مرز بین دو بلوچستان شرقی و غربی با دیوار بتنی جدا از هم جدا شده است و این دیوارها، حدود دو متر ارتفاع دارند و بالای آنها دو ردیف سیم خاردار کشیده شده است و 460 کیلومتر از مرز کانال کشی شده است که آن هم به مثابه دیواری حائل و جدا کننده بین ملت بلوچ ساکن در دو سوی مرز می باشد و این جدا سازی همچنان ادامه دارد تا اینکه به طور کامل دو بلوچستان از هم جدا گردند.

هدف اصلی که رژیم از این کار دنبال می کند جلوگیری از عبور و مرور مبارزین از مناطق مرزی می باشد اگر چه رژیم در محافل خبری بیشتر به موضوع مواد مخدر می پردازد تا از کشورهای جهان و سازمان های بین المللی کمک دریافت کند اما حقیقت این است که حمل و نقل مواد مخدر از اول انقلاب وجود داشته است و هیچ وقت رژیم برای مقابله با آن به دیوار کشی نپرداخته بود و این دیوار کشی دقیقا پس از آغاز مبارزات در بلوچستان و رشد روز افزون مبارزات و مقاومتها بود که رژیم را وادار کرد به ساخت دیوار حائل پرداخته تا شاید مبارزات در بلوچستان را متوقف نماید همانگونه که اسرائیلیها به همین دلیل به ساخت دیوار حائل در فلسطین اقدام نمودند.

اما در اینجا هدفهای نهان دیگری هم دنبال می شود که رژیم به طور کامل دنبال نابودی ملت بلوچ در سرزمینشان می باشد زیرا که روابط مردم بلوچ در دو سوی مرز موجب حفظ فرهنگ این ملت و همچنین موجب رشد بینش سیاسی ملت بلوچ می شد که این رژیم را به وحشت انداخته است و رژیم با ساختن دیوار می خواهد که ملت بلوچ را از نظر فرهنگی بیش از پیش ذوب در فرهنگ فارسی و مجوسی نماید وبدین صورت فرهنگ اصیل این ملت را از بین ببرد همانگونه که ما شاهد هستیم که فرهنگ بلوچی در بسیاری از نقاط بلوچستان اشغالی از بین رفته است و حتی تحصیل کردگان بلوچ توان نوشتن و خواندن به زبان خود را ندارند و اگر روابط بین ملت بلوچ در سوی مرز تقویت شود این خود بر حفظ فرهنگ تاثیر گذاشته و آنان را از ذوب شدن در فرهنگ فارسی محفوظ نگه می دارد.

این در حالی است که این دیوار بسیاری از مناطق ملت بلوچ را که مردم یک طایفه در آن زندگی می کنند به طور کلی از همدیگر جدا می کند به طور مثال منطقه ماشکیل که با ساختن دیوار حائل حتی بسیاری از خانواده ها هم از همدیگر جدا می شوند زیرا که بسیار هستند خانواده هائی که یک برادر آن سوی مرز و یک برادر این سوی مرز زندگی می کند و این دیوار بین دو برادر جدائی می اندازد و وحدت و یکپارچگی ملت بلوچ را از بین می برد که این خود مخالف با اصول انسانی و بین المللی است.

یکی دیگر از اهداف رژیم از ساخت دیوار حائل وابسته کردن ملت بلوچ به رژیم از نظر اقتصادی می باشد زیرا که ملت بلوچ همیشه از مرز به عنوان منبعی اقتصادی استفاده کرده اند زیرا که رژیم ایران که بلوچستان را در تصرف دارد هیچ گونه تلاشی برای ایجاد منابع اقتصادی در بلوچستان نکرده است و مجبورا مردم به مرز وابسته شده اند و از مرز برای رفع نیازهای اقتصادی خود استفاده می کنند و الان با مسدود شدن مرز و ساخته شدن دیوار حائل مردم از یک منبع اقتصادی محروم می شوند و نیاز و وابستگیشان به متجاوزان بیشتر می شود و باید هر طور شده در راستای اهداف متجاوزان حرکت کنند ورنه از گرسنگی می میرند.

از نظر بین المللی هم دیوار حائل ارزشی ندارد و کاری منافی با اصول بین المللی است زیرا این دیوار یک ملت و یک خانواده و دو برادر و یک سرزمین را به صورتی ناعادلانه از هم جدا می کند و اصلا قابل قبول نیست زیرا مرز در قوانین بین المللی عبارت است ازخطي كه يك سرزمين و يا يك محيط اجتماعي را از سرزمين و یا محيط اجتماعي ديگر، از لحاظ خصوصيات فعاليت هاي اجتماعي، اقتصادي ، سياسي ، نژادي ، مذهبي وبعضی‌ مشخصات ديگر جدا مي سازد و اینجا ما در دو سوی این مرز یک ملت با یک مذهب و با یک نژاد زندگی می کنیم و این دیوار ما را از همدیگر جدا می کند لذا باید در دادگاههای بین المللی پی گیری شود و دروغهای رژیم ایران در این باره افشاء شود.


همچنین این دیوار سبب می شود که آزادي‌هاي شخصي مردم بلوچ در دو سوی مرز از جمله حقوق رفت و آمد، حق كاركردن، حق تعيين سرنوشت، دسترسي به امكانات آموزشي، بهداشتي، درماني و ساير حقوق اوليه و بنيادين مردم بلوچ نقض شود و این خود منافی قوانین بین المللی است و باید مورد بررسی قرار گیرد.

دلاور بلوچ

رژیم تهران و تغییر بافت جمعیت بلوچستان


رژیم تهران و تغییر بافت جمعیت بلوچستان رژیم تهران چه قبل از انقلاب و چه پس از انقلاب اهدافی همچون یکپارچه کردن ایران با حذف اقوام غیر فارس را دنبال نموده است و رژیم سابق در همین راستا نام شهرهای مناطق قوم نشین را تغییر داده و نامهای فارسی بر آنها نهاده تا بدین صورت فرهنگ و زبان آن اقوام را از اذهان پاک نموده و راه را برای ایرانی یکپارچه فقط برای قوم فارس هموار نمود.به طور مثال ما در بلوچستان می بینیم که نامهای شهرهائی مانند پهره و گه شستون و....تغییر داده شده اند که شاید به ظاهر مشکلی ندارد اما در حقیقت تغییر نام شهرها در نهان اهداف بزرگتری را مخفی نموده است و با گذشت زمان آن اهداف عیان می شوند.


یکی از کارهائی که رژیم تهران در سابق و الان بدان متوسل شده اند تا به زعم و خیالشان ایران را یکپارچه برای فارس و یا شیعه کنند اسکان دادن غیر بومیان مهاجر در این سرزمین بوده است که از زمان رژیم سابق با ایجاد پادگان نظامی و آوردن نظامیان شیعه از دیگر استانها به بلوچستان و بویژه قسمت شمالی بلوچستان و منطقه نصرت آباد سنجرانی (زابل) آغاز گردید و حتی بسیاری از افغانیهای شیعه مانند شهریاریها به این سوی مرز آورده شدند تا آله ای برای تهران جهت سرکوب ملت بلوچ باشند و و این اسکان دادن ها به سوی جنوب در حرکت بود و پس از نصرت آباد سنجرانی نوبت زاهدان یا همان دزآپ رسید و این روند تا انقلاب خمینی ادامه داشت.


قبل از انقلاب این امر خیلی ملموس نبود اما بعد از انقلاب خمینی و افزوده شدن فاشیسم مذهبی بر فاشیسم ملی و وجود هر دوی آن در مهاجران و حکومت مرکزی ، آنان را واداشت تا برنامه ای گسترده در این راستا تدوین کرده و به اجرا بگذارند و این برنامه با تبلیغات گسترده مذهبی و گسیل داشتن شیعیان از نقاط مختلف ایران به بلوچستان و دادن امتیازهای مهم به آنان و محول کردن تمامی ادارات دولتی و مسئولیتها نظامی و بهداشتی و علمی به آنان ، بویژه زابلیها بلوچستان را برایشان تبدیل به بهشتی کرد که شیعیان از نقاط مختلف ایران عزم اینجا را می کردند و حتی کسانی که در مناطق خود به خاطر عدم لیاقت از دست آوردن شغل محروم بودند به بلوچستان می آمدند و اینجا نه تنها به آنها شغلهای مهمی داده می شد که از مزیتهای فراوانی برخوردار می شدند و این همه جزئی از برنامه ریزی بود تا مردم اصلی این سرزمین و مالکان واقعی آن در اقلیت قرار گیرند و مهاجران همه کاره این سرزمین شوند و امروز ما شاهد این امرو هستیم و حتی اخیرا زابلیهای مقیم زاهدان در پیام های تلفنی خود به یکدیگر توصیه می کنند به بلوچها زمین ندهید!!!


یعنی گویا الان بلوچها مهاجر شدند و زابلیها صاحب اصلی !!!!


مهم ترین اقدامات رژیم تهران برای تغییر بافت جمعیت بلوچستان عبارتند از :


1 : گسیل داشتن مهاجران به بلوچستان


2 : دادن مزیتهای زیاد به افرادی که از خارج بلوچستان برای کار به این استان بیایند


3 :وادار کردن مردم بلوچ به مهاجرت به خارج از کشور


4 :دادن تمامی امتیازها شهرکهای صنعتی و .. به غیر بومیان و محروم بودن ملت بلوچ از هر گونه سرمایه گذاری تا اندازه ای که 70 در صد جمعیت بلوچ زیر خط فقر زندگی می کنند.


5 :همجه شدید متجاوزان به زبان و فرهنگ و مذهب و عقیده مردم تا راه مهاجرت را در پیش گیرند یا در فرهنگ متجاوزان ذوب شوند


6 :تغییرات شهری و روستائی بر اساس منافع متجاوزان تا مردم بلوچ در این تغییرات بهره ای نبرند و بر قدرت متجاوزان افزوده شود به طور مثال با اینکه میرجاوه و نصرت آبادجمعیت قابل ملاحظه ای دارند اما در تقسیمات سیاسی جزو خاش محسوب می شوند و یا نیکشهر جزو چابهار محسوب می شوند و در انتخابات یک نماینده از این دو شهر به مجلس راه می یابد اما از زابل که اکثر جمعیت آن را غیر بومیان تشکیل می دهند دو نماینده به مجلس می رود.


7 :ایجاد بندر آزاد چابهار و دعوت کردن از سرمایه داران غیر بومی برای سرمایه گذاری در بندر آزاد و حتی اخیرا خبر فروخته شدن بندر به طور خصوصی منتشر شده است که دست سرمایه داران غیر بومی را در منطقه به طور کامل آزاد گذاشته است.


8 : غصب زمینهای مردم بلوچ و ثبت آنها به نام شهرداری و واگذار کردن آنها با نرخهای پائین به غیر بومیان تا بیشتر تشویق شوند و دیگران را تشویق به آمدن به بلوچستان کنند.


9 : ایجاد دانشگاه بزرگ برای غیر بومیان و آوردن هزاران دانشجوی غیر بومی به بلوچستان که به بلوچستان رنگ و بوی فارسی داده شود


10 : برگزاری مراسم عزاداری و ماتم و نوحه و سینه زنی در خیابانهای بلوچستان و آویزان کرده تابلو های مخصوص شیعی تا به بلوچستان رنگ و بوی شیعی داده شود.


11 : نام گذاری خیابانهای شهرهای بلوچستان با نامهای فارسی و شیعی که هر کس از خارج بیاید این شهرها را فارسی و شیعی بداند.و.....رژیم تهران برنامه تغییر بافت جمعیت بلوچستان را بر خلاف موازین بین المللی ادامه می دهد ، زیرا قوانین بین المللی می گوید که اشغالگران حق ندارند املاك منقول يا غيرمنقول متعلق به افراد يا گروهها و سازمان‌ها را تصرف کرده و یا از بین برده و تخریب نموده و منهدم نمایند اما رژیم ایران مرتکب همه این جرائم شده و به جنایت علیه ملت بلوچ ادامه می دهد.


ملت بلوچ با هیچ قوم و مذهبی سر دشمنی و عداوت ندارد و فقط خواهان حفظ هویت و فرهنگ و مذهب خود هست اما اگر بنا باشد دیگران با تعدی و تجاوز این سرزمین را از ملت بلوچ بگیرند ،ملت بلوچ چنین اجازه ای نخواهد داد و در برابر متجاوزان و متعدیان خواهند ایستاد ، چرا که این سرزمین در طول تاریخ از آن ملت بلوچ بوده است و ملت بلوچ با خون خود این سرزمین را آبیاری کرده و براحتی آن را تحویل متجاوزان نخواهد داد.در آخر چند توصیه به نخبگان و پژوهشگران بلوچ می کنم :


1 : به این موضوع مهم یعنی تلاش رژیم ایران برای تغییر بافت جمعیت بلوچستان بپردازند و چند و چون این موضوع را مورد کنکاش قرار دهند تا مردم بلوچ از این دسیسته بیگانگان متجاوز مطلع شوند.


2 :به وضعيت جغرافيايی و جمعيتی کليه مناطق مسکونی بلوچستان پرداخته و آمار حقيقی جمعیت بلوچستان و جمعیت مهاجران را مورد بررسی قرار دهند.


3ـ دعوت از کليه سازمانهای بین المللی برای بررسی این موضوع و جنایات رژیم ایران در تصاحب زمینهای مردم بلوچ و واگذاری آن به غیر بومیان و قلع و قمع ملت بلوچ و جذب شیعیان ایران به این سرزمین جهت سرکوب ملت بلوچ برای جهانیان شرح گردد .




دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

ایجاد رعب یا مرعوب شدن از مردم


رژیم ایران با دستگیر کردن دهها جوان بلوچ به زعم باطل و خیال واهی اش می خواهد در ملت غیور بلوچ ترس و وحشت بیافریند و فضای رعب ایجاد نماید اما این برخوردهای ناشیانه و رفتارهای بزدلانه بیش از هر چیزی ترس و وحشت و مرعوب شدن خود رژیم را ثابت می کند که از ترس قیام مردمی و رشد اندیشه آزادی خواهی و آزادی طلبی به روشهای بزدلانه و غیر انسانی روی آورده است.
روزهای گذشته نیروهای رژیم که چندین ماه است تبلیغات وسیع و گسترده ای علیه جنبش براه انداخته اند و هر روز برنامه هائی از تلوزیون علیه جنبش پخش می شود از ترس پخش سی دی های جدید جنبش به تمامی مراکز سی دی فروشی و حتی به منازل مسکو نی حمله کرده اند و به بازرسی منازل پرداخته اند تا مانع پخش سی دی جنبش در شهرهای بلوچستان شوند و همچنین در اقدامی مماثل به نیروهای رژیم در یورش به منازل مسکونی مردم و زیر پا گذاشتن حرمت خانه مردم به جمع آوری دیش های ماهواره ای پرداخته اند و طی یک هفته صدها دیش ماهواره ای را جمع آوری نموده اند تا مردم از اخبار درست و حقائق با خبر نشوند.
این رفتارها و برخوردها و از سوئی دستگیری افرادی که هیچ گناهی جز قرابت و نزدیکی با اعضای جنبش ندارند نشانگر عمق وحشت و ترس رژیم می باشد و رژیم با چنین اعمال رذلی هرگز نمی تواند در مردم رعب و حشت بیافریند بلکه بیش از پیش مرعوب شدن خود را از مردم به نمایش می گذارد.
امروز رژیم به مانند حیوان درنده و زخم دیده ای می باشد که خود را در حال مرگ می بیند و هارگونه و دیوانه وار به این و آن حمله می کند اما همه می دانند که دیگر آخرین نفسهای این رژیم می باشد و مزدوران زابلی رژیم هم ترسیده اند که با نابودی رژیم چه بلائی سر آنان در می آید و شاید از الان به فکر باشند و دست به جنایت زنند اما جنایت علیه مردمی عادی جنگ را به بین مردم سوق خواهد داد و آنگاه زابلیها که 5 درصد می باشند به جز مرگ به چیز دیگری نباید فکر کنند.
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

دستگیری افراد بی گناه اوج ترس و وحشت رژیم را به نمایش می گذارد


در حالیکه رژیم ایران در بدترین وضعیت به سر می برد و با بحرانهای متعددی دست و پنجه نرم می کند بلوچستان هنوز یکی از جدی ترین بحرانهای پیش روی رژیم می باشد و ترس و وحشت سران رژیم را فرا گرفته است و می ترسند که وضعیت مرکز و همچنین تزلزل نظام سبب قیام مردمی در بلوچستان نشود و تظاهرات چند ماه پیش زاهدان و غلبه مردم بر شهر و تصرف پاسگاه شیر آباد و پایگاه بسیج خیام و تسلط بر شاهراههای مواصلاتی تمام بافته های نظام را به هم ریخت و آنچه آنان گمان می کردند که غیرت و شهامت و شجاعت مردم را سلب کرده اند را ابطال نمود به همین خاطر با پایان یافتن انتخابات رژیم و مزدوران زابلی که در تظاهرات زاهدان مغلوب شده بودند به فکر افتاده اند تا باری دیگر با جنایت و کشتار و قتل و اعدام از مردم انتقام گیرند و ترس و وحشت بیافرینند اما زهی خیال باطل چون همه مردم بلوچستان به خوبی می دانند که رژیم می خواهد ترس ایجاد کند و اقتدار پوشالی خود را به نمایش گذارد و به همین خاطر مردم دیگر ترس را کنار گذاشته و به میدان آمده اند و هر جنایتی موجب بیداری بیشتر و افزایش محبوبیت جنبش در سطح جامعه می شود.
این دستگیر کردنها و بازداشتها بیش از آنکه در مردم بلوچستان ترس بیافریند نشانگر ترس و وحشت رژیم از جنبش و مردم بلوچستان می باشد ، امروز رژیم چنان بدبخت و بیچاره شده است که برای تائید خود از کسانی که طبق قانون خود رژیم مجرم هستند و در انتظار اعدام به سر می برند استفاده می کند و از سوئی چنان بدبخت که پیرمردهای 60 ساله را به اتهام همکاری با جنبش دستگیر می کند و این اوج بدبختی و ذلت و خواری رژیم را ثابت می کند.
دستگیر کردن اعضای خانواده مبارزان راه را برای برخورد با تمامی غیرنظامیان زابلی باز کرده است و حمله به غیرنظامیان متجاوز را موجه می کند زیرا افراد دستگیر شده همه غیر نظامی و اتهامشان فقط قرابت و نزدیکی با مبارزان می باشد و زابلیها باید گور خود را بزنند و شاید رژیم می خواهد که مردم بلوچ نسل زابلیها را از بین ببرند و به همین خاطر افراد بی گناه را دستگیر و شکنجه می کند تا مردم بلوچ را وادار به اقدام بالمثل نماید زیرا کسانی که دستگیر و شکنجه می کنند برادران و اعضای خانواده همین زابلیهای عادی هستند و از آسمان نیامده اند و راهی جز انتقام از زابلیها پیش روی مردم بلوچ قرار ندارد پس یا زابلیها راهشان را از رژیم جدا کرده و علیه این جنایتها اعتراض می کنند و اعضای خانواده خود را مجبور به ترک نظام کنند و یا برای کشته شدن آماده شوند چون در کشتار و اعدام و شکنجه جوانان بلوچ شریک هستند و مجرم هستند و باید به سزای اعمال خود برسند.
دستگیر کردن جوانان نشانگر اوج ترس و وحشت رژیم می باشد که چنان دیوانه وار به منازل مردم حمله می کنند و بی رحمانه و وحشیانه به مردم حمله می کنند و افراد عادی و کسانی که هیچ جرمی نداشته اند را فقط به خاطر سنی بودن و بلوچ بودن دستگیر می کنند.
ترس و وحشت رژیم از قیام مردمی به وضوح دیده می شود و هر شخص می تواند ترس و وحشت رژیم را در عملکرد وحشیانه و بزدلانه رژیم مشاهده نماید.
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

نمایش اعترافات دیکته ای جوانان مظلوم نشانگر اوج انقلاب فکری مردم بلوچ می باشد

نمایش اعترافات دیکته ای جوانان مظلوم نشانگر اوج انقلاب فکری مردم بلوچ می باشد

رژیم ولایت فقیه دست از پا گم کرده و قدرت و محبوبیت روز افزون جنبش مقاومت جندالله در بلوچستان سران نظام را به وحشت انداخته است و این بار مزدوران بیت رهبری که به یقین درک کرده اند که دیگر جندالله در قلوب مردم جای گرفته است به ترفندی جدید متوسل شده و تمامی سپید ریشان و بزرگان و علمای بلوچ را جمع نموده و جوانان مظلومی که مدتها در سیاهچالهای وزارت اطلاعات بوده و به هزاران روش شکنجه شده و تهدید به اعدام شده اند را در این جمع حاضر کرده اند تا با اعترافات دیکته ای علماء و بزرگان که قلبا همراه با جنبش هستند را نسبت به اهداف جنبش بدظن نموده و به آنان القاء کنند که جنبش وابسته به غرب و امریکاست.
گذشته از هر چیز این گونه جلسات برگزار کردن و از علماء و بزرگان دعوت کردن و احضار زندانیان نشان می دهد که جنبش تا عمق جامعه نفوذ نموده و علمای بزرگوار و بزرگان و معتمدان قوم را تحت تاثیر قرار داده است که رژیم با برگزار کردن نمایشهای کودکانه می خواهد جلوی این نفوذ را بگیرد اما زهی خیال باطل که هیچ قدرتی را توان ایستادگی در برابر حق نیست و رژیم با هزینه کردن ملیاردها دلار تاکنون نتوانسته با جنبشی که از هیچ حمایت خارجی برخوردار نیست و فقط تکیه اش بر خداست و در بدترین وضعیت مادی به سر می برد و از کمترین امکانات بی بهره است مقابله نماید و این نشان از حقانیت جنبش است که با هیچ در برابر قدرت شیطانی ایستاده است و قدرتش را به چالش کشیده است و رژیم با تبلیغات ملیاردی نتوانسته این صدای حق را خاموش کند.
اما اعترافات جوانان مظلوم و ستمدیده که تحت فشار روحی گرفته شده برای مردم هیچ ارزشی ندارد و مردم ایران با چنین ترفندهای احمقانه ای آشنا هستند و همه ملت می دانند که به این جوانان گفته شده که اعتراف به جرم کنند و علیه جنبش و رهبر جنبش سخن گویند و جنبش را متهم به وابستگی به غرب نمایند تا از اعدام نجات یابند.
و این روش کهنه شده و دیگر تاثیری بر مردم ندارد و در گذشته هم با مولانا نظر محمد دیدگاه که یک عالم برجسته و پرهیزگار و مخلص بود چنین شد و فقط به خاطر انتقاداتش از رژیم دستگیر شده و شکنجه و سپس در تلوزیون حاضر شده و اعتراف به ناکرده ها نمود.
و این گونه اعترافات به اندازه ای بی وقع شده که علمای بزرگ تشیع و ارکان نظام مانند آیت الله صانعی و موسوی و کروبی و آیت الله منتظری چنین نمایشهائی را دروغ و مکر و فریب نامیده و گفته اند که چنین اعترافاتی هیچ ارزش شرعی و عقلی ندارد.
رژیم با چنین روشهای احمقانه ای هرگز به اهداف پلید و شیطانی اش نائل نمی گردد و تاکنون رژیم همه راهها را و ترفندها را آزموده و همه جا با شکست مواجه شده است و را عقلانی فقط دست کشیدن از ظلم و جنایت و سپرده سرنوشت مردم بدست خودشان است دیگر راهی پیش روی ولایت فقیه وجود ندارد.
دلاور بلوچ

ه‍.ش. ۱۳۸۷ اسفند ۲۹, پنجشنبه

مصاحبه صوتي دكتر ملازاده و امير عبدالمالك ريگي


مدت زمان مصاحبه : 24 دقيقه
حجم فايل : 2 مگ

لينك دانلود :
http://www.4shared.com/file/93209652/d8698499/amir-molla-yasin.html



مصاحبه در تاريخ بيست و پنجم اسفند ماه سال 87
انجام شد

توصيه امير عبدالمالك ريگي به جوانان اهل سنت ايران
جنگ در همت آباد پانزده كيلومتري زاهدان و به هلاكت رسيدن ده ها تن از
نيروهاي سپاه و پيروزي گروه جندالله
شهادت مظلومانه دو عالم و مولوي گران قدر بلوچستان
حقايق از زبان سردار امير عبدالمالك ريگي فرمانده گروه جندالله
خواري و پستي نيروهاي دشمن
و....
در اين سخنراني بيست و چهار دقيقه اي موجود ميباشد


تهيه كننده: ياسين

فالله خير الحافظ و هو الرحمن الرحمين

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۲۷, یکشنبه

شکست رژیم ایران در جنگ با جندالله


شکست رژیم ایران در جنگ با جندالله
خوب به یاد داریم که سرکردگان جنایت پیشه ولایت فقیه از رسانه های اعلام کردند که جندالله را از بین برده اند و دیگر توان عملیاتی ندارد البته که خود می دانستند دروغ می گویند ولی به خاطر اینکه رسوا نشوند و به خورد مردم چیزی دهند چنین ادعا می کردند اما باری دیگر عملیاتهای جنبش با اقتدار تمام در بلوچستان خواب از چشمان متجاوزان جنایتکار پراند و در طول یک ماه مبارزان چندین عملیات را به اجرا گذاشتند.
عملیات اول عملیات افتخار آمیز استشهادی شهید عبدالغفور ریگی بود که در وسط شهر سراوان و با وجود هزاران نیروی امنیتی و نظامی به اجرا در آمد و صدها پاسدار جانی را راهی جهنم نمود و عملیات دوم باز هم در سراوان به وقوع پیوست و دو خودروی حامل 14 پاسدار منفجر و همه پاسداران به هلاکت رسیدند و عملیات سوم در زاهدان و آن هم در مرکز شهر و روز 22 بهمن بود که مبارزان بمبی را در حساس ترین نقطه امنیتی و نظامی و در مسیر رژه نیروهای نظامی کارگذاشته بودند که به علت حضور مردم هنگام رژه مبارزین بمب را منفجر نکردند و چهارمین عملیات در کشتگان سراوان و در مسیر نیروهای رژیم بمبی کنار جاده ای کارگذاشتند که منجر به هلاکت 9 پاسدار رژیم و انهدام یک خودروی رژیم شد.
این عملیاتهای پی در پی از سوئی اقتدار روز افزون جنبش جندالله را به نمایش می گذارد و از سوئی ضعف و شکست رژیم را در تمامی عرصه ها ثابت می کند،رژیمی که صدها ملیارد تومان برای مقابله با جندالله هزینه کرده است و همکاری کشور قدرتمند روسیه کمونیست را در کنار خود داشته است هنوز موفق به ابتدائی ترین طرحهای خود نشده است و در هر میدانی مفتضحانه با شکست مواجه می گردد و مجبور به عقب نشینی می شود چنانچه اخیرا باز دست به دامن روسیه شده و درخواست کمک کرده است وفرماندهی مرزبانی روسیه اخیرا به بلوچستان دعوت شده و طبق گزارش خبرگزاری ایرنا قول همکاری لجیستیکی و آموزشی به مرزبانان ایرانی داده است.
این اوج شکست و رسوائی رژیم را در برابر مبارزین می رساند و مبارزین همچنان با تکیه بر الله و بدون دریافت هیچگونه کمکی به مبارزات خود ادامه می دهند و بحمدالله جوانان غیور و مومن بلوچستان از هر کارزاری با پیروزی بازگشتند و رژیم حتی حاضر نشده است اسامی کسانی را که برایش خدمت می کنند را ارائه دهد و هلاک شدگان خود را به نام شهید گمنام در شهرهای مختلف غالب می کند.
افراد شرور و خون آشامی همچون شهریاری هم که شکست خود را می بینند خفه خون گرفته اند و حتی بلوچستان را ترک داده اند و فعلا فقط در فکر نجات خود و خانواده خود هستند.
اینها خوب بدانند که این آتش همچنان در حال شعله ور شدن است و تا زمانیکه خانه های شهریاریها را ویران نکند خاموش نخواهد شد.
دلاور بلوچ